ویرایش‌ها

شهیداحمد کشوری

۲٬۵۷۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۲
/* خاطرات */
منبع:
نرم افزار شاهد
 
*کره، مربا، پنیر
 
صبحانه‌ای که به خلبان‌ها می‌دادم، کره، مربا و پنیر بود. یک روز شهید کشوری مرا صدا زد گفت: فلانی! گفتم: بله. گفت: شما در یک منطقهٔ جنگی در مهمان‌سرا کار می‌کنید. پس باید بدانید مملکت ما در حال جنگ است و در تحریم اقتصادی به سر می‌برد. شما نباید کره، مربا و پنیر را با هم به ما بدهید درست است که ما باید با توپ و تانک‌های دشمن بجنگیم ولی این دلیل نمی‌شود ما این‌گونه غذا بخوریم. شما باید یک روز به ما کره، روز دیگر پنیر و روز سوم به ما مربا بدهید. در سه روز باید از این‌ها استفاده کنیم وگرنه این اسراف است. من از شما خواهش می‌کنم که این کار را نکنید. من گفتم: چشم.
 
منبع: نرم افزار شاهد
 
*عکس مبتذل
 
 
کلاس دوم راهنمایی که بود، مجلات عکس مبتذل چاپ می‌کردند.
در آرایشگاه، فروشگاه و حتی مغازه‌ها این عکس‌ها را روی در و دیوار نصب می‌کردند و احمد هر جا این عکس‌ها را می‌دید پاره می‌کرد. صاحب مغازه یا فروشگاه می‌آمد و شکایت احمد را برای ما می‌آورد. پدر احمد، رئیس پاسگاه بود و کسی به حرمت پدرش به احمد چیزی نمی‌گفت.
من لبخند می‌زدم. چون با کاری که احمد انجام می‌داد، موافق بودم.
یک مجله‌ای با عکس‌های مبتذل چاپ شده بود که احمد آن‌ها را با پول تو جیبی اش از هر کیوسک روزنامه‌ای می‌خرید. توی باغچه می‌انداخت نفت می‌ریخت و همه را آتش می‌زد.
می‌گفتم: چرا این کار را می‌کنی؟ می‌گفت: این عکس‌ها ذهن جوانان را خراب می‌کند.
منبع : نرم افزار شاهد
 
*پندنامه
 
بی‌تفاوتی را از خود دور کنید، در مقابل حرف‌های منحرف بی‌تفاوت نباشید. مردم کوفه نشوید و امام را تنها نگذارید.
فرزندانتان را آگاه کنید. و تشویق به فعالیت در راه الله کنید.
== وصیت‌نامه ==
۳۳۲
ویرایش