ویرایش‌ها

شهید جمال گودرزی

۲٬۰۵۹ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۷
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = جمال گودرزی|تصویر = شهید_جمال_گودرزی.jpg|توضیح تصویر = شهید جمال گودرزی|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[1340]] ، [[استان خوزستان|آبادان]]|شهادت = [[فروردین 1361]] ، [[تنگه رقابیه]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = گلزار شهدای الیگودرز |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه =|سمت‌ها = جانشین محور عملیاتی ایستگاه 7 آبادان ، فرماندهی محور اروندکنار ، فرماندهی گردان در عملیات ثامن الائمه ، فرماندهی گروهی از برادران سپاه پاسداران در عملیات طریق‌القدس و فرماندهی گردان امام رضا (ع) از تیپ کربلا|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ =|فعالیت‌ها = |تحصیلات = سیکل|تخصص‌ها =|شغل = |خانواده = }}
==زندگی‌نامه==
===خاطرات مرتبط با شهید جمال گودرزی===
===*برخورد جذاب===
در موقع اعدام، یکی از زندانیان که با بمب‌گذاری در آبادان عده‌ای را به شهادت رسانده بود، برای شهید چنین پیغامی گذاشته بود: (سلام مرا به جمال برسانید و بگویید که از این حکم راضی هستم و این رضایت را مدیون جمال هستم.) جمال در آن وقت مسئولیت زندان انقلاب را بر عهده داشت. کمک به زندانیان: پس از شهادت جمال، پیرمردی که جمال به او و همسر بی‌فرزندش به کرات سرکشی کرده و در کارهایشان به آن‌ها کمک می‌کرد، چنین می‌گوید: (من از نعمت فرزند محروم بودم ولی همواره فکر می‌کردم که جمال پسر خودم می‌باشد و با وجود او لذت فرزند را چشیدم.)
===*شهادت===
شب عملیات بود. جمال در جلوی ستون قرار داشت. به نزدیک عراقی‌ها که رسیدیم، درگیری شروع شد. جمال شجاعانه می‌جنگید. ناگهان گلوله تیربار به پیکرش اصابت نمود و قامت تنومندش را بر خاک انداخت. خون زیادی از بدنش به روی زمین می‌ریخت بچه‌ها سعی کردند او را به عقب انتقال دهند، اما پیشروی تانک‌ها ترسی را در دل جمال انداخت. بچه‌ها را قانع ساخت تا سریع‌تر از منطقه خارج شوند. تانک‌ها نزدیک‌تر شدند و بچه‌ها دورتر ساعتی بعد نیروها با حسرت به سمتی نگاه می‌کردند، که پیکر جمال آنجا بود و تانک‌ها از کنار پیکرش می‌گذشتند. دشت رقابیه قتلگاه جمال شد و او عاشقانه به سوی نور پر کشید.
http://www.sobh.org/web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=3932
==وصیت‌نامه==
حمد و ستایش خدا، خدای ما، انسان‌های حق طلب که می‌دانند ما برای چه قیام کرده‌ایم. می‌دانند که هدف ما در این جنگ جز اعتلای کلمه حق و انتقام از تجاوزگران چیز دیگری نیست. هم اکنون حس می‌کنم عاشق خدا شده‌ام. ای کاش این حدسم درست باشد تا او نیز عاشقم شود و مرا ببرد پیش دیگر برادران شهیدم که خیلی دلم برای آن‌ها تنگ شده است. اما اگر جنازه من به دست آمد می‌خواهم که مرا به آبادان ببرید و بعد از مراسم شستشو یا تیمم، یک دست لباس فرم تازه گرفته‌ام و داخل کمد گذاشته‌ام با این نیت که این لباس را شب عروسی بپوشم یا اینکه موقعی که شهید شدم این لباس را تنم کنید و بعد از یک تشیع جنازه مختصر به داخل سپاه بیاورید و در وسط چمن بالای سرم برادران سینه‌ای بزنند و بعد از الیگودرز ببرید و در کنار قبر پسر عموی شهیدم محمود به خاک بسپارید.==آثارنگارخانه تصاویر==<gallery>
===وصیت‌نامه===Image:1 (1).jpgImage:1 (2).jpgImage:1 (3).jpgImage:1 (4).jpgImage:1 (5).jpgImage:1 (6).jpgImage:1 (7).jpg
حمد و ستایش خدا، خدای ما، انسان‌های حق طلب که می‌دانند ما برای چه قیام کرده‌ایم. می‌دانند که هدف ما در این جنگ جز اعتلای کلمه حق و انتقام از تجاوزگران چیز دیگری نیست. هم اکنون حس می‌کنم عاشق خدا شده‌ام. ای کاش این حدسم درست باشد تا او نیز عاشقم شود و مرا ببرد پیش دیگر برادران شهیدم که خیلی دلم برای آن‌ها تنگ شده است. اما اگر جنازه من به دست آمد می‌خواهم که مرا به آبادان ببرید و بعد از مراسم شستشو یا تیمم، یک دست لباس فرم تازه گرفته‌ام و داخل کمد گذاشته‌ام با این نیت که این لباس را شب عروسی بپوشم یا اینکه موقعی که شهید شدم این لباس را تنم کنید و بعد از یک تشیع جنازه مختصر به داخل سپاه بیاورید و در وسط چمن بالای سرم برادران سینه‌ای بزنند و بعد از الیگودرز ببرید و در کنار قبر پسر عموی شهیدم محمود به خاک بسپارید.</gallery>== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:جمال_گودرزی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خوزستان]]
مدیر
۳٬۰۱۱
ویرایش