شهید جواد رحمانی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
(صفحهای جدید حاوی «== خاطرات == *و او رفت که رفت.. وقتی اولین بار از جبهه برگشت زمین تا آسمان فرق کر...» ایجاد کرد) |
(←خاطرات) |
||
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
وقتی اولین بار از جبهه برگشت زمین تا آسمان فرق کرده بود و جواد، جوادی نبود که من بزرگش کرده بودم. او از تمام جهات متحول شده بود، از نحوه ی رفتارش با خواهران و برادرانش تا رعایت اخلاقیات و اقامه نمازها، آن هم به وقت آن، حتی نماز شب، از طرفی رفتارش طوری بود که انگار خانه و شهر برایش زندان است، لذا به هر دری زد تا اینکه دوباره به سردشت اعزام شد.وقتی اتوبوس حرکت کرد و پسرم لحظه به لحظه از من دور می شد، گریه امانم را بریده بود...و او رفت که رفت. | وقتی اولین بار از جبهه برگشت زمین تا آسمان فرق کرده بود و جواد، جوادی نبود که من بزرگش کرده بودم. او از تمام جهات متحول شده بود، از نحوه ی رفتارش با خواهران و برادرانش تا رعایت اخلاقیات و اقامه نمازها، آن هم به وقت آن، حتی نماز شب، از طرفی رفتارش طوری بود که انگار خانه و شهر برایش زندان است، لذا به هر دری زد تا اینکه دوباره به سردشت اعزام شد.وقتی اتوبوس حرکت کرد و پسرم لحظه به لحظه از من دور می شد، گریه امانم را بریده بود...و او رفت که رفت. | ||
| − | + | مادر شهید جواد رحمانی | |
منبع:سایت شهود | منبع:سایت شهود | ||
نسخهٔ ۱۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۸
خاطرات
- و او رفت که رفت..
وقتی اولین بار از جبهه برگشت زمین تا آسمان فرق کرده بود و جواد، جوادی نبود که من بزرگش کرده بودم. او از تمام جهات متحول شده بود، از نحوه ی رفتارش با خواهران و برادرانش تا رعایت اخلاقیات و اقامه نمازها، آن هم به وقت آن، حتی نماز شب، از طرفی رفتارش طوری بود که انگار خانه و شهر برایش زندان است، لذا به هر دری زد تا اینکه دوباره به سردشت اعزام شد.وقتی اتوبوس حرکت کرد و پسرم لحظه به لحظه از من دور می شد، گریه امانم را بریده بود...و او رفت که رفت.
مادر شهید جواد رحمانی منبع:سایت شهود