ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید غلامعلی تاروردی

۱٬۱۵۹ بایت اضافه‌شده، ‏۱۵ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۸
rId5{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = غلامعلی تاروردی|تصویر = ث9.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = بوئین زهرا ، روستای شال[[زادروزهای|1350/01/01]] |شهادت = ایران، خوزستان،شلمچه[[الگو:شهدای 22فروردین|1366/01/22]] |وفات = |مرگ = |محل شهادت = [[ایران]] |محل دفن = گلزار شهداىبوئین زهرا،روستای شال|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = بسیجی|جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ =|فعالیت‌ها = |تحصیلات = اول راهنمایی|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = }}
نام غلامعلی تاروردی==زندگی نامه==
نام پدر[[شهید غلامعلی تاروردی]]: قربانیکم فروردین [[۱۳۵۰]] ، در روستای شال از توابع شهر [[بوئین‌زهرا]] به دنیا آمد.پدرش قربان، کشاورز بود و مادرش خاتون نام داشت.تا اول راهنما یی درس خواند.از سوی [[بسیج]] در [[جبهه]] حضور یافت.بیست و دوم فروردین [[۱۳۶۶]]، در [[شلمچه]] بر اثر اصابت [[ترکش]] به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر زادگاهش قرار دارد.
نام مادر: خاتون
محل تولد: بوئین زهرا - شال تاریخ تولد: ۱۳۵۰/۰۱/۰۱==وصيت نامه==
محل شهادت[[شهید غلامعلی تاروردی]]: شلمچه تاریخ آمده ‎ام تا از[[ اسلام]] و آرمان هاى ارزشمند آن، حمایت کنم و [[امام حسین (ع)]] و فرزند بزرگوارش [[امام خمینى]] را ی ارى کنم و دِین خویش را به اسلام و [[قرآن]] و امام حسین (ع)-که نهضت اسلام را به پا نمود- ادا کنم و اگر این سعادت را نداشتم که در دوران زند گى، امام حسین (ع) را درک کنم و این حجت خدا واین مظلوم کربلا را یارى کنم، اکنون در پرتو هدایت امام خمینى عزیز به صحنه ‎ی پیکار با دشمن آمدم تا از این شرمندگى تا حدى رها شوم؛ چون این جبهه ی حق نیز، جبهه ی ابا عبدالله الحسین (ع) است.در مقابل جبهه ی حق، جبهه ‎ی صدام کافر و مزدوران و دژخیمان پلیدش، جبهه ‎ ی باطل بوجود آمده و در برابر امام -روحى فداه- صف آرایى میکنند.در اینجا هدف ما نجات اسلام از شر دشمن کافر است. ما تا آخرین نفس با جنایت ‎ کاران می جنگیم تا آنان را به دیار فنا و نابودى بکشانیم؛ -ان شاء الله- تا خداو ند براى ما چه خواهد! اگر مشیّت اش تعلق گرفت، پیروز خواهیم شد و با این برنامه طعم شیرین و گواراى پیروزى را خواهیم چشید و اگر خواست خدا به شهادتما باشد، شهید مى‏ شویم و در این صورت به مقصود نهایى -که رس ی دن به معشوق است- رسیده ‏ایم .چند توصیه به امت شهیدپرور دارم: ۱۳۶۶همیشه به یاد خدا باشید؛ همان‎ گونه که امام عزیزمان فرمودند: «عالم محضر خداست؛ در محضر خدا معصیّت نکنید !» پس به فکر آخرت باشید، که بازگشت همه به عالم آخرت است.از غیبت و تفرقه و کینه توزى و حرام ‎خوارى و خلاصه از تمام رذایل اخلاقى، دورى کنید و در کنار جهاد با نفس، [[جهاد]] با دشمن را فراموش نکنید پ.به جبهه بیایید تا اهداف نورانى قرآن تحقق یابد.از پدر و مادرم مى ‏خواهم، از این ‎ که حق ‎شان را به خوبى ادا نکردم، مرا ببخشند. برادر و خواهرانم! با هم مهربان و صمیمى باشید.به دیدار یکدیگر بروید و از بیچارگان رفع گرفتارى و دست‏گیرى کنید.برایم اى پدر و مادر! اشک نریزید؛ بلکه بر امام حسین (ع) اشک بریزید.برایم طلب مغفرت کنید . دعاگوى من بر سر قبرم باشید و راه شهدا را ادامه دهید . ۱ (۱۱۶۱۰۷۳) غلامعلى تاروردى ۷/۱۲/۶۵<ref>[http://khatesorkh.ir/۰۱index.php?martyr_id=2355 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</۲۲ref>
استان محل شهادت: خوزستان شهر محل شهادت: خرمشهر==پانویس==<references/>
وضعیت تاهل: مجرد درجه نظامی
تحصیلات== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض: اول راهنمائی رشته - عملیات سال تفحص محل کار بنیاد تحت پوشش مزار شهید قزوین - بوئین زهرا زندگي نلمهغلام_علی_تاروری}}[[شهید غلامعلی تاروردی]]رده: یکم فروردین ۱۳۵۰ ، در روستای شال از توابع شهر [[بوئین‌زهراشهدا]] به دنیا آمد.پدرش قربان، کشاورز بود و مادرش خاتون نام داشت.تا اول راهنما یی درس خواند.از سوی [[بسیجرده: شهدای دفاع مقدس]] در [[جبههرده: شهدای ایران]] حضور یافت.بیست و دوم فروردین ۱۳۶۶، در [[شلمچهرده: شهدای استان قزوین]] بر اثر اصابت [[ترکش]] به شهادت رسید. مزار او در گلزار رده: شهدای شهر زادگاهش قرار دارد.  وصيت نامه شهید غلام ‎ على تاروردى: آمده ‎ام تا از[[ اسلامشهرستان بوئین زهرا]] و آرمان هاى ارزشمند آن، حمایت کنم و [[امام حسین (ع)]] و فرزند بزرگوارش [[امام خمینى]] را ی ارى کنم و دِین خویش را به اسلام و [[قرآن]] و امام حسین (ع)-که نهضت اسلام را به پا نمود- ادا کنم و اگر این سعادت را نداشتم که در دوران زند گى، امام حسین (ع) را درک کنم و این حجت خدا واین مظلوم کربلا را یارى کنم، اکنون در پرتو هدایت امام خمینى عزیز به صحنه ‎ی پیکار با دشمن آمدم تا از این شرمندگى تا حدى رها شوم؛ چون این جبهه ی حق نیز، جبهه ی ابا عبدالله الحسین (ع) است.در مقابل جبهه ی حق، جبهه ‎ی صدام کافر و مزدوران و دژخیمان پلیدش، جبهه ‎ ی باطل بوجود آمده و در برابر امام -روحى فداه- صف آرایى میکنند.در اینجا هدف ما نجات اسلام از شر دشمن کافر است. ما تا آخرین نفس با جنایت ‎ کاران می جنگیم تا آنان را به دیار فنا و نابودى بکشانیم؛ -ان شاء الله- تا خداو ند براى ما چه خواهد! اگر مشیّت اش تعلق گرفت، پیروز خواهیم شد و با این برنامه طعم شیرین و گواراى پیروزى را خواهیم چشید و اگر خواست خدا به شهادت ما باشد، شهید مى‏ شویم و در این صورت به مقصود نهایى -که رس ی دن به معشوق است- رسیده ‏ایم .چند توصیه به امت شهیدپرور دارم: همیشه به یاد خدا باشید؛ همان‎ گونه که امام عزیزمان فرمودند: «عالم محضر خداست؛ در محضر خدا معصیّت نکنید !» پس به فکر آخرت باشید، که بازگشت همه به عالم آخرت است.از غیبت و تفرقه و کینه توزى و حرام ‎خوارى و خلاصه از تمام رذایل اخلاقى، دورى کنید و در کنار جهاد با نفس، جهاد با دشمن را فراموش نکنید پ.به جبهه بیایید تا اهداف نورانى قرآن تحقق یابد.از پدر و مادرم مى ‏خواهم، از این ‎ که حق ‎شان را به خوبى ادا نکردم، مرا ببخشند. برادر و خواهرانم! با هم مهربان و صمیمى باشید.به دیدار یکدیگر بروید و از بیچارگان رفع گرفتارى و دست‏گیرى کنید.برایم اى پدر و مادر! اشک نریزید؛ بلکه بر امام حسین (ع) اشک بریزید.برایم طلب مغفرت کنید . دعاگوى من بر سر قبرم باشید و راه شهدا را ادامه دهید . ۱ (۱۱۶۱۰۷۳) غلامعلى تاروردى ۷/۱۲/۶۵  پا ی گاه اطلاع رسان ی سرداران و 3000 شه ی د استان قزو ی ن http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2355
۵۸۹
ویرایش