==زندگي نامه==
عظیمیان، اصغر: یکم آبان ۱۳۴۸، [[۱۳۴۸]]، در شهر [[قزوین ]] به دنیا آمد. پدرش عباس (فوت۱۳۵۶) و مادرش رقیه نام داشت. تا دوم متوسطه در رشته تجربی درس خواند. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت. پنجم تیر ۱۳۶۶، [[۱۳۶۶]]، با سمت [[آرپیجیزن ]] در [[سردشت ]] توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت [[ترکش ]] به دستها و سر، [[شهید ]] شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
==وصیت نامه==
شهید، اصغر [[شهیداصغر عظیمیان]]: بدانید که با چشمی باز این راه را انتخاب کردم و قدم بدین راه نهادم و هوشیارانه راهم را -که همانا راه [[حسین(ع) ]] است- انتخاب کردم؛ زیرا حسین(ع) مرگ خونین را بهتر از زندگی ننگین می دانست. حال که اسلام نیاز به یار و یاور دارد، باید ما خودمان را فدای اسلام کنیم تا درخت اسلام آبیاری شود و پا بر جا بماند؛ همان کاری که حسین(ع) کرد و از همه چیزش -فقط به خاطر رضای خدا- گذشت. حال که دو [[استعمارگر ]] شرق و غرب، کمر به قطع ریشه ی اسلام بسته و توسط صدامِ خودفروخته ی بعثی – صهیونیستی، جنگ به پا کرده اند و تصمیم به قطع ریشه ی [[اسلام ]] و خفه کردن ندای مظلومیت مسلمانان را دارند، باید علیه اینان -و برای برپایی حکومت الله در سراسر گیتی و کوتاه کردن دست اَجانب از آبا، اَجداد و مکتب مان- به پا خاست و از جان، مال و فرزندان خود گذشت، هم چون حسین(ع) که این چنین کرد؛ زیرا اسلام بالاتر از تمام این ها می باشد. خدایا! منِ روسیاه را ببخش و بیامرز و طعم شهد شهادت را به من بچشان که آرزوی من است؛ چرا که شهادت بهترینِ چیزها است و نزدیک ترین راهی است که می توان به خدا نزدیک تر شد. سخنی با خانواده ام: از شما می خواهم پیرو امام و همیشه در صحنه باشید. با رفتن من و برادرگرامی ام -که همیشه پشتیبان و مُتذکّر من بود- ناراحت نباشید و گریه نکنید. (۱۵۲۳۱۱۸) اصغر عظیمیان
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2167