ویرایش‌ها

شهید سعید قهاری

۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۲
==خاطرات==
*من همیشه نیستم...
سهم ما از حضور بابا در منزل خیلی کم بود ، هیچ وقت یک دل سیر بابا را ندیدم هر موقع اعتراضی می کردیم می گفت : مگر خون شما از خون فرزندان [[شهدا ]] رنگین تر است ،ضمن اینکه من هراز چند گاهی به منزل می آیم و شما منو می بینید ، اما خانواده شهدا چی؟
طوری صحبت می کرد که قانع می شدم . بابا خیلی به من محبت می کرد و همیشه به مادر می گفت مدیون هستی اگر این دختر را برنجانی ، هرچه که خواست یا اراده کرد برایش فراهم کن !
مادر اعتراض می کرد و می گفت با این رفتار بچه پرو و لوس تربیت می شود. بابا جواب می داد: من همیشه نیستم تا به او محبت کنم پس باید شما حضور کمرنگ من را برای اینها پر کنی،
۷۳۱
ویرایش