ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

دانش‌نامه:صفحه تمرین

۵ بایت حذف‌شده، ‏۸ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۶
کنار او بودن، همیشه شیرین و لذت‌بخش بود. دوست داشت اطرافیانش را شاد کند. می‌خندید و می‌خنداند. خودش هم آدم شاد و سرحالی بود. با شوخی‌ها و تیکه‌های به‌جا و نکته‌های طنزآلودش، بی‌آن‌که دل کسی را برنجاند یا توهینی به کسی کرده باشد، محیطی بانشاط را رقم می‌زد.
وقتی مسیری طولانی را هم‌سفر می‌شدیم، بی‌هیچ منّتی با جان و دل، تنقلات و میوه می‌خرید تا بیشتر خوش بگذرد. اواخر زمستان بود که برای خادمی شهدا در اردوهای راهیان نور، باهم به جنوب رفتیم. می‌دانست من چقدر به کاهو علاقه‌مندم. خواص درمانی و طبی آن را هم بارها برای دوستانم تعریف کرده بودم. چند لحظه‌ای غیبش زد. وقتی آمد یک بغل کاهو همراهش بود. گفتیم: «ماشاالله، چقدر زیاد؟!» خندید و گفت: «نوش جان. می‌دانید که کاهو خون را هم رقیق می‌کند!»
وقتی باهم تنها می‌شدیم از مسائل طب سنتی و توصیه‌های بهداشتی اسلام و نقشه‌های دشمن در زمینه بیوتروریسم سؤال می‌کرد و با دقت به حرف‌هایم گوش می‌داد. می‌گفت: «از این مدل حرف‌ها باز هم برایم تعریف کن.» از مسائل دینی و اعتقادی سوال می‌کرد و در موقع کار، بسیار جدی بود. قدر عمرش را می‌دانست.<ref>راوی: حجت‌الاسلام سید حر کاظم‌زاده، دوست شهید
۵٬۰۸۰
ویرایش