ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید قاسم سلیمانی

۱۹۵ بایت اضافه‌شده، ‏۱۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۷
[https://www.khabaronline.ir/news/1338501 سایت خبرآنلاین]
ازشون دختر شهیدمدافع حرم منصوری نقل میکنند روزی که سردار به منزل ما اومده بودند؛ازشون خواستم به اتاق من بیایند قبول کرد کرند وقتی اومد اومدن تو اتاق عکس شهید حاج عماد و جهاد مغنیه را برداشتم وگفتم برام امضا کنید، با حسرت نگاه به عکس کردند و با حسرت هرچه تمامتر گفتند:حاج عماد ،جهاد مغنیه ،من دو دقیقه قبل از شهادت پیششون بودم.چقدر خوب به شهادت رسیدند. دشمنا جرات نداشتند رودر روشون بایستند خیلی خوب شهید شدند وبعد با حسرت به من وفاطمه نگاه کرد وگفت برا شهادت من دعا کنید ،امروز عرفه است من به طمع شهات آمده ام مشهد.
اینجا من بهشون گفتم رهبر به شما لقب شهید زنده دادند.گفتند:خودت میگی لقب من تاشهادت را نگیرم دست بردار نیستم. هرکس تو این سالهای جنگ شهادت رو نتونست بگیره امروز باید بگیره ،امروز شهادت نامه امضا می شه.<ref>کانال خبری 2030به نقل از فرزند شهید منصوری</ref>
•حاج قاسم سلیمانی مکرر در دفتر ما رفت و آمد داشت، در آخرین دیدار بعد از ملاقات رسمی گفتند که همه بیرون بروند من با شما کاری خصوصی دارم، بنده و ایشان در اتاق ماندیم.
حاج قاسم از کیف کفنش را آورد و به بنده گفت که کفن من را امضا کنید و نام خود را بنویسید و ما هم امضا کردیم، بعد هم گفت می خواهم به عنوان خداحافظی چند رکعت نماز پشت سر شما بخوانم.
بعد از دیدار بنده از ایمان و بصیرت ایشان منقلب شدم و عشق و علاقه به جهاد و شهادت داشت، در زمان خداحافظی سردار سلیمانی را در آغوش گرفتم و آیه" مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا" را قرائت کردم و با چشمان اشک بار خداحافظی کردیم. راوی آیت الله نوری همدانی.<ref> [https://eitaa.com/ravianerohani کانال روایتگری راویان عرصه جهاد وشهادت]</ref>
۳٬۰۱۱
ویرایش