==زندگي نامه==
تاری ورد ی وردی لو، عل ی علی اکبر : س ی سی ام شهر ی ور شهریور ۱۳۴۷ ، در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش عل ی علی ، کارگر بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پا ی ان یان دوره راهنما یی درس خواند. به عنوان پاسدار وظ ی فه وظیفه در جبهه حضور ی حضوری افت . ب ی ست بیست و هفتم فرورد ی ن فروردین ۱۳۶۶ ، در بانه توسط ن ی روها ی عراق نیروها ی عراقی به شهادت رس ی د رسید . پ ی کرش پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۸ پس از تفحص در گلزار شهدا ی شهدای شهر الوند از توابع شهر قزو ی ن ین به خاک سپرده شد.
==وصيت نامه==
شه ی د، عل ی شهید، علی اکبر تار ی ورد ی یوردی لو: سلام بر پدر و مادر مهربانم؛ از ا ی نکه اینکه زحمات فراوان برا ی برای من متحمل شده ا ی د و ای دو شما را جا م ی می گذارم، ببخش ی د ببخشید . آ ی ا آیا شما افتخار نم ی کن ی د نمی کنید از ا ی نکه اینکه توانسته ا ی د اید در مهمتر ی ن مهمترین بُرهه از زمان و آن هم در زمان ی زمانی که اسلام عز ی ز عزیز در حملات گوناگون گرگها ی ش رق گرگهای شرق و غرب قرار گرفته است، چن ی ن فرزند ی چنین فرزندی را ترب ی ت تربیت نموده و فدا ی فدای اسلام کرده ا ی د؟ اید؟ ناراحت نشو ی د نشوید که من شه ی د شهید شده ام؛ چون که ما از خدا یی م ییم و عاقبت به سو ی سوی خدا م ی می رو ی م؛ یم؛ پس چه بهتر خدا ما را در راه خود دعوت کرده است. پدر و مادرم! خوشحال باش ی د باشید که امانت خدا را به نحو احسن به صاحب اصل ی اصلی اش که خداست برگرداند ی د ید . سلام بر برادران و خواهرانم! از ا ی نکه ینکه با شما تا ابد خداحافظ ی م ی خداحافظی می کنم، مرا ببخش ی د؛ ببخشید؛ چون هر وقت خداوند کس ی کسی را دعوت کند، د ی گر دیگر برادر به فکرش نم ی نمی افتد. اسلحه ی مرا بردار ی د بردارید و با تمام توان، حق مستضعف ی ن مستضعفین را از مستکبر ی ن مستکبرین جهان بگ ی ر ی د بگیر ید و به دشمنان اسلام بگو یی د یید دُرست است که برادرمان و برادرانمان شه ی د شهید شده؛ ول ی ولی برادران د ی گر یگر ی را برا ی برای اسلام و ادامه ی راه خونبار شه ی دان ترب ی ت شهیدان تربیت و پرورش داده ا ی م ایم و خواه ی م خواهیم داد. همسرم! شما ن ی ز ز ی نب نیز زینب گونه زندگ ی زندگی کن و به فرزندانمان حد ی ث ا ی ن حدیث این روزگار را نقل کن و از آنها ز ی نب زینب ها و حس ی ن ها ی حسین های آ ی نده ینده را بساز که خدا اجر تو را ن ی کو نیکو بدهد. ...و تو ا ی توای مادرم! خ ی ل ی خیلی سبب رنج تو در ا ی ن دراین چند روزه ی عُمر بوده ام و سخت ی ها ی سختی های تو تا آخر ی ن آخرین لحظه ی عُمرم در خاطرم هست و روز ق ی امت قیامت شهادت رنج کش ی دن کشدن تو را م ی رامی دهم و با شهادت آن روز مرا حلال کن و از ته قلب ا ی ن این را به خدا بگو و خوشحال باش که پسرت شه ی د شهید شد. ...و شما ا ی ای دوستانم! در انجام امور شرع ی شرعی کوشا باش ی د باشید و گوش به دستورات و فرمان امام عز ی ز، خم ی ن ی عزیز، خمینی بت شکن باش ی د باشید و به حرف ها ی ش ی طانک شیطانک ها ی داخل ی داخلی -که هدفشان جز خوردن و خواب ی دن ن ی ست خوابیدن نیست - گوش نده ی د ندهید و هم ی شه همیشه طرفدار روحان ی ت متعه د روحانیت متعهد و مبارز باش ی د باشید که ا ی نان ینان اَطبّا ی معنو ی جامعه هستند. ۱ (۱۱۶۱۱۱۳) عل ی علی اکبر تار ی ورد ی تاری وردی لو
پا ی گاه پایگاه اطلاع رسان ی رسانی سرداران و 3000 شه ی د شهید استان قزو ی نقزوین
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2356