ویرایش‌ها

شهیدحسین خرازی دهکردی

۸۹۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۲
== خاطرات ==
 
*خمینی تنهاست
 
به من گفته بود تا زنده هست جایی نقل نکنم. حسین گفت: وقتی دستم قطع شد، درد نگرفت؛ یک حال خوشی به من دست داد؛ حال پرواز. صدایی از ملکوت به من گفت: حسین آقا می‌آیی یا می‌مانی؟ با خودم گفتم می خواهم هنوز بجنگم، خمینی تنهاست، من سرباز اویم، هنوز جنگ تمام نشده. در همین حالات بودم که افتادم زمین. درد به تمام تنم سرایت کرد و در بدنم پیچید.» اینان ثابت قدم بودن، ثبات قدم یعنی این که برای هدفت وقت اضافی بگیری؛ هدف شهدا جز سربلندی اسلام چیزی نبود؛ اینان افسانه نیستند.<ref>راوی:مادر شهید_ساجد</ref>
*صبوری كن، صبوری!
۳۳۲
ویرایش