شهید جلال پورمند: تفاوت بین نسخهها
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۶: | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:جلال_پورمند}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان فارس]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان شیراز]] | ||
نسخهٔ ۲۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۸
شهید جلال پورمند
تاریخ تولد :1347/01/05
تاریخ شهادت : 1367/04/04
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :فارس - شیراز - زرقان
زندگی نامه
شهید جلال پورمند در سال 1347/01/05 در شهرستان استهبان در خانواده ای مذهبی بدنیا آمد. فرزند پنجم خانواده بود که دارای 4 برادر و 2 خواهر می باشند. پدر شهید در منابع طبیعی کار می کرد و مادرشان هم خانه دار بود. پس از گذراندن دوران ابتدایی در زرقان به حرفه تراشکاری روی آورد به کار کردن علاقه بسیاری داشت و در حرفه تراشکاری بسیار ماهر بود. در اوقات فراغت نیز به ورزش کردن می پرداخت. ایشان به صورت داوطلب از طرف ارتش به سربازی رفتند و در شلمچه در تاریخ 1367/04/04 به هنگام نگهبانی بر اثر شیمیایی و خفگی به درجه رفیع شهادت نائل شدند. از خصوصیات اخلاقی شهید ایشان با پدر و مادر بسیار مهربان بودند و همیشه به مستمندان کمک می کردند.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم (بر حقش امام خمینی ) و سلام بر مادر عزیزم و پدر گرامیم و سلام به برادران و خواهر مهربانم شروع می کنم به نام خداوند بزرگ و با یاری حق ؟؟؟ الله و بسوی خدا رفتن خداحافظی می کنم با عرض سلام به مادر بزرگ مهربانم و سلام به پدر بزرگ و ؟؟؟ و سلام به برادران از جمله برادر مهربان جعفر و سلام به جبار و سلام به ایرج کمال جمشید حجت رضا - حسین - قاسم و سلام به عموی خودم و وحید و مادر وحید و پدر مهربان وحید - و سلام می کنم به خواهران مهربان و دلسوزم که مرا دوست داشتند خواهری مانند عشرت و خواهری مانند عصمت و خواهری مانند فرح و فاطمه - و سلام بر تمام دوستان و آشنایان و سلام به کاظم و علی شروع می کنم وصیت نامه خود را با نام خداوند در تاریخ 1367/03/23 در ساعت 9 صبح در خان? خواهرم که به من صبحانه و چای داده است و 26 ماه از خدمت را تی (طی )می کنم و 3 ماه دیگر دارم خواهشم این است از شما مادر را؟؟؟ مگذار سلام مرا به تمام دوستان برسان - مرا در قطع? شهدا دفن کنید اگر جنازه هم نداشتم همین کار بکنید شروع می کنم وصیت نامه را با نام بزرگ خانواده مادر مهربان و دل سوز و همیشه در فکر ما بوده ای مادر مهربان این؟؟؟ می کنم و؟؟؟ مادرم من آرزویم شهادت و دیدار علی (ع) بوده و نباید شما ناراحت من و برای من گریه کنید چون بهترین راه بسوی خداست مادرم بهتر از جانم شما خواهشی که از شما دارم این است که مرا دعا کنید چند سال هم که باهم بوده ایم از من رازی و خوش نود بوده باشی مادرم برای من دعا کن که در آن دنیا همنشین محمد و آل محمد شوم و خدا مرا به بهشت موعود ببرد مادر شبهای جمعه بالا سرمن بیا صدا بزن بیدارم کن برای من فاطحه (فاتحه ) بخوان مادر گریه برای من مکن بجای گریه مرا دعا کن مادر دیگر عرضی ندارم خداحافظ به امید دیدار در بهشت. جلال پورمند.مادر بعد از من جبار را مانند من بدان و با او مانند من رفتار کن متشکرم و دوم ای پدر و ای برادران و ای پدر عزیز من اگر در زندگی از من خیری ندیده اید مرا باید ببخشی مادر مهربانم چون من دوست داشتم که در زندگی تو را خوشبخت کنم ولی یا آرزوی دیگر هم داشتم و آن شهادت بوده است که بهر کدام برسم خوب است و ای برادران من باهم خوب باشید و مثل خوشهای ( خوشه های ) گندم باهم اتحاد داشته باشید و اگر به هم خوبی کنید در آن دنیا خداوند به شما خوبی خواهد کرد. برادرم جعفر من یک خواهشی از شما دارم و آن محبت به مادر و دو خواهر و دیگران است برادر جان جعفر من مقداری پول بدهکارم که می توانی با فروختن ضبط سوت ( صوت ) و یک دوربین عکاسی آنهارا بپردازی و آنها فاضل 90 تومان و علی - و 950 تومان به یک فقیر و یا به یک مسجد بدهی و ای برادر جواد جان اگر از من تلبی (طلبی ) داری مرا حلال کن و همچنین این را به تمام خانواده ام و دیگران می گویم که مرا حلال کنید جعفر جان مهربانتر از جانم مرا بحق برادریت قسمت می دهم مرا حلال کن ای خواهرم که به من می گویی وصیت نامه ننویس مگر از جان خودم خبر دارم و ای دلسوز من خواهرم عصمت و عشرت برای من گریه می کنید و برای من گریه مکنید و بجای گریه نماز را بخوانید و در حق من دعا کنید و دیگر به مادر مهربان محبت کنید و بچه ها را خوب تربیت کنید و ای فاطمه زن داداش من یک خواهش دارم و این است که بخاطر اسم فاطمه زهرا (ع) که شده به مادر من خوبی و او را میازار که روح من ناراحت می شود متشکرم این خواهشهای من را رعایت کنید (متشکرم ) بده تا سعادتمند شوی و تنها کاری که می کنی بالای سر برادرانت و آنها را تنها مگذار و من هم سلامت را به مادرت می رسانم خداحافظ. خوانده ام و برای یادبودی نگهداری کن جعفر نکند مرا بعد از مرگ فراموش کنی و بالای سرم بیایید و جبار را بجای من دوست بدارید.
نگارخانه تصاویر