ویرایش‌ها

شهید علیرضا کریمی

۱٬۴۱۶ بایت حذف‌شده، ‏۲۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۵
نوجواني [[شهید علیرضا کریمی]]==خاطرات==
آن روز، به مسجد نرسيده بود. براي نماز به خانه آمد و رفت توي اتاقش. داشتم يواشکي نماز خواندنش را تماشا مي‌کردم. حالت عجيبي داشت. انگار خدا، در مقابلش ايستاده بود. طوري حمد و سوره مي‌خواند مثل اين که خدا را مي‌بيند؛ ذکرها را دقيق و شمرده ادا مي‌کرد. بعدها *عبادی ، حضور قلب در مورد نحوه‌ي نماز خواندنش ازش پرسيدم، گفت:«اشکال کار ما اينه که براي همه وقت مي‌ذاريم، جز براي خدا! نمازمون رو سريع مي‌خونيم و فکر مي‌کنيم زرنگي کرديم؛ اما يادمون مي‌ره اوني که به وقت‌ها برکت مي‌ده، فقط خود خداست .»
منبعآن روز، به مسجد نرسيده بود. براي نماز به خانه آمد و رفت توي اتاقش. داشتم يواشکي نماز خواندنش را تماشا مي‌کردم. حالت عجيبي داشت. انگار خدا، در مقابلش ايستاده بود. طوري حمد و سوره مي‌خواند مثل اين که خدا را مي‌بيند؛ ذکرها را دقيق و شمرده ادا مي‌کرد. بعدها در مورد نحوه‌ي نماز خواندنش ازش پرسيدم، گفت: «اشکال کار ما اينه که براي همه وقت مي‌ذاريم، جز براي خدا! نمازمون رو سريع مي‌خونيم و فکر مي‌کنيم زرنگي کرديم؛ اما يادمون مي‌ره اوني که به وقت‌ها برکت مي‌ده، فقط خود خداست .»<ref>مسافر کربلا، صفحه:32</ref>
موضوع : عبادی *سیاسی ، حضور قلب در نمازولایت فقیه
 نوجوانی شهید علیرضا کریمی بعد از ماجرای بنی صدر، یک روز با بچه ها، سر قضیه نافرمانی بنی صدر از امام، خیلی بحث کردیم، دیدم علیرضا یک گوشه ای ایستاده و با حالت خاصی به ما نگاه میکنه، مثل اینکه داشت با نگاهش مطلبی را به ما میگفت. رفتم پیشش و گفتم : چیزی شده؟ گفت: میشه بگید سر چی دارید بحث میکنید؟ ! خدا به ما ولایت فقیه داده، ما رهبر داریم، راهمون معلومه، هر چی آقا فرمود همونه، ما باید اطاعت کنیم . این بازی های سیاسی بد نیست، اما خیلی دور و بر این مسائل چرخیدن، ما را از اصل موضوع – که [[ولایت فقیه]] باشه – دور نکنه . و ادامه داد: حواستون کجاست؟! یادتون رفته که امام فرمود: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد؟! منبع : <ref>مسافر کربلا، صفحه: 34 موضوع : سیاسی ، ولایت فقیه  نوجوانی شهید علیرضا کریمی بعد از ماجرای بنی صدر، یک روز با بچه ها، سر قضیه نافرمانی بنی صدر از امام، خیلی بحث کردیم، دیدم علیرضا یک گوشه ا ی ایستاده و با حالت خاصی به ما نگاه میکنه، مثل اینکه داشت با نگاهش مطلبی را به ما میگفت. رفتم پیشش و گفتم : چیزی شده؟ گفت:(( میشه بگید سر چی دارید بحث میکنید؟ ! خدا به ما ولایت فقیه داده، ما رهبر داریم، راهمون معلومه، هر چی آقا فرمود همونه، ما باید اطاعت کنیم . این بازی های سیاسی بد نیست، اما خیلی دور و بر این مسائل چرخیدن، ما را از اصل موضوع که [[ولایت فقیه]] باشه ، دور نکنه .)) و ادامه داد :(( حواستون کجاست؟! یادتون رفته که امام فرمود: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد؟!)) منبع : مسافر کربلا، صفحه: 34 موضوع : متفرقه ، نوجوانی  منبع نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا</ref>
۳۳۲
ویرایش