تا ظهر طول کشید و با فرمانده دسته بالای کوه رفتیم تا دیدگاه ها و جاهای نگهبانی بچه ها را یاد بگیریم.
امشب نمی دانم چه شبی است که از غروب، هر یک از دوستان به یک طرف رفته و برای خود زمزمه می کرد. حالت تنهایی گاهی آدم را به هدف هایی می رساند و گاهی هم به خاطرات گذشته می برد.
آن شب، شب عجیبی بود.<ref>منبع سایت نویدشاهد</ref>
==پانویس==منبع<references/>==رده=={{ترتیبپیشفرض:جاسم_بستانی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده:سایت نویدشاهدشهدای ایران]]