ویرایش‌ها

شهید علمدار رحمنی

۸۰۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۳
بسمه تعالی {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = علمدار رحمنی|تصویر = q3.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = تاکستان ، روستای اسفروین[[زادروزهای|1347/01/01]] |شهادت = عراق، جزیره مجنون[[الگو:شهدای 24اسفند|1363/12/24]] |وفات = |مرگ = |محل شهادت = [[عراق]] |محل دفن = گلزار شهداى تاکستان،روستای اسفروین|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = بسیجی|جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ =|فعالیت‌ها = |تحصیلات =دوم راهنمایی|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = }}==زندگی نامه==
نام: شهید علمدار رحمنی، یکم فروردین ۱۳۴۷ ، در روستای اسفرورین از توابع شهرستان تاکستان به دنیا آمد . پدرش علی میرزا و مادرش مرجان بانو نام داشت . تا دوم راهنمایی درس خواند . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . بیست و چهارم اسفند ۱۳۶۳ ، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به سر و پا، شهید شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
نام پدر؛ علی میرزا نام مادر: مرجان بانو محل تولد: تاکستان - اسفرورین تاریخ تولد: ۱۳۴۷/۰۱/۰۱ محل شهادت: جزیره مجنون تاریخ شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۴ استان محل شهادت: بصره شهر محل شهادت - وضعیت تاهل: مجرد درجه نظامی تحصیلات: دوم راهنمائی رشته - عملیات سال تفحص محل کار بنیاد تحت پوشش مزار شهید قزوین - تاکستان – اسفرورین  rId4 زندگی ==وصیت نامه شهید علمدار رحمنی ، یکم فروردین ۱۳۴۷ ، در روستای اسفرورین از توابع شهرستان تاکستان به دنیا آمد . پدرش علی میرزا و مادرش مرجان بانو نام داشت . تا دوم راهنمایی درس خواند . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . بیست و چهارم اسفند ۱۳۶۳ ، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به سر و پا، شهید شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .==
شهید، علمدار رحمانی : با درود و سلام به یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن و سلام به رزمندگان پر توان اسلام که در جبهه ها حماسه می آفرینند و چون کوه استوار در مقابل دشمنان ایستاده اند و سلام و درود بر شهیدان راه آزادی، از هابیل گرفته تا شهدای جنگ تحمیلی که با خونشان درخت اسلام را آبیاری نموده اند و هنوز هم آبیاری می کنند و بعد از این هم دیگران آبیاری خواهند کرد . آیا شما نمی گویید که اگر ما در صحنه کربلا بودیم، نمی گذاشتیم که دست یزیدیان به امام حسین ( ع ) برسد؟ و آیا شما نمی گفتید ای کاش ما هم در کربلا بودیم و حسین ( ع ) را یاری می کردیم و ای کاش ما بودیم و آب به فرزندان حسین ( ع ) می دادیم؟ ! حسین ( ع ) با امام خمینی چه تفاوتی دارد؟ مگر نه این است که هر دو برای دین و قرآن و برای خدا قیام کرده اند؟ چرا روز عاشورا می شود، حسین حسین می کنید؛ اما روز نبرد با دشمنان می شود، پسرم پسرم می کنید؟ ! مگر شما همان مردم عاشورایی نیستید؟ چرا به جبهه ها نمی روید؟ چرا ما باید در فکر مال دنیا بمیریم؟ چرا نباید به فکر مستمندان و رزمندگان باشیم و مثل آن ها بمیریم؟ چرا باید این قدر شهیدان ما وصیت نامهکنند که امام را دعا کنید و به یاریاش بشتابید؟ ما باید به این شهیدان بگوییم : نه این وصیت را نکنید؛ ما عهده دار این نیستیم ! الآن ملت ما در جنگ است و ما یک لحظه از جنگ نباید فاصله داشته باشیم . به خدا قسم می خورم، این راهی را که من رفته ام، بزرگ ترین راهی است که در نماز می گفتم : اهدنا الصراط المستقیم؛ خدا بر من عنایت فرمود و اِلّا بهتر از این راه، راهی نیست که شما در پیش بگیرید . وصیت من به تمامی خواهران دانش آموز این است که : درس خود را فراموش نکنید و هر چه می توانید در فکر بالا رفتن فرهنگ و ازدیاد فرهنگ خواهران باشید . ای دانش آموزان پسر و ای جوانان محل و ای ملت همیشه در صحنه ! به پیش که فتح نهایی است و ای پیرمرد کشاورز ! از همه مهم تر ای پدر و مادرم و ای برادر و خواهرم ! پیروزی از آن مسلمانی است که همیشه به یاد خدا و امت واحده باشد؛ که شما همانا امت واحده هستید .۱ (۱۳۲۰۱۹۳) علمدار رحمانی بهمن ماه ۲۳/۱۱/۱۳۶۳<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1250 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
شهید، علمدار رحمانی : با درود و سلام به یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن و سلام به رزمندگان پر توان اسلام که در جبهه ها حماسه می آفرینند و چون کوه استوار در مقابل دشمنان ایستاده اند و سلام و درود بر شهیدان راه آزادی، از هابیل گرفته تا شهدای جنگ تحمیلی که با خونشان درخت اسلام را آبیاری نموده اند و هنوز هم آبیاری می کنند و بعد از این هم دیگران آبیاری خواهند کرد . آیا شما نمی گویید که اگر ما در صحنه کربلا بودیم، نمی گذاشتیم که دست یزیدیان به امام حسین ( ع ) برسد؟ و آیا شما نمی گفتید ای کاش ما هم در کربلا بودیم و حسین ( ع ) را یاری می کردیم و ای کاش ما بودیم و آب به فرزندان حسین ( ع ) می دادیم؟ ! حسین ( ع ) با امام خمینی چه تفاوتی دارد؟ مگر نه این است که هر دو برای دین و قرآن و برای خدا قیام کرده اند؟ چرا روز عاشورا می شود، حسین حسین می کنید؛ اما روز نبرد با دشمنان می شود، پسرم پسرم می کنید؟ ! مگر شما همان مردم عاشورایی نیستید؟ چرا به جبهه ها نمی روید؟ چرا ما باید در فکر مال دنیا بمیریم؟ چرا نباید به فکر مستمندان و رزمندگان باشیم و مثل آن ها بمیریم؟ چرا باید این قدر شهیدان ما وصیت کنند که امام را دعا کنید و به یاریاش بشتابید؟ ما باید به این شهیدان بگوییم : نه این وصیت را نکنید؛ ما عهده دار این نیستیم ! الآن ملت ما در جنگ است و ما یک لحظه از جنگ نباید فاصله داشته باشیم . به خدا قسم می خورم، این راهی را که من رفته ام، بزرگ ترین راهی است که در نماز می گفتم : اهدنا الصراط المستقیم؛ خدا بر من عنایت فرمود و اِلّا بهتر از این راه، راهی نیست که شما در پیش بگیرید . وصیت من به تمامی خواهران دانش آموز این است که : درس خود را فراموش نکنید و هر چه می توانید در فکر بالا رفتن فرهنگ و ازدیاد فرهنگ خواهران باشید . ای دانش آموزان پسر و ای جوانان محل و ای ملت همیشه در صحنه ! به پیش که فتح نهایی است و ای پیرمرد کشاورز ! از همه مهم تر ای پدر و مادرم و ای برادر و خواهرم ! پیروزی از آن مسلمانی است که همیشه به یاد خدا و امت واحده باشد؛ که شما همانا امت واحده هستید .۱ (۱۳۲۰۱۹۳) علمدار رحمانی بهمن ماه ۲۳/۱۱/۱۳۶۳
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1250=پانویس==<references/>
۱٬۴۲۱
ویرایش