ویرایشها
/* خاطرات */
منبع: نرم افزار شاهد
*عکس مبتذل
کلاس دوم راهنمایی که بود، مجلات عکس مبتذل چاپ میکردند.
در آرایشگاه، فروشگاه و حتی مغازهها این عکسها را روی در و دیوار نصب میکردند و احمد هر جا این عکسها را میدید پاره میکرد. صاحب مغازه یا فروشگاه میآمد و شکایت احمد را برای ما میآورد. پدر احمد، رئیس پاسگاه بود و کسی به حرمت پدرش به احمد چیزی نمیگفت.
من لبخند میزدم. چون با کاری که احمد انجام میداد، موافق بودم.
یک مجلهای با عکسهای مبتذل چاپ شده بود که احمد آنها را با پول تو جیبی اش از هر کیوسک روزنامهای میخرید. توی باغچه میانداخت نفت میریخت و همه را آتش میزد.
میگفتم: چرا این کار را میکنی؟ میگفت: این عکسها ذهن جوانان را خراب میکند.
منبع : نرم افزار شاهد
== وصیتنامه ==