==خاطرات==
- یک روز برای زیارت به [[ مشهد ]] رفته بودم صبح زود سیدجواد برای زیارت [[ امام رضا علیه السلام ]] بیرون رفت در بین راه دیده بود که دو نفر مشاجره می کنند و یکی کت دیگری را می کشد نزدیک شده بود و متوجه شده بود که یکی طلبکار است و آن هم پولی ندارد بدهد فورا کت خودش را درآورده بود و به آن شخص طلبکار داده بود و قضیه را خاتمه داده بود .
- به خاطر دارم یک روز به همراه خانواده برای زیارت امام رضا علیه السلام به مشهد مقدس رفته بودیم. صبح زود سیدجواد برای زیارت به بیرون رفت که در بین راه دو نفر را می بیند که با هم در حال مشاجره و دعوا هستند. جلو می رود و قضیه را می پرسد که یکی از آنها به دیگری بدهکار بود و پول هم نداشت که به او بدهد به همین دلیل با هم مشاجره می کردند که در همان لحظه [[ شهید ]] کت خود را درآورده و به آن شخص طلبکار می دهد و قضیه خاتمه می یابد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4736 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
==پانویس==منبع سایت یاران رضا http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 4736>