بسمه تعالی {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام: فرد = علمدار رحمنی|تصویر = q3.jpgنام پدر؛ علی میرزا|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانینام مادر: مرجان بانو|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]محل |تولد: = تاکستان - اسفرورین تاریخ تولد: ۱۳۴۷، روستای اسفروین[[زادروزهای|1347/۰۱01/۰۱01]] محل |شهادت: = عراق، جزیره مجنون تاریخ شهادت[[الگو: ۱۳۶۳شهدای 24اسفند|1363/۱۲12/۲۴24]] |وفات = استان |مرگ = |محل شهادت: بصره شهر = [[عراق]] |محل شهادت -دفن = گلزار شهداى تاکستان،روستای اسفروین|مفقود = وضعیت تاهل: مجرد |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه نظامی = |سمتها = بسیجیتحصیلات: دوم راهنمائی رشته -|جنگها = |نشانهای لیاقت = عملیات سال تفحص|عملیات =|فعالیتها = محل کار بنیاد تحت پوشش|تحصیلات =دوم راهنمایی|تخصصها = مزار شهید قزوین - تاکستان – اسفرورین|شغل = |خانواده = rId4}}
==زندگی نامه==
==وصیت نامه==
شهید، علمدار رحمانی : با درود و سلام به یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن و سلام به رزمندگان پر توان اسلام که در جبهه ها حماسه می آفرینند و چون کوه استوار در مقابل دشمنان ایستاده اند و سلام و درود بر شهیدان راه آزادی، از هابیل گرفته تا شهدای جنگ تحمیلی که با خونشان درخت اسلام را آبیاری نموده اند و هنوز هم آبیاری می کنند و بعد از این هم دیگران آبیاری خواهند کرد . آیا شما نمی گویید که اگر ما در صحنه کربلا بودیم، نمی گذاشتیم که دست یزیدیان به امام حسین ( ع ) برسد؟ و آیا شما نمی گفتید ای کاش ما هم در کربلا بودیم و حسین ( ع ) را یاری می کردیم و ای کاش ما بودیم و آب به فرزندان حسین ( ع ) می دادیم؟ ! حسین ( ع ) با امام خمینی چه تفاوتی دارد؟ مگر نه این است که هر دو برای دین و قرآن و برای خدا قیام کرده اند؟ چرا روز عاشورا می شود، حسین حسین می کنید؛ اما روز نبرد با دشمنان می شود، پسرم پسرم می کنید؟ ! مگر شما همان مردم عاشورایی نیستید؟ چرا به جبهه ها نمی روید؟ چرا ما باید در فکر مال دنیا بمیریم؟ چرا نباید به فکر مستمندان و رزمندگان باشیم و مثل آن ها بمیریم؟ چرا باید این قدر شهیدان ما وصیت کنند که امام را دعا کنید و به یاریاش بشتابید؟ ما باید به این شهیدان بگوییم : نه این وصیت را نکنید؛ ما عهده دار این نیستیم ! الآن ملت ما در جنگ است و ما یک لحظه از جنگ نباید فاصله داشته باشیم . به خدا قسم می خورم، این راهی را که من رفته ام، بزرگ ترین راهی است که در نماز می گفتم : اهدنا الصراط المستقیم؛ خدا بر من عنایت فرمود و اِلّا بهتر از این راه، راهی نیست که شما در پیش بگیرید . وصیت من به تمامی خواهران دانش آموز این است که : درس خود را فراموش نکنید و هر چه می توانید در فکر بالا رفتن فرهنگ و ازدیاد فرهنگ خواهران باشید . ای دانش آموزان پسر و ای جوانان محل و ای ملت همیشه در صحنه ! به پیش که فتح نهایی است و ای پیرمرد کشاورز ! از همه مهم تر ای پدر و مادرم و ای برادر و خواهرم ! پیروزی از آن مسلمانی است که همیشه به یاد خدا و امت واحده باشد؛ که شما همانا امت واحده هستید .۱ (۱۳۲۰۱۹۳) علمدار رحمانی بهمن ماه ۲۳/۱۱/۱۳۶۳<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1250 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1250=پانویس==<references/>