نماز جماعت هر روز برقرار بود. اگر روزی روحانی نمی آمد، بچه ها به زور و با اصرار او را برای امامت جلو قرار می دادند و به او اقتدا می کردند. یک بار دیدم در طول نماز بدنش ثابت نیست و مثل برگ خزان می لرزد. بعدها توجه کردم دیدم همیشه از خوف خدا بر سر نماز می لرزد .
[[شهید یوسف کلاهدوز]] <ref>کتاب هالهای از نور، ص108</ref>
کتاب هالهای از نور، ص108
موضوع : عبادی ، حضور قلب در نماز
گاهی که سرش خلوت می شد، به خصوص در ایام ماه مبارک رمضان، شب جمعه از تهران خودش را به اصفهان می رساند و می گفت آمده ام برای دعا. می رفتیم برای دعای کمیل یا دعای ابوحمزه. آن همه راه از تهران می آمد تا از معنویتی که در آن دعاها تجربه کرده بود، استفاده کند .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالها ی از نور، ص89</ref>
کتاب هالها ی از نور، ص89
موضوع : عبادی ، دعا
با حالتی از تعجب گفت: «آنجا خانه خداست، ولی اگر شهید شوم، مستقیم می روم پیش خدا. شما دعا کنید که من زودتر شهیدبشوم . »
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص126</ref>
کتاب هالهای از نور، ص126
موضوع : عبادی ، دعا
او به دعا ونیایش و قرائت قرآن وابستگی خاصی داشت و همیشه قرآن و مفاتیح را در دسترس قرار می داد. پرسیدم دلیل این كار چیست . گفت: « طبقه بالا، منزل یكی از افسران گارد است. نمیخواهیم بفهمند ما دعا و قرآن می خوانیم و اصلاً مذهبی هستیم . هر وقت می خواهد به خانه ما بیاید، فوراً آن كتابها را در گوشه ای پنهان می كنیم و به جای آن این مجلات را می گذاریم . »
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص6</ref>
کتاب هالهای از نور، ص6
موضوع : عبادی ، دعا
وقتی عملیات موفق از آب درآمد، تلفنی با من تماس گرفت. خوشحال بود، می گفت بیشتر از 1500 نفر از نیروهای دشمن اسیر شده اند و سفارش می کرد در ستاد مرکزی [[سپاه]] برادران جمع شوند و مراسم دعا برگزار کنند .
شه ی د ی وسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص79</ref>
کتاب هالهای از نور، ص79
موضوع : عبادی ، دعا
او برای وقت ارزش زیادی قائل بود .
شهید یوسف کلاهدوز<ref> کتاب هالهای از نور، ص118</ref>
کتاب هالهای از نور، ص118
موضوع : عبادی ، دعا
خ ی ل ی ساده جواب م ی داد: « گفتن نداره ! »
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص90</ref>
کتاب هالهای از نور، ص90
موضوع : عبادی ، روزه
یک روز به اتاقش رفتم. در حال تلاوت قرآن بود. گفت: « تا می توانیم باید روی قرآن کار کنیم و تشویق کنیم همه در مباحث عقیدتی و اخلاقی شرکت کنند. هرچه در این زمینه ها کار کنیم، باز هم کم کار کرده ایم . ما نیازمند به قرآن و درک معارف عالی آیات الهی هستیم . »
شهید یوسف کلاهدوز<ref> کتاب هالهای از نور، ص104</ref>
کتاب هالهای از نور، ص104
موضوع : عبادی ، قرآن
یک روز صبح خیلی زود از خواب بیدار شدم. دیدم در حال تلاوت قرآن است .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص106</ref>
کتاب هالهای از نور، ص106
موضوع : عبادی ، قرآن
او به دعا ونیایش و قرائت قرآن وابستگی خاصی داشت و همیشه قرآن و مفاتیح را در دسترس قرار می داد. پرسیدم دلیل این كار چیست . گفت: « طبقه بالا، منزل یكی از افسران گارد است. نمی خواهیم بفهمند ما دعا و قرآن می خوانیم و اصلاً مذهبی هستیم . هر وقت می خواهد به خانه ما بیاید، فوراً آن كتابها را در گوشه ای پنهان می كنیم و به جای آن این مجلات را می گذاریم . »
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص6</ref>
کتاب هالهای از نور، ص6
موضوع : عبادی ، قرآن
ماشین حرکت کرد. نوار را روشن کرد. نوار قرآن بود. همیشه تا فرصتی پیدا می کرد ،می رفت سراغ قرآن .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالها ی از نور، ص107</ref>
کتاب هالها ی از نور، ص107
موضوع : عبادی ، قرآن
دلایل مختلفی داشت و بالاخره مرا قانع كرد .
شهید یوسف کلاهدوز<ref> کتاب هالها ی از نور، ص48</ref>
کتاب هالها ی از نور، ص48
موضوع : عبادی ، قرآن
روی مراسم صبحگاه و ورزش صبحگاهی تأكید خاصی داشت. صبحگاه اجباری بود و هر روز سر ساعت هفت شروع می شد. كسی كه ورزش صبحگاهی می داد، فردی بود به نام « ولی الله معرفت ». كلاهدوز پا به پای دیگران ورزش می كرد و به همه می گفت: « هر كسی هستیم، صبحگاه كه می آییم رئیسمان آقای ولی الله است . »
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص27</ref>
کتاب هالهای از نور، ص27
موضوع : عبادی ، قرآن
آنها در آنجا نیز دست از انجام تكلیف الهی برنمی داشتند .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص5</ref>
کتاب هالهای از نور، ص5
موضوع : عبادی ، مقابله با گناه
نماز جماعت هر روز برقرار بود. اگر روزی [[روحانی]] نمی آمد، بچه ها به زور و با اصرار او را برای امامت جلو قرار می دادند و به او اقتدا می کردند. یک بار دیدم در طول نماز بدنش ثابت نیست و مثل برگ خزان می لرزد. بعدها توجه کردم دیدم همیشه از خوف خدا بر سر نماز می لرزد .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالها ی از نور، ص108</ref>
کتاب هالها ی از نور، ص108
موضوع : عبادی ، نماز
او برای وقت ارزش زیادی قائل بود .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص118</ref>
کتاب هالهای از نور، ص118
موضوع : عبادی ، نماز
عصرها که با هم بودیم، ترجیح می داد اول وقت برویم مسجد. یادش بخیر روزهایی را که پا ی منبر شه ی د دستغ ی ب گذران ی د ی م .
شه ی د ی وسف کلاهدوز<ref>کتاب هالها ی از نور، ص97</ref>
کتاب هالها ی از نور، ص97
موضوع : عبادی ، نماز اول وقت
چون نیمه شب بود، خسته بودیم و خوابیدیم . ساعت دو بعد از نیمه شب از خواب بیدار شدم دیدم صدای ضجه می آید . صدا آرام و ملایم بود. بلند شدم نگاه کردم کلاهدوز در گوشه حیاط مشغول نماز شب و ذکر و مناجات بود. آن شب واقعاً غبطه خوردم. با حالی متحول به درگاه خدا مناجات می کرد .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص109</ref>
کتاب هالهای از نور، ص109
موضوع : عبادی ، نماز شب
اوایل تشکیل سپاه، شبهای زیادی را در سپاه کار می کردیم . برای گشت داخل شهر می رفتیم و هر وقت که برمی گشتیم، می دیدیم در حال مناجات است و نماز شب می خواند. همیشه وضو داشت. هیچ وقت او را بدون وضو ندیدم . حتی قبل از خواب هم وضو می گرفت. گاهی که جلسات تا دیر وقت طول می کشید، می رفت تجدید وضو می کرد و بعد می خوابید و سحر هم قبل از نماز صبح بیدار بود .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص110</ref>
کتاب هالهای از نور، ص110
موضوع : عبادی ، نماز شب
جواب این سئوال را نداد ولی گفت: « ما خیلی بدهکاری به خدا داریم، مگر اینکه این نماز شبها آنها را کم کند. تازه مگر ما چقدر زنده می مانیم که این مدت را هم در حال خواب باشیم ؟ »
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص111</ref>
کتاب هالهای از نور، ص111
موضوع : عبادی ، نماز شب
طرح دادند كه به جای نارنجك، از سنگهای هموزن نارنجك استفاده كنیم و فقط در پایان دوره از نمونه حقیقی استفاده شود .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص56</ref>
کتاب هالهای از نور، ص56
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
اونسبت به فرما ی شات حضرت امام (ره) اعتقاد کامل داشت .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص80</ref>
کتاب هالهای از نور، ص80
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
همیشه به خود می گویم این طور می خواستی ترتیبش را بدهی ؟ !
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص123</ref>
کتاب هالهای از نور، ص123
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
در جواب گفت: « بنا به تكلیف خودم را تا اینجا رسانده ام. هنوز تكلیف نشده است كه چنین كاری بكنم. من دستور از آقا می گیرم . تا دستور ا ی شان نباشد ،ا ی ن كار را نم ی كنم . »
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص11</ref>
کتاب هالهای از نور، ص11
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
اطاعت ایشان از امام در حد تعبد بود. سعی می كرد حركات و سكناتش با خواسته های حضرت امام (ره) مطابقت داشته باشد
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص12</ref>
کتاب هالهای از نور، ص12
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
از آن روز به بعد ،كلاهدوز به همراه برادران دیگر شبانه روز فعالیت می كردند و با نهادهای مختلف ارتباط برقرار می كردند تا به مرور ارتش بیست میلیونی را تحقق بخشد .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص32</ref>
کتاب هالهای از نور، ص32
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
در گرماگرم مبارزه، دقت نظری داشت كه دیگران كمتر داشتند. با فروتنی و به مخاطره انداختن جان خویش درصدد الگوساز ی و تردید زدایی بود .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالهای از نور، ص64</ref>
کتاب هالهای از نور، ص64
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
حرفهایش روی من تأثیر گذاشت و از آن پس دیگر غیبت نكردم .
شهید یوسف کلاهدوز<ref>کتاب هالها ی از نور، ص19</ref>
کتاب هالها ی از نور، ص19
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
==پانویس==
<references/>