[[پرونده:600px-Cscr-featuredtopic-fawiki.svg.png|20px|چپ]]
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = جواد دل آذر
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = قم، [[زادروزهای|فروردین 1337]]
|شهادت =[[الگو:شهدای |1364/12/13]]
|وفات =
|مرگ =
|محل شهادت =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها = فرماندهی محور و عملیات
|جنگها =
|نشانهای لیاقت =
|عملیات = والفجر 8 ، لشگر 17 علی ابن ابیطالب (ع)
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل = پاسدار
|خانواده =
}}
== زندگینامه ==
فروردین ماه 1337 ه ش در مرکز مهم فقه جعفری، قم و در یک خانواده مذهبی و متدین به دنیا آمد. در سن پنج سالگی پا به مکتب نهاد و با کتاب آسمانی و عرفانی [[قرآن ]] آشنا و در هفت سالگی وارد دبستان شد. از دوران کودکی به همراه پدر بزرگوارش در مجالس و محافل اسلامی و [[نماز ]] جماعت شرکت میجست. مفتخر بود که از همان سنین، چهره ملکوتی علما از جمله امام عزیز (ره) را زیارت کرده و نسبت به این انسانهای آسمانی، الفت و دوستی قلبی پیدا بکند.جواد، توانست تحصیل در دوره ابتدایی را با موفقیت بگذراند، اما مشکلات مالی او را وادار کرد که رو به سوی محیط کار آورده و دوره راهنمایی تحصیلی را در کلاسهای شبانه به اتمام برساند، ولی علیرغم استعداد عالی، موفق به ادامه تحصیل نشد و با تشویق و اصرار دوستان و برخلاف میل خانواده به استخدام کادر درجهداری [[ارتش ]] درآمد. اما جوّ ناسالم ارتش، مجال ماندن را از او گرفت. از این رو، پس از بیست ماه ماندن در ارتش و گذراندن آموزشهای نظامی و کسب تجربه رزمی، دل به استعفا سپرد و آنگاه با غیبتهای مکرّر و تن ندادن به قوانین ضد اسلامی ارتش طاغوت، از آن خارج شد.<br />
او دوباره وارد محیط کار شد. امّا در کنار کار کردن، از تقویت بینش سیاسی و دینی خود نیز غافل نبوده و با مطالعه کتابها انس با طلاب علوم دینی, بر رشد عقلانی خویش میافزود. آنگاه که جرقه انقلاب در خرمن طاغوت افتاد, جواد یکی از کارآمدترین و مبارزترین جوانان قم و جلودار و پرچ مدار مبارزات در این شهر بود. دیگر زندگی او تلاش و کوشش و دویدن و نیازمند ین شد. و چنان شناخته شده بود که مأموریت بارها در صدد تعقیب و دستگیری او بر آمدند.<br />
پس از آن که حضرت امایم «ره» قصد مراجعت به ایران را پیدا کرد وی به عضویت کمیته استقبال از آن حضرت در آمد. و پس از ورود امام به میهن، او به عنوان یکی از اعضای گروه اسکورت، مسلحانه از ماشین حامل امام حفاظت میکرد. بعد از پیروزی انقلاب، به عضویت [[کمیته انقلاب اسلامی ]] درآمد و در دستگیری عوامل طاغوت و قاچاقچیان مواد مخدّر تلاش و کوشش بسیاری کرد.همچنین در آذرماه سال 1358 (ه.ش.) به اتفاق [[شهید محمد منتظری، منتظری]]، به منظور مبارزه با صهیونیستها به لبنان مسا فرات کرد. در سال 1359 (ه.ش.) به عضویت [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ]] درآمد. بعد از گذراندن یک دوره آموزشی کوتاه مدت به سوی جبهههای جنگ شتافت و پس از آن نیز جبهه را رها نکرد و در این راستا رشادتها به خرج داد و حماسهها آفرید.<br />
جواد، سالهای حضور خود در جبهه را با مسئولیتهای گوناگونی از قبیل فرماندهی «محور» و «عملیات» [[لشگر 17 علی ابن ابیطالب (ع) ]] طی کرد. او سرانجام در تاریخ 13/12/1364 در عملیات [[والفجر 8 ]] به فیض عظیم [[شهادت ]] نا یل آمد و از عالم ملک به جهان ملکوت پر کشید.<br />
http://www.ensani.ir/fa/content/82678/default.aspx
== خاطرات ==
=== *راوی پدر شهید ===در یکی از سالها، هنگام تحویل سال نو، جواد، یارانش را به دستههایی چند تقسیم کرد. همین که سال تحویل شد، اینها در جای جای صحن حضرت معصومه (س) شروع به دادن شعار علیه رژیم پهلوی کردند، و همین طور مأمورین را دنبال خودشان به خارج صحن کشیده و به زد و خورد با آنها میپرداختند، و از این راه روحیه انقلابی مردم را تحریک میکردند. جواد، سردمدار تظاهرات خیابانی در [[قم ]] بود. خیابانهای چهار مردان و آذر، هیچگاه فداکاریهای جواد را فراموش نمیکنند. بارها مأمورین به تعقیب وی پرداختند، اما هر بار با چابکی تمام، به یاری خدا از چنگشان گریخت. یک بار برایش پیغام دادند: بیا و دست از این کارها بردار، اگر دستگیرت کنیم بلایی بر سرت بیاوریم که آن سرش ناپیدا! جواد هم گفته بود: ما که خربزه خوردیم، پای لرزش هم ایستادهایم. شما هرچه از دستتان بر میآید کوتاهی نکنید؛ همانگونه که ما!<br />
http://www.ensani.ir/fa/content/82678/default.aspx
=== *حسین بورانی ===[[شهید «جواد جواد دل آذر»آذر]]- فرمانده عملیات لشگر 17 – سر نترسی داشت. یک بار به نیروهایش گفته بود: بروید فلان جا! اگر شما زودتر رسیدید بمانید تا من هم بیایم، و اگر من زودتر رسیدم، میمانم تا شما بیایید. آقا جواد، هنگامی رسیده بود که هنوز نیروهایش نیامده بودند. پس از مدّتی دید عدّه ای دارند میآیند؛ به خیالش که نیروهای خودی هستند. کم کم که نزدیک شدند، دید عربی صحبت میکنند. جواد، از آنجا که اسلحهای همراهش نبود، طوری حالت گرفت که آنها خیال کنند او مسلّح است، و با این تاکتیک همهشان را اسیر کرده و بعد اسلحه یکی را گرفته و آنها را به پشت خط منتقل کرده بود. یک بار دیگر هم که اسلحه داشت ولی فشنگش ته کشیده بود، باز با همین تاکتیک تعدادی از نیروهای دشمن را اسیر گرفته بود!»<br />
http://www.ensani.ir/fa/content/82678/default.aspx
=== *حسین بورانی ===برادران واحد تبلیغات, هر بار که برای انجام مصاحبهای با [[شهید «جواد جواد دل آذر» آذر]] - فرمانده عملیات لشگر- دم و دستگاهشان را بر میداشتند و میرفتند پیشش, وی به بهانهای از انجام مصاحبه طفره میرفت. گاه میگفت:<br />
- من به این نوع مصاحبهها اعتقادی ندارم!<br />
http://www.ensani.ir/fa/content/82678/default.aspx
=== *سیّد رضا طباطبایی ===
در عملیات «والفجر 8», در یک مرحله, دشمن دست به پاتک بسیار شدیدی زد به طوری که بچهها کاملاً روحیهشان را باخته بودند و گفتند بزودی خط سقوط خواهد کرد!<br />
- سیّد! چطوری؟<br />
دیدم [[شهید «جواد جواد دل آذر» آذر]] است. سلام کردم و او با خونسردی و خنده گفت:<br />
- خوب چه خبر؟ میبینم دارد خوش میگذرد؟<br />
من رفتم آن طرف و جواد هم از این طرف, شروع کردیم یک باره «یا حسین» گفتن که بچهها روحیه عجیبی گرفتند و از هر طرف با قدرت تمام با دشمن درگیر شدند؛ آر. پی. جی زنها از یک سو و جواد هم تیربار به دست از سمت دیگر.<br />
خلاصه, چیزی نگذشت که جواد یک جیپ فرماندهی عراقی را با سرنشینانش به ورطة هلاکت نشاند و چند دستگاه [[تانک ]] و نفر بر را هم [[آر. پی. جی ]] زنها ناکار کردند..<br />
بدین ترتیب کم کم عراقیها عقبنشینی کردند و خطی که در حال سقوط بود نجات یافت و کاری که میبایست در عوض یکی دو روز انجام میگرفت, در طول یکی دو ساعت بس امان آمد.<br />
http://www.ensani.ir/fa/content/82678/default.aspx
== آثار ==
=== *سخن شهید ===
«...فرمانده خوب کسی است که نیروهایش را همیشه در حالت آمادگی برای حماسهآفرینی و شهادت نگه دارد. کسی است که همیشه پیشمرگ نیروهایش باشد و برای تقویت روحیه فداکاری، در آنها هم رنگ آنان گردد»...<br />
http://www.ensani.ir/fa/content/82678/default.aspx
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:1 (1).jpg
Image:1 (2).jpg
Image:1 (3).jpg
Image:1 (4).jpg
Image:1 (5).jpg
Image:1 (6).jpg
Image:1 (7).jpg
Image:1 (8).jpg
Image:1 (9).jpg
Image:1 (10).jpg
Image:1 (11).jpg
Image:1 (12).jpg
Image:1 (13).jpg
Image:1 (14).jpg
Image:1 (15).jpg
</gallery>
==رده==
{ترتیبپیشفرض:جواد دل آذرجواد_دل_آذر}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]][[رده: شهدای سپاه پاسدارانانقلاب اسلامی]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان قم]]
[[رده: شهدای شهر قم]]