ویرایشها
نوع عضویت : سایر شهدا
==خاطرات:==
زمانی که می خواستیم با عباسعلی تاجی به جبهه برویم روز اعزام دیدم ایشان سرش را تراشیده است. گفتم: عباسعلی چرا سرت را تراشیدی؟ گفت: اگر اسیر شدم و به دست عراقی ها افتادم نتوانند موهای سرم را بکشند و مرا اذیت کنند و اگر هم خدا قسمتم کرد و لیاقتش را داشتم که به شهادت برسم هنگام غسل دادن اذیت نشوند و راحت تر غسلم دهند که همه برادران اطرافمان این کار ایشان را تحسین کردند.