ویرایش‌ها

شهید مهدی زین الدین - بخش اول

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۵
بسم الله الرحمن الرحیم
شب های جمعه، دعای کمیل به راه بود. زین الدین می آمد می نشست یکی از بچه های خوش صدا هم می خواند. آخرین شب جمعه، یادم هست، توی [[سنگر ]] بچه های اطلاعات [[سردشت ]] بودیم. همه جمع شده بودند برای دعا. این بار خود زین الدین خواند. پرسوز هم خواند.
یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 92
موضوع : عبادی ، دعا
چند روز قبل از شهادتش، از سردشت می رفتیم باختران. بین حرف هایش گفت«بچه ها! من دویست روز روزه بده کارم» تعجب کردیم. گفت «شش ساله هیچ جا ده روز نموندم که قصد روزه کنم. » وقتی خبر رسید [[شهید ]] شده، توی حسینیه انگار زلزله شد. کسی نمی توانست جلوی بچه ها را بگیرد. توی سر و سینه شان می زدند. چند نفر بی حال شدند و روی دست بردندشان. آخر مراسم عزاداری، آقای صادقی گفت«شهید، گفت«[[شهید]] ، به من سپرده بود که دویست روز روزه ی قضا داره. کی حاضره براش این روزه ها رو بگیره؟» همه بلند شدند. نفری یک روز هم روزه می گرفتند، می شد ده هزار روز.
یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 94
موضوع : عبادی ،‌ روزه
موضوع : سیاسی ، امام خمینی
سال شصت و دو بود؛ [[پاسگاه زید]]. کادر لشکر را جمع کرد تا برایشان صحبت کند. حرف کشید به مقایسه ی بسیجی ها و ارتشی های خودمان با نظامی های بقیه ی کشورها. مهدی گفت:«درسته که بچه های ما در وفاداری و اطاعت امر با نظامی های بقیه ی جاها قابل مقایسه نیستند، ولی ما باید خودمونو با شیعیان ابا عبدالله مقایسه کنیم. اون هایی که وقت نماز، دور حضرت رو می گرفتند تا نیزه ی دشمن به سینه ی خودشون بخوره و حضرت آسیب نبینه. »
یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 26
موضوع : سیاسی ،‌ ولایت فقیه
موضوع : خانواده ، ازدواج
روی بچه های متاهل یک جور دیگر حساب می کرد. می گفت «کسی که ازدواج کرده، اجتماعی تر فکر می کند تا آدم مجرد. » بعداز عقد که برگشتم جبهه، [[جبهه]] ، چنان بغلم کرد و بوسید که تا آن موقع این طور تحویلم نگرفته بود. گفت «مبارکه، [[جهاد اکبر ]] کردی. »
یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 64
موضوع : خانواده ، ازدواج
موضوع : اعتقادی ، آرزوی شهادت
سال شصت و دو بود؛ [[پاسگاه زید]]. کادر لشکر را جمع کرد تا برایشان صحبت کند. حرف کشید به مقایسه ی بسیجی ها و ارتشی های خودمان با نظامی های بقیه ی کشورها. مهدی گفت:«درسته که بچه های ما در وفاداری و اطاعت امر با نظامی های بقیه ی جاها قابل مقایسه نیستند، ولی ما باید خودمونو با شیعیان ابا عبدالله مقایسه کنیم. اون هایی که وقت نماز، دور حضرت رو می گرفتند تا نیزه ی دشمن به سینه ی خودشون بخوره و حضرت آسیب نبینه. »
یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 26
موضوع : اعتقادی ، امام حسین (ع)
۷۳۱
ویرایش