ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید احمد متوسلیان - بخش دوم

۵۵ بایت اضافه‌شده، ‏۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۳
==زندگینامه==
 
هم دانشگاه می رفت، هم کار می کرد؛ توی یک شرکت تأسیساتی. اوایل کارش بود که گفت: برای مأموریت باید برم خرم آباد.
خبر آوردند دست گیر شده. با دو نفر دیگر اعلامیه پخش می کردند. آن دو تا زن و بچه داشتند. احمد همه چیز را گردن گرفته بود تا آن ها راخلاص کند.
منبع : نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا
==پانویس==
<references/>
۲٬۹۹۷
ویرایش