پرونده:شهید شیرودی 14.jpg
پرونده:شهید شیرودی 15.jpg
photo_2019-12-14_19-14-00.jpg
</gallery>
== نگارخانهی ویدئو ==
*تنبیه متجاوز
از [[سر پل ذهاب]] اخبار نگران کننده ای به گوش میرسید که حاکی از پیشرفت عراقیها به سوی این منطقه بود. حدوداً سه لشگر از نیروهای عراقی در حال حرکت به سمت [[سرپل ذهاب]] بودند [[تانک اصلی میدان نبرد|تانک]] ها پشت سر هم و به سرعت پیشروی می کردند. در [[پادگان ابوذر]] مستقر بودیم که دستور عقب نشینی دادند. شیرودی که از این دستور عصبانی بود گفت :«دشمن در سراسر مرزهای ما در حال پیشرفت است. هرکجا که او پیشروی کرد ما باید عقب نشینی کنیم؟ نظر من این است که بمانیم و تا جائی که امکان دارد مقاومت کنیم و مانع از پیشرفت آنها بشویم. بقیه هم موافقت نمودند. مهمات گیری [[بالگرد|هلی کوپتر]]های آغاز شد و ما بدون معطلی به طرف [[ارتش رژیم بعث عراق|عراقی]] ها پرواز کردیم. آتش خشم و نفرت بچه های خلبان در موشک های تاو و رگبار توپ های [[بالگرد|هلی کوپتر]]های کبرا بر سر مهاجمان می ریخت. [[تانک اصلی میدان نبرد|تانک]] ها دور خودشان می چرخیدند و با هم تصادف می کردند. غافلگیر شدند و بی هدف شلیک می کردند. سه روز نبرد شجاعانه خلبان شیرودی و دو خلبان دیگر و خدمه منجر به انهدام 15 تانک و به هلاکت رسیدن صدها نفر شد و متجاوز را کیلومترها به عقب راند.<ref name="sobh" />
*آیت الله هاشمی رفسنجانی
در پادگان ابوذر موفق شدم این مرد بزرگ را درست بشناسم. در این ملاقات ایشان از رادیو و تلویزیون سخت گله داشت و می گفت که از اوائل جنگ کردستان تا امروز همیشه در میدان جنگ خط مقدم بوده و هرجا خطری جبه ها را تهدید می کرده، شخصا به مقابله می پرداخته و جلوی سقوط پادگان اباذر را گرفته است. در رادیو و تلویزیون بارها با ایشان مصاحبه کرده اند ولی چون با برخی از فرمانده هان مکتبی برخورد می کرد، مصاحبه اش پخش نشده است. ولی به من می گفت اگر خدمت امام رسیدی به ایشان بگو که امروز در جبهه مکتب می جنگد نه تخصص و بگو که تخصص ارزش زیادی دارد ولی در خدمت مکتب و اگر مکتب ترویج نشود چیزی حافظ مملکت در درگیری با عراق نیست. پیش از اینکه شیرودی شهید شود من نظر خود را درباره او بیان کردم و گفتم که من در قیافه شیرودی مالک اشتر را دیدم و واقعا ابهت، شجاعت، رشادت و نفوذ کلام او در همکارانش مالک اشتر را تداعی می کرد. او و دو شهید دیگر، شهیدان سهیلیان و کشوری، حق عظیمی بر این کشور دارند و مبارزات غرب کشور تا حد زیادی مرهون فداکاری های این سه خلبان شهید است.»منبع:<ref>سایت نویدشاهد</ref>
* عملیاتهای مرتبط
شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را داشت و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به [[بالگرد|هلیکوپت]]رش، باز سرسختانه میجنگید. شیرودی پس از انجام چند هزار مأموریت هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از 360 خطر مرگ سرانجام در آخرین عملیات پروازی خود([[عملیات بازی دراز |عملیات بازی دراز یک]]) در تاریخ 8 اردیبهشت 1360 در [[منطقه بازی دراز|منطقه «بازی دراز»]]، هنگامی که [[ارتش رژیم بعث عراق|عراق]] لشگری زرهی با 250 [[تانک اصلی میدان نبرد|تانک]] و با پشتیبانی توپخانه و خمپارهانداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس گیری ارتفاعات «[[منطقه بازی دراز|بازی دراز]]» به سوی [[سرپلذهاب]] گسیل داشته بود، به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین [[تانک اصلی میدان نبرد|تانک]] از پشت سر مورد اصابت گلوله [[تانک اصلی میدان نبرد|تانک]] قرار گرفت و به شهادت رسید. <ref>[http://isna.ir/fa/news/91120502659/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7 وبگاه خبرگزاری دانشجویان ایران - ISNA]</ref>
*پند نامه
من نوکر آن کسی هستم که طرفدار امام باشد ،من نوکر کسی هستم که مطیع و مقلد امام است و در غیر این صورت سرور آن کس هستم.
*حفظ ظاهر بنی صدر و پاسخ شیرودی
هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپیچی کرد و به دو خلبانی که با او همفکر بودند گفت : "ما می مانیم و با همین دو هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می کوبیم و مسئولیت تمرد را می پذیریم". در طول ۱۲ ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک، این شهید به عنوان تنها موشک انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد. شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی های بنی صدر و بی تفاوتی برخی از فرماندهان را به عرض امام (ره) برساند.<ref>همرزم شهید</ref>
*خاطره
یک روز در تعقیب ضد انقلاب اومد راکت شلیک کند متوجه حضور یک بچه توی اون محل شد، دور زد و با بال هلیکوپتر بچه را ترساند و از آنجا فراری داد .
بعد برگشت و راکت رو شلیک کرد...
== منابع پانویس==
<references/>