ویرایش‌ها

شهید جمشید ابراهیمی لواسانی

۳ بایت حذف‌شده، ‏۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۲
سه ماه اول را در خرم آباد لرستان دوره آموزشي ديد و از آنجا مستقيماً به مهران (خط مقدم) جبهه رفت و يک بار به مرخصي آمد و مدت 15 روز مرخصي را به نزد خويشان، آشنايان و دوستان خود رفت و با يک يک آنها خداحافظي کرد و عجيب اين که گفته بود من به شهادت نائل خواهم شد و از اکثر مغازه داران محل حلاليت طلبيده بود و گفته بود كه من از اين سفر بر نمي‌گردم و همان طور هم شد و او به شهادتت رسيد.
پدرش براي ديدن او به مهران رفته و پس از دو روز گشتن وي را پيدا مي كند وقتي به فرمانده اش جهت درخواست ملاقات جمشيد مراجعه مي کند، فرمانده به مند گفت: جمشيد سه روز است که به شهادت رسيده است و شربت شهادت را نوشيد؛ من از ايشان خواستم تا جنازه پسرم را به من بدهند ايشان اول گفت: جنازه ي جمشيد، در معراج شهداي ايلام است و من به ايلام رفتم هرچه گشتم در معراج نبود، مجدداً به صالح آباد برگشتم كه گفتند: جنازه او در زير آتش مانده است و ما تا ده روز ديگر حمله‌اي خواهيم کرد و جنازه شهيد را به شما تحويل خواهيم داد.
من که از پيکر پاک اين شهيد نااميد شدم به تهران آمدم و بالاخره مجلس يادبودي برايش گرفتيم تا اين که دوستان و آشنايان به ديدن ما آمدند و همه آنها مي‌گفتند: جمشيد به ما گفته بود که من شهيد مي‌شوم و از شما خواهش مي‌کنم که به خانواده ام چيزي نگوييد.
اگر بخواهم خصوصيات اين شهيد را بر روي کاغذ بياورم بسيار است و بايد کتاب ها نوشت وليکن کاري که براي خداست احتياج به طليقات ندارد، به طور نمونه، يك شب در ساعت ساعت 10 و 11 شب، زني با بچه به بغل درب مغازه براي انداختن شيشه مراجعه کرد (از اين که مغازه ما با منزلمان يک جاست) جمشيد به اتفاق آن زن براي انداختن شيشه به منزل او مي‌رفت و من و مادرش وقتي به او مي‌گفتيم در اين موقع شب چرا اين کار را مي‌کني مي‌گفت: مگر نه اين که ما در جنگ تحميلي هستيم و کمبود برق را مي‌دانيم، اين زن اگر احتياج به يک شيشه نداشت در هواي برفي به درب مغازه نمي‌آمد و من براي رضاي خداي تعالي اين کار را مي‌کنم، در حالي که شيشه بري تا ساعت 8 باز بود.
نمونه ي ديگر اين كه اين شهيد عزيز، به حجاب خواهران خود خيلي تأكيد مي‌نمود و مي‌گفت: حجاب خود را طوري حفظ کنيد که زينب‌وار شويم، هر چند که شما خيلي مانده تا مثل زينب (ع) شويد وليکن از امثال زينب ها درس بياموزيد و مادرش مي‌فرمود: در بودن من خيلي گريه و زاري نکنيد که دشمن منتظر يک نقطه ضعف از شما خانواده‌هاي معظم شهداست و اي مادر عزيز، تو هم از زينب و امثال آن بياموز که در صحراي کربلا 72 تن از ياران و برادرانش را هديه آوردند، تو هم اميدوارم مثل آنها باشي ان شاء الله.
==وصیت نامه==
بسمه تعالى )
وصيت نامه ي سرباز وظيفه، شهید جمشيد ابراهيمى لواسانى
با سلام و سپاس بيكران بر رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران، حضرت امام خمينى مدظله العالى و امت شهيدپرور؛
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش