شهید حمید ایران منش: تفاوت بین نسخهها
(←خاطرات) |
(←خاطرات) |
||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
منبع:دو نیمه سیب، موسسه مطاف عشق | منبع:دو نیمه سیب، موسسه مطاف عشق | ||
| + | |||
| + | == وصیت نامه == | ||
| + | |||
| + | من از جانم میگذرم بخاطر حفظ آب و خاک و ناموسم... | ||
| + | پس خواهرم | ||
| + | تو هم خون مرا | ||
| + | رزم مرا | ||
| + | پاس بدار و | ||
| + | حجابت را رعایت کن | ||
== تصاویر == | == تصاویر == | ||
نسخهٔ ۱۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۲
خاطرات
- رسم و رسوم
من و حمید به کمترین چیزها راضی بودیم؛ به همین خاطر بود که خریدمان، از یک دست آینه شمعدان و حلقه ازدواج فراتر نرفت!
برای مراسم، پیشنهاد کردم غذا طبق رسم معمول تـهیه شود که به شدت مخالفت کرد! گفت: «چه کسی را گول می زنیم، خودمان یا دیگران را؟ اگر قرار است مجلسمان را اینطور بگیریم، پس چرا خریدمان را آنقدر ساده گرفتیم؟! مطمئن باش این جور بریز و بپاش ها اسراف است و خدا راضی نیست. تو هم از من نخواه که بر خلاف خواست خدا عمل کنم.»
با اینکه برای مراسم، استاندار، حاکم شرع و جمعی از متمولین کرمان آمده بودند، نظرش تغییری نکرد و همان شام ساده ای که تهیه شده بود را بهشان داد!
حمید می گفت: «شجاعت فقط تو جنگیدن و این چیزها نیست؛ شجاعت یعنی همین که بتوانی کار درستی را که خلافِ رسم و رسومِ به غلط جا افتاده است، انجام بدهی.»
منبع:دو نیمه سیب، موسسه مطاف عشق
وصیت نامه
من از جانم میگذرم بخاطر حفظ آب و خاک و ناموسم... پس خواهرم تو هم خون مرا رزم مرا پاس بدار و حجابت را رعایت کن