ویرایش‌ها

دانش‌نامه:صفحه تمرین

۱۲۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۰
ویرایش [[Special:Contributions/Taheri nejad98|Taheri nejad98]] ([[User talk:Taheri nejad98|بحث]]) به آخرین تغییری که [[User:Razavipor|Razavipor]] انجام داده بود واگردانده شد
کارشناسی حقوق دانشگاه علمی کاربردی بابل
شهید مدافع حرم عبدالصالح زارع بهنمیری از مدافعین بابلسری است که بسیجیان و اهالی راهیان نور، غالباً‌ خادمی‌ او را در فکه به یاد دارند.شهید عبدالصالح زارع در 26 فروردین 1364 در خانواده‌ای مذهبی در شهر بَهنَمیر – واقع در شهرستان بابلسر- متولد شد و در 16 بهمن ماه سال 1394 در شمال حلب در کشور سوریه به شهادت رسید. <ref> https://www.farsnews.com/news/13950131000545/%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%ba%d8%a7%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%84-%da%a9%d8%a7%d8%ba%d8%b0%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa خبرگزاری فارسفارسی</ref>
شهید عبدالصالح زارع در 26 فروردین 1364 در خانواده‌ای مذهبی در شهر بَهنَمیر – واقع در شهرستان بابلسر- متولد شد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در بَهنَمیر و دبیرستان را در بابلسر گذراند. در دوره تحصیلات ابتدایی به عضویت پایگاه مقاومت بسیج محله کریم‌کُلا درآمد. علاقه‌مند به ورزش رزمی تکواندو بود و از 9 سالگی به این ورزش می‌پرداخت.
پس از اخذ دیپلم در رشته کامپیوتر، هم‌زمان با مهاجرت خانواده به شهر مقدس قم، در کنکور سال 1382 شرکت کرد و در رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامیِ بابل پذیرفته شد. با مشورت خانواده از دانشگاه انصراف داد و سپاه را برای ادامه مسیر زندگی انتخاب کرد. پس از 9 ماه دوره آموزش در تبریز، وارد دوره درجه‌داری سپاه المهدی (عج) بابل شد و در مسیر پاسداری از انقلاب از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
کنار او بودن، همیشه شیرین و لذت‌بخش بود. دوست داشت اطرافیانش را شاد کند. می‌خندید و می‌خنداند. خودش هم آدم شاد و سرحالی بود. با شوخی‌ها و تیکه‌های به‌جا و نکته‌های طنزآلودش، بی‌آن‌که دل کسی را برنجاند یا توهینی به کسی کرده باشد، محیطی بانشاط را رقم می‌زد.
وقتی مسیری طولانی را هم‌سفر می‌شدیم، بی‌هیچ منّتی با جان و دل، تنقلات و میوه می‌خرید تا بیشتر خوش بگذرد. اواخر زمستان بود که برای خادمی شهدا در اردوهای راهیان نور، باهم به جنوب رفتیم. می‌دانست من چقدر به کاهو علاقه‌مندم. خواص درمانی و طبی آن را هم بارها برای دوستانم تعریف کرده بودم. چند لحظه‌ای غیبش زد. وقتی آمد یک بغل کاهو همراهش بود. گفتیم: «ماشاالله، چقدر زیاد؟!» خندید و گفت: «نوش جان. می‌دانید که کاهو خون را هم رقیق می‌کند!»
وقتی باهم تنها می‌شدیم از مسائل طب سنتی و توصیه‌های بهداشتی اسلام و نقشه‌های دشمن در زمینه بیوتروریسم سؤال می‌کرد و با دقت به حرف‌هایم گوش می‌داد. می‌گفت: «از این مدل حرف‌ها باز هم برایم تعریف کن.» از مسائل دینی و اعتقادی سوال می‌کرد و در موقع کار، بسیار جدی بود. قدر عمرش را می‌دانست.<ref>راوی: حجت‌الاسلام سید حر کاظم‌زاده، دوست شهید
بسم رب الحسین
درود بر امام امت، نایب بر حق امام زمان علیه‌السلام حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی). عزیزان من حواستان باشد که این انقلاب اسلامی را به امانت به ما سپردند و نکند در امانت خیانت کنید. این امانت، امانت الهی است. وظیفه همه ماست که از این انقلاب و دستاوردهای آن پاسداری کنیم. دست از این ماه تابان برندارید چرا که این ماه از خورشید عالم‌تاب نور گرفته و بازتاب می‌نماید. همان‌طور که امام خمینی (ره) فرمودند: «پشتیبان ولایت‌ فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.» پشتیبان واقعی باشید و نکند به خود آیید و خود را توّاب معرفی کنید که آن روز هم پایان جهل نیست. خدایا از تو یاری می‌خواهم که مرا توان دهی تا در راه رضای تو قدم بردارم و هدفی جز رضایت تو نداشته باشم. ما می‌رویم تا مقابل دشمنان قسم‌خورده اسلام بایستیم و ان‌شاءالله با ایستادگی در برابر ظلم و با از میان برداشتن آنان زمینه‌ساز ظهور حضرت آقا امام زمان علیه‌السلام باشیم و به اذنِ الله زمانی که مهدیِ فاطمه علیهماالسلام ندای «یا لثارات الحسین» برآورد لبیک بگوییم و جزو سربازان آن حضرت باشیم.
    منابع بازنویسمشتاقی نیا، سید حمید. کتاب عبدالصالح. قم، نشر: مطاف عشق، 1397<ref>مشتاقی نیا، سید حمید. کتاب عبدالصالح. قم، نشر: مطاف عشق، 1397</ref>==پانویس==<references />
دیوانسالار، مدیر
۱٬۲۴۱
ویرایش