ویرایشها
}}
==زندگی نامه==
گودرزوند چگینی، مرتضی: دهم خرداد ۱۳۴۵، [[۱۳۴۵]]، در روستای شاهحانی از توابع شهر [[قزوین ]] به دنیا آمد. پدرش محمد (فوت۱۳۶۳) راننده بود و مادرش شازده نام داشت. دانشجوی دوره دکترا در رشته پزشکی بود. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، [[۱۳۶۵]]، در [[امالرصاص ]] [[عراق ]] به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۸۰ پس از [[تفحص ]] در گلزار شهدای شهر زادگاهش به خاک سپرده شد.
==خاطرات==
خواهر [[شهید مرتضی گودرزوند چگینی]]: پیراهن سفیدی داشت که خودم برایش دوخته بودم. در [[عملیات ]] قبلی آن را پوشیده بود، وقتی به مرخصی آمد گفت: دکمهی بالایی این پیراهن خیلی بالاست و فاصلهاش با دکمهی پایینی زیاد است، این را برایم درست کن. مرخصی اش تمام شده بود و در حال اعزام بود، با عجله خودم را رساندم که پیراهنش را بدهم. همین که پیراهن را گرفت گفت: تو هیچ میدانی من چرا این رنگ را انتخاب کرده ام؟ گفتم: برای چی؟ گفت: برای اینکه این دفعه عملیات داریم و میخواهم شهید شوم و خونم روی این پیراهن سفید بریزد. من که حسابی جاخورده و ناراحت شده بودم، بلافاصله پیراهن را از دستش گرفتم و گفتم: دیگه بهت نمیدهم. برادرم که ناراحتی مرا دید بلافاصله گفت: شوخی کردم، میخواستم ببینم تو چه عکسالعملی نشان میدهی و هر چه اصرار کرد، من پیراهن را ندادم و گفتم این دفعه که آمدی بهت میدهم. پیراهن را نزد خودم نگه داشتم تا یکبار دیگر او را ببینم، اما او رفت و دیگر برنگشت و من هنوز هم ناراحتم که چرا پیراهن سفیدش را ندادم و هنوز هم آن پیراهن را برای خودم نگه داشتم.منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1881پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>==پانویس==<references/>