نام مادر کبری
محل شهادت فاو
محل تولد قزوین - سلطان آباد تاریخ تولد [[۱۳۴۷/۰۱/۰۵]]محل شهادت فاو تاریخ شهادت [[۱۳۶۴/۱۱/۲۷]]
استان محل شهادت بصره شهر محل شهادت فاو
وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی
==زندگی نامه==
حاجیآقاسی، محرم: پنجم فروردین ۱۳۴۷، در روستای سلطانآباد از توابع شهر [[قزوین ]] به دنیا آمد. پدرش محمود، کشاورزی میکرد و مادرش کبرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. آهنگر و جوشکار بود. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت. بیست و هفتم بهمن ۱۳۶۴، در فاو [[عراق ]] بر اثر اصابت [[ترکش ]] به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای شهر اقبالیه تابعه قزوین قرار دارد.
==وصیت نامه==
[[شهید محرم حاجی آقاسی ]] : بسم الله الرحمن الرحیم [[رسول اکرم ]] (ص) فرمود: هیچ قطرهای پیش خداوند محبوب تر نیست از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود. با درود به رهبر مستضعفان جهان و پیرجماران. درود به تمامی شهیدان گلگون کفن و با درود به مجروحین و درود به یاران همیشه در سنگر خمینی بت شکن. لحظههای پرارزش و پر عظمت است امشب؛ همچون شب عاشورای حسینی است که میبایست راه خویش را انتخاب نمود، یا به صف یاران حسین (ع) پیوست و یا او را تنها گذاشت و میدان را بر ای یزیدیان باز گذاشت؛ نه هرگز من این کار را نخواهم کرد؛ چگونه کسی که به فرمان رهبرش ، به دنبال پیام امامش قدم در این راه نهاده، حال از اینجا برگردد؟ چگونه میشود کسی که شادی های زندگی و آسایش و راحتی را رها کرده، اینک که زمان امتحان و آزمایش خداوندی است، قدم به عقب بگذارد؟ چگونه میشود کسی که پدر، مادر، خواهر و برادر و بستگانش را ترک نموده، در این زمان پایش بلغزد و نتواند تصمیم بگیرد؟ اسلام جز با خون پاکان پایدار نخواهد ماند و مکتبی که نیاز به خون دارد، به عقب برگردد و دعوت خدا را بپذیرد و آن هم در زیر [[خمپاره ]] و رگبار گلولههای دشمن؟ پس خدایا رحم کن تا امشب در صحنه کارزار حاضر شوم و همچون یاران حسین (ع) بجنگم و به شهادت نایل گردم. پدر مهربانم ! چه سختیهایی که به خاطرم متحمل شده ؛ روزها در آفتاب گرم و سوزان عرق ریختی تا بتوانی مرا بزرگ کنی؛ رنجها کشیدی تا من در کمال آرامش و راحتی به سر برم .اکنون زمان خداحافظی و وداع است؛ من به دیدار خدا میروم و از تو میخواهم برایم طلب عفو و بخشش نمایی؛ باشد که خدا از تقصیراتم درگذرد. مادر مهربانم! تو نیز در تربیت من نقش به سزایی داشتی؛ چه شبها که نخوابیدی و چه رنجها که نکشیدی تا توانستی مرا بزرگ کنی و باز هم من قدر شما را ندانستم ؛از خدا برایم طلب بخشش کن. ای مادر عزیزم، ای برادرانم ! از من ناراحتی نداشته باشید؛ توصیه میکنم همیشه طرفدار انقلاب اسلامی و امام باشی و با کمال قدرت از آن دفاع کنی. شما پیرو و مقلد راستین برای او باشید. و شما ای خواهرانم و ای دوستان و آشنایان! من نتوانستم آن چه را که وظیفهام بود در حق شما ادا کنم و به بزرگی و عزت خودتان مرا ببخشید و عفو بکنید. خواهرم و ای مادر عزیزم! اگر من شهید شدم ، در جمع، برایم گریه نکنید که منافقین سوء استفاده کنند؛ مادرم همیشه در [[نمازجمعه ]] و جماعت شرکت کن. پدر جان! من چیزی در دنیا ندارم؛ اگر شما تصمیم گرفتید برایم خرج دهید، بهتر است به جبههها بدهید. محرم آغاسی
<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1503 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
==نگارخانه تصاویر==