ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حاج حسین بصیر

۵۹ بایت اضافه‌شده، ‏۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۶
تاحالا کلمه خستگی رو ازش نشنیده بودم.گفتم: « انشاءالله بعد از عملیات به شمال می‌روید و کمی استراحت می‌کنید تا خستگی‌تان رفع شود.»
فقط لبخندی ملایم زد و رفت.
بعد از چند ساعت که خبر شهادتش [[شهادت]] ش رسید معنی استراحت دراز مدت حاجی رو فهمیدم<ref>راوی :[[هادی بصیر]]
باشگاه خبرنگاران جوان</ref>
*حتما [[شهيد ]] می‌شوی
همیشه ترس داشت که نکنه [[شهید ]] نشه.
یمدت بود دیگه خوشحال بود بهش گفتم قضیه چیه؟
گفت:«چند شب پيش در عالم رويا سراغ [[امام ]] [[حسين(ع) ]] را گرفتم و پرسان پرسان به اردوگاه [[امام ]] رسيدم. از اصحاب حضرت سراغ خيمه [[امام ]] را گرفتم و آن‌ها نشانم دادند. نزديك خيمه شدم.
از فردی كه از خيمه محافظت می‌كرد، اجازه ورود خواستم، در جوابم گفت: آقا هيچ كس را به حضور نمی‌پذيرد. خيلي ناراحت شدم و دوباره گفتم: فقط سوالی از آقا دارم. گفت سوال را بنويس تا من جوابش را برايت بياورم.
من هم در برگه‌ای خطاب به اقا نوشتم آيا من [[شهيد ]] می‌شوم؟ آقا در جواب نوشتند: بله شما حتما [[شهيد ]] می‌شويد.»<ref>راوی: [[سردار ]] [[کمیل کهنسال]]
باشگاه خبرنگاران جوان</ref>
۱۵۹
ویرایش