ویرایش‌ها

شهید حاج رضا شکری پور

۱۳۸ بایت حذف‌شده، ‏۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۸
==زندگینامه==
 
در يازدهمين روز اسفند ماه ۱۳۳۵ هـ . ش در همدان متولد شد. دوران كودكي را پشت سر گذاشته و در سال ۱۳۴۲ وارد دبستان شد. در همان دوران ابتدائي راه خود را انتخاب كرده و اكثر اوقات در نماز جماعت مسجد محل شركت مي كرد. از ابتدا به علت نذري كه براي او از طرف مادرش شده بود محبت خاصي نسبت به اهل بيت (ع) مخصوصا به مولايش ابا عبدا... الحسين (ع) در وجودش متجلي بود كه اين امر موجب مي شد در ماه هاي محرم و صفر، بيشتر شب ها در مسجد و حسينيه محل در سوگ و عزاداري سرورش به سر برد. به همين ترتيب دوران ابتدائي و راهنمايي را تمام كرده و وارد هنرستان شهیدان ديباج شد. قدرت جسمي خوبي داشت و به ورزش علاقه وافري پيدا كرد و در چند رشته از دو ميداني مثل پرش طول، دو پنج هزار متر و پرتاب نيزه شركت و در چند مسابقه نيز موفق به اخذ مدالهايي گرديد.
در اين اوضاع و احوال نيروهاي عراقي از جزيره مجنون جنوبي تكي انجام داده و دو خاكريز نيروهاي ما را تصرف كرده بودند و از آنجا كه جزاير مجنون براي ما از اهميت خاصي برخوردار بود و يكي از مسئولين مملكتي تاكيد كرده بود كه جزيره حتما بايد حفظ شود لذا حاج رضا با عده قليلي داوطلب مي شود كه جهت مقابله با نيروهاي متجاوز بعثي عراق به جزيره اعزام شود و در حالي كه به علت مجروح بودنش، فرمانده تيپ اصرار مي كند كه شما نرويد ايشان قبول نكرده و اظهار مي دارد ما در جزيره هزاران شهيد داده ايم و سزاوار نيست آنجا را از دست بدهيم و او راست مي گفت زيرا آنهايي كه به جزيره مجنون رفته اند مظلوميت آن را مي فهمند.
او در شب عمليات (هنگامي كه به قصد باز پس گيري خاكريزهايي كه توسط نيروهاي عراق تصرف شده بود) يعني شب ۶۵/۳/۲۸ از ناحيه دست و پا مورد اصابت تركش قرار مي گيرد ولي به پشت جبهه برنمي گردد تا عمليات به نتيجه رسيده و خاكريزهاي مورد نظر پس گرفته مي شود. در صبح روز عمليات يعني صبح روز ۶۵/۳/۲۹ در حاليكه از مواضع تصرف شده پدافند مي كرد و در حال تيراندازي بود ضمن اظهار تشنگي، از ناحيه سر مورد اصابت گلوله غناسه دشمن قرار مي گيرد و به تبعيت از سرور شهيدان و مولايش ابا عبدالله الحسين (ع) كه هميشه شوق ميهماني خوان او را داشت، روح بزرگش به سوي معشوق پر كشيده و به درجه عظماي شهادت نايل آمد.
 
==وصیت نامه==
 
 
بسم الله الرحمن الرحيم
و ما النصر الا من عندالله العظيم
==روایتی ازشهید==
 
لحظات پر اضطرابي سپري شد. جزيره مجنون در آتش وخون مي سوخت. دشمن با پاتک هاي سنگين پيشروي خود را براي باز پس گرفتن آغاز کرده بود. لحظات به کندي مي گذشت ونگراني بر منطقه سايه افکنده بود. دستور آماده باش ابلاغ گرديد.
گردان 154 حضرت علي اکبر از لشگر انصارالحسين (ع)که نيروهاي بسيجي را ترخيص کرده بود، کادر گردان براي دفاع فراخواني گرديد وفردا صبح بايد براي مقابله به جزيره مجنون مي رفتيم. در آن میان حاج رضا شکري پور فرمانده رشيد گردان را ديديم که خودش آرپي جي گرفته وبا لبخند در کنار يارانش به آنها کمک مي کند.
ديشب قبل از عمليات توي سنگر افتاده بود سجده و هق هق مي کرد: «... الهي عبيدک بفنائک، مسکينک بفنائک، اسيرک بفنائک....»
راوي: رضا عليزاده
rId10
rId11
 
rId12
 
 
rId13
 
rId14
 
rId15
 
rId16
 
rId17
 
rId18
 
rId19
 
rId20
 
rId18
 
rId21
 
rId22
 
rId23
 
rId24
 
rId25
منبع:سایت نویدشاهد
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش