ضبط صوت سرگرم بودم. ميخواستم نوار قرآن را براي مراسم بعد از ظهر آماده کنم. مراسم [[شهيدي ]] بود. به سيّدمهدي گفتم:« خواب ديدم که [[شهيد ]] شدي با همين ضبط صوت برات قرآن ميگذاريم. ».
بدون تعارف گفت:« حرفي نيست، امّا به موقع اين کار رو انجام بدين. سر ظهر يا دير وقت نباشه و صداش هم زياد نباشه تا برای کسی مزاحمت ایجاد بشه! ».
شهید سید مهدی احمد پناهی
[<ref>[منبع http://فرهنگنامه شهدای سمنان،ج1،ص149 فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص149]]<ref></ref>
==پانویس==
<referencesمنبع فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص149/>