==خاطرات==
• برادر شهید
يک روز يوسف براي مرخصی به منزل آمده بود، با مشاهدهي ناراحتي پدرم که از دوری او رنجيده خاطر بود گفت: پدرجان مگر حسين بن علي فرزندش علي اکبر را دوست نداشت؟ پس چطور با ميل خودش او را کفن پوشيد و به ميدان فرستاد و پدر او را مشتاقانه از زير قرآن رد کرد و به جبهه فرستاد.