==زندگی نامه==
عماد مغنيه مشهور به (حاج رضوان) روز دوازدهم ژوئيه سال 1962 در روستاي طيردبا از توابع شهرستان صور در جنوب [[لبنان ]] در يك خانواده مذهبي ديده به جهان گشود. عماد دو برادر كوچكتر از خود به نام هاي جهاد و فؤاد داشت كه هر دو در دهه گذشته توسط عوامل رژيم صهيونيستي به شهادت رسيدند.
حاج فايز مغنيه پدر عماد به علت فراهم نبودن شرايط اشتغال و كسب درآمد و از طرف ديگر به دليل حمله هاي مكرر رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان همچون سرپرستان هزاران خانواده جنوبي همراه خانواده خود به بيروت كوچ كرد.
حاج فايز ابتدا در محله فقيرنشين النبعه در منطقه مسيحي نشين شرق [[بيروت ]] مسكن گزيد، و پس از گذشت چند سال، و در پي آغاز جنگ هاي داخلي لبنان به محله شيعه نشين بثر العبد در بخش بيروت انتقال يافت.
عماد مغنيه پس از گذراندن مراحل تحصيلات ابتدايي و متوسطه در مدارس دولتي بخش هاي فقيرنشين بيروت در دانشگاه آمريكايي بيروت ثبت نام كرد، اما به علت شرايط بحراني آن مرحله از تاريخ لبنان امكان ادامه تحصيل براي او فراهم نشد، و همچون ساير جوانان پرشور و انقلابي راه جهاد و مقاومت را در برابر اشغالگران آمريكايي و اسرائيلي و عوامل آنان در لبنان در پيش گرفت.
===*پيوستن به جنبش فتح===
گفته شده كه حاج رضوان در سن 18 سالگي به جنبش مقاومت فلسطين «فتح» پيوست و در دوره هاي آموزش نظامي اين جنبش در يكي از پادگان هاي منطقه الدامور در 15 كيلومتري جنوب بيروت شركت كرد. او در دوران فراگيري آموزش هاي نظامي و پرورش استعدادهاي سياسي، مهارت و شايستگي وصف ناپذيري از خود بروز داد كه فرماندهان نظامي جنبش فتح را شگفت زده كرد، و در نتيجه اين شايستگي او را به عضويت يگان نظامي 17(نيروي ويژه ضربتي وابسته به سازمان آزادي بخش فلسطين) انتخاب كردند.
اين يگان مكلف بود نيروهاي حفاظت ويژه از جان مسئولان سازمان آزادي بخش [[فلسطين ]] همچون [[ياسر عرفات]] (ابو عمار) و [[شهيد خليل الوزير]] (ابوجهاد) و [[شهيد صلاح خلف]] (ابو اياد) و ساير رهبران جنبش فتح را تأمين كند. صاحبنظران ديگري بر اين باورند كه حاج رضوان هيچ گاه به يگان شماره17 نپيوسته بود، بلكه در برخي موارد محدود به ويژه در زمينه طرح و تدارك برنامه هاي عملياتي با آن همكاري مي كرده است.
در پادگاني كه حاج رضوان در آن دوره آموزش نظامي مي ديد نيروهاي طرفدار گرايشات فكري متعددي همچون ماركسيست ها، مائوئيست ها، ناسيوناليست ها و مذهبي ها، به طور داوطلبانه درباره راه هاي فراگيري تاكتيك هاي نظامي و انواع اسلحه سبك و شيوه [[جنگ پارتيزاني ]] آموزش مي ديدند. با وجودي كه حضور طرفداران گرايشات سكولار و ضد دين در ميان هواداران جنبش هاي رهايي بخش عرب بيداد مي كرد، ولي عماد مغنيه به اعتقادات خود به شدت پايبند بود. در آن زمان جنگ هاي داخلي لبنان به منظور كوتاه كردن دست جنبش مقاومت فلسطيني از اين كشور تازه آغاز شده بود، و مناطق جنوبي از آرامش نسبي برخوردار بودند. او سعي مي كرد در جنگ هاي داخلي لبنان دخالت نكند، و به همين خاطر همراه گروهي از مبارزان مذهبي به جنوب رفت و تلاش هاي خود را روي مبارزه با دشمن صهيونيستي متمركز كرد. زيرا جنوب در آن مرحله از آرامش نسبي برخوردار بود. شهيد حاج عماد افزون بر فراگيري آموزه هاي نظامي و انقلابي در مراكز نظامي جنبش فتح، در كلاس هاي دروس مذهبي و علمي علامه سيد محمدحسين فضل اللّه شركت مي كرد، تا ميزان معلومات ديني و علمي خود را نيز بالا ببرد.
همرزمان حاج عماد مغنيه نقل كرده اند كه او از جمله رزمندگاني بود كه در رفتار و كردار و روابط خود به شدت مراقبت به عمل مي آورد. شايد يكي از افرادي بود كه نظم و انضباط را به شدت رعايت مي كرد.
براساس تاكتيك هاي نظامي كه آموخته بود، به رزمندگان مقاومت توصيه مي كرد هميشه در حال آماده باش باشند، و از امكانات و تجهيزات كافي برخوردار بوده باشند. او پس از عقب نشيني اسرائيل از جنوب لبنان در سال 2000، به تهيه تجهيزات و جنگ افزارهاي پيشرفته مبادرت كرد. زيرا آن مرحله تاريخي را كه خيلي مهم، و سرنوشت ساز مي دانست، و از ميزان آمادگي ارتش رژيم صهيونيستي براي حمله مجدد به لبنان آگاهي داشت.
===*پيوستن به تشكيلات حزب اللّه===
در آن مرحله تشكيلات حزب اللّه براي پيوستن عماد مغنيه هنوز به نحو محسوس و كامل سازماندهي نشده بود. ولي پس از تأسيس حزب اللّه عماد به صفوف آن پيوست و مسئوليت تشكيلات انقلابي و حفاظتي فضل اللّه را به برادرش جهاد واگذار كرد. در سال 1987 سازمان اطلاعات مركزي آمريكا(سيا) با همكاري سرويس هاي اطلاعاتي برخي دولت هاي عربي و مزدوران محلي لبنان طرحي را براي ترور علامه سيدمحمد فضل اللّه تدارك ديدند.
در چنين شرايطي شيعيان لبنان كه از طرف جنوب تحت تعقيب و اشغال نظاميان صهيونيست و از طرف شمال در محاصره شبه نظاميان مسيحي و نيروهاي حزب فالانژ قرار داشتند، به تشكيل و سازماندهي خود پرداختند. سه ماه از حمله اسرائيل به لبنان نگذشته بود كه نيروهاي چند مليتي متشكل از تفنگداران آمريكايي، انگليسي، چتربازان فرانسه و ايتاليا به منظور آرام كردن اوضاع و تحميل دولتي دست نشانده در لبنان و تلاش براي امضاي موافقتنامه صلح ميان بيروت و تل آويو در مناطق گوناگون مسلمان نشين غرب بيروت استقرار يافتند.
در اين ميان احزاب و نيروهاي ملي و اسلامي به منظور دفاع از خود در برابر متجاوزان و نجات كشور، عمليات مقاومت مسلحانه را بر ضد اشغالگران آغاز كردند. يكماه از آغاز اين عمليات نگذشته بود كه اسرائيلي ها تا منطقه خلده در10 كيلومتري جنوب بيروت عقب نشيني كرده و نيروهاي چند مليتي نيز فرار را بر قرار ترجيح دادند.
[[پرونده:Photo 2018-12-10 12-17-53.jpg|500px|بیقاب|وسط]]
===*آغاز مبارزه خستگي ناپذير===
لبنان در سال هاي1982-1983 دوران پر التهابي را پشت سر گذاشت. در سال1982 پايگاه نيروي دريايي آمريكا (مارينز) در نزديكي فرودگاه بيروت در جريان يك عمليات شهادت طلبانه منفجر شد و در جريان آن 241 نظامي آمريكايي كشته شدند. چند روز بعد ساختمان قرارگاه چتربازان فرانسوي در بيروت به هوا رفت، و در نتيجه آن58 سرباز كشته شدند. ديري نپاييد كه پايگاه فرماندهان نظاميان صهيونيست در منطقه البرج الشمالي در نزديكي شهر صور در جنوب لبنان توسط شهيد احمد قصير منفجر گرديد، كه حدود200 افسر و درجه دار اسرائيلي به هلاكت رسيده و يا زخمي شدند.
با وجودي كه هيچ جرياني حاضر نبود مسئوليت اين انفجارها را بر عهده گيرد و يا دست داشتن در آن را تكذيب كند. رسانه هاي غربي از آغاز دهه نهم از قرن بيستم همواره ادعا مي كردند كه عماد مغنيه با گذرنامه هاي جعلي و با اسامي مستعار به كشورهاي مختلف سفر مي كرده است. در يكي از اين گزارش ها آمده است كه او در خلال سال هاي 1990 و1997 در دو نوبت چهره اش را با عمل جراحي ترميمي تغيير داده است. رسانه هاي وابسته به محافل غربي و صهيونيستي در ادامه ادعاهاي دروغين و به منظور مخدوش كردن چهره حزب اللّه لبنان درصدد برآمدند آمريكا را به حمله به پايگاههاي حزب اللّه تشويق نمايند.
اين رسانه ها پس از حمله آمريكا به افغانستان و سرنگوني رژيم طالبان، ادعا كردند كه عماد مغنيه در زماني كه اسامه ا[[سامه بن لادن ]] رهبر سازمان القاعده در [[خارطوم ]] بسر مي برده با هواپيماي مسافربري به سودان رفته و درباره برنامه ريزي راههاي اجراي عمليات گسترده بر ضد آمريكايي ها در مناطق گوناگون جهان بحث و رايزني كرده است. رسانه هاي غربي نوشتند كه عماد مغنيه در اين ديدار آمادگي خود را براي انتقال تخصص و تجربيات حزب اللّه به نيروهاي [[القاعده ]] اعلام كرده، و بن لادن نيز متقابلا موافقت كرده در ازاي اين همكاري، اسلحه و تجهيزات نظامي پيشرفته در اختيار حزب اللّه قرار دهد.
در گزارش هاي ضد و نقيض محافل امنيتي غربي گفته شده كه در پي موفقيت عمليات مسلحانه اين مبارز لبناني در سال هاي1982 تا1984 دولت هاي آمريكا و فرانسه نام عماد مغنيه را در صدر فهرست افراد تحت تعقيب دستگاه هاي اطلاعاتي و امنيتي خود قرار دادند، و به منظور شناسايي و بازداشت او جايزه25 ميليون دلاري تعيين كردند.
در همان حال سرويس هاي امنيتي و جاسوسي مربوط به42 كشور جهان براي بازداشت و يا قتل او بسيج شده بودند.
عماد مغنيه هنگام تحصيل در حوزه علميه علامه سيد محمد حسين فضل اللّه با [[شهيد شيخ راغب حرب ]] و ][[شيخ عبدالكريم عبيد ]] و بسياري از روحانيون شيعه و سني جنوب لبنان آشنا شده بود. مدتي از اشغال لبنان در تابستان سال 1982 نگذشته بود كه افراد ياد شده با همكاري يكديگر طرح كنترل منطقه نبطيه را تدارك ديدند. شهر نبطيه در منطقه مركزي استان جنوب لبنان قرار دارد، و نقطه ارتباطي بخش ساحلي با بقاع غربي را تشكيل مي دهد. بقاع غربي يك منطقه استراتژيك است كه در مثلث مرزي لبنان و سوريه و فلسطين اشغالي واقع شده است.
هدف عماد مغنيه و همرزمان او از تمركز در منطقه نبطيه، گشودن خطوط تماس با نظاميان اسرائيلي و كنترل خطوط ارتباطي بخش هاي شرقي و غربي جنوب لبنان به ويژه ارتفاعات استراتژيك اقليم التفاح بود، و اين چيزي نبود كه به آساني به دست بيايد. آنان جنگ را از محور كفر شوبا در ارتفاعات منطقه جزين آغاز كردند و سپس به روستاهاي كفر ملكي، كفر حونه، جرجوع، جباع، حبوش و عربصاليم پيشروي كرده تا سرانجام به مناطق مشرف بر شهر نبطيه رسيدند. هنگامي كه جنوب لبنان به اشغال اسرائيلي ها در آمد، از عمليات بزرگ مسلحانه خبري نبود. گاهي عمليات پراكنده در برابر اشغالگران همچون عمليات رستوران ويمبي در خيابان الحمراء در مركز تجاري بيروت و نبردهاي جاده بيروت- صيدا در محور خلده اتفاق مي افتاد. اما عماد مغنيه جنگ هاي چريكي و پارتيزاني را به روش هايي كه در اروپاي شرقي بر ضد نازي ها و در برخي كشورهاي شرق آسيا همچون ويتنام معمول بود آغاز كرد.
مهمترين جرم عماد مغنيه اين بود كه با سازماندهي عمليات شهادت طلبانه در اوايل سال هاي دهه هشتم از قرن بيستم همه توطئه هاي آمريكا و اسرائيل را در لبنان و منطقه نقش بر آب كرد... محاسبات آنان را به هم ريخت و كشورش را از وابستگي نهايي به اسرائيل نجات داد... تنها به اين دليل او را به شهادت رساندند و از او انتقام گرفتند، كه با توانمند سازي مقاومت اسلامي لبنان يكي از بزرگترين ارتش هاي منطقه را در جريان جنگ 33 روزه سال 2006 شكست داد.
===*عماد مغنيه از نگاه رزمندگان مقاومت===
حاج رضوان يكي از شخصيت هاي جدال برانگيز و گرداننده تشكيلات نظامي مقاومت اسلامي شاخه نظامي حزب اللّه لبنان بود.
در محافل بازتر حزب اللّه، عماد مغنيه را سايه و شبح توصيف مي كردند. چه بسا بسياري از اعضاي حزب به منظور رد گم كردن، و فريب دشمن وانمود مي كردند كه عماد مغنيه يك شخصيت فرضي است و وجود واقعي ندارد. برخي از اعضاي پايين تر حزب اللّه نيز نسبت به نقش او در پيروزي هاي چشمگير مقاومت اسلامي بر اسرائيل شك و ترديد ايجاد مي كردند. ولي محافل امنيتي، و سرويس هاي جاسوسي اسرائيل او را شناخته بودند.
[[سازمان موساد ]] از حاج عماد كينه هاي زيادي به دل داشت. او را كابوسي مي ناميد كه خواب راحت را شبانه روز از اسرائيلي ها ربوده است. در همين حال سازمان ها و سرويس هاي جاسوسي كشورهاي گوناگون جهان عماد مغنيه را «روباه» ناميده بودند.
جوانان و رزمندگان مقاومت اسلامي براساس اعتقادات و باورهاي ديني شان عماد مغنيه را يكي از سربازان گمنام امام زمان(عج) توصيف مي كردند. اين توصيف دلايل معنوي و اخلاقي فراوان دارد. واقعيتي است كه رزمندگان مقاومت به آن ايمان كامل دارند. اين باورها را برگرفته از اهداف عاشورا و قيام سرور شهيدان حسين بن علي(ع) و عشق به اهل بيت(ع) مي دانند.
برخي صاحبنظران عقيده داشتند كه با شهادت حاج رضوان خسارت جبران ناپذيري بر حزب اللّه وارد آمده است، ولي سيدحسن نصراللّه اين طرز فكر را به شدت رد نموده و خاطرنشان ساخت كه مقاومت اسلامي هزاران عماد مغنيه در اختيار دارد.
آموزه ها و راهكارهاي او در سرتاسر منطقه فراگير شده است. مجاهدان فلسطيني و انقلابيون عرب اكنون او را الگو و سرمشق خود قرار داده اند. تاكتيك ها و روش هايي كه نيروهاي مقاومت فلسطين در رويارويي با تهاجم نظاميان صهيونيست به [[غزه ]] در سال2008 به كار گرفتند و از پيشروي آنان به عمق نوار غزه جلوگيري كردند برگرفته از راهكارها و تاكتيك هاي حاج عماد مغنيه بوده است.
رژيم صهيونيستي كه در پنجم ژوئن سال 1967 با چهار كشور عربي وارد جنگ شد و بخش هاي وسيعي از سرزمين هاي آن ها را به اشغال درآورد، در جنگ سال 2008 نتوانست به آساني نوار غزه را به تصرف خود در آورد. اكنون هم نمي داند با حزب اللّه لبنان چه برخوردي بايد داشته باشد. هم اينك به بركت خون حاج رضوان، روح شهادت و ايثارگري در خاورميانه فراگير شده است.
كوشيد تجربيات و آموزه هاي خود را به جنبش هاي مقاومت در عراق و فلسطين منتقل نمايد. به همين دليل ميان كشورهاي منطقه در حال رفت و آمد بود، و ناگزير با بسياري از عوامل سازمان ها و جنبش هاي مقاومت كه برخي شان مسائل امنيتي را به طور دقيق رعايت نمي كردند، تماس داشت. مسئله ديگر اين است كه وجود امنيت نسبي در سوريه نمي توانست امنيت جاني او را تامين كند. و اين يك نقطه ضعف به شمار مي رفت و پيامد ناگوار برجاي گذاشت.
===*بیانیه فرزند عماد مغنیه ([[جهاد مغنیه]] ) در مورد شهادت پدر===
«ما در مواجه با مرگ، رسیدن به شهادت و بزرگی را انتخاب کرده ایم، ما فرزندان کسانی هستیم که مرگ، راه آنها را نمی شناسد، زیرا آن ها به وسیله ی مرگ در مسیر خدا صعود کرده اند و به زندگی و نشاط و بشارت دست یافتند؛ زندگی که جز کسی که ابرها از دیدگانش کنار رفته آن را احساس نمی کند؛ از این رو آنچه را که کسی ندیده می بیند و آنچه که به قلب کسی خطور نکرده به قلب وی خطور می کند.
ما امروز اینجا آمدیم تا بگوییم ما در مسیر شما گام برمی داریم: مسیر عشق و جهاد، مسیر تصمیم برای پیروزی. ای شیخ راغب، ای سید عباس و ای حاج عماد شما چراغ هایی بودید که راه را روشن ساختید و چراغ ها در پی شما و در راه شما روشن شدند، ما برای همه جهانیان خواهیم گفت که چگونه آزادی به دست می آید و چگونه با خون پیروزی محقق می گردد.
اما در آخر، سخنی با آقا و مولایمان صاحب العصر و الزمان که روح من وهمگان فدای خاک پای ایشان باد: ای آقا و مولای ما، برای ما نزد خدای متعال شهادت طلب کن که ما تا آخرین نفس در راه خدا ایستاده ایم و بزرگ ترین آرزوی ما در این راه پر از قربانی و فیض و سرور این است که خود و ارواحمان را فدای این خط مقدس سازیم؛ در زیر پرچم حزب الله و با چتر پیروزی خداوند متعال.
بسم الله الرحمن الرحیم به آنان که جنگ بر آنها تحمیل می شود اجازه ی جهاد و نبرد داده شد، زیرا به آنها ستم شده، و البته خداوند بر یاری آنها کاملا تواناست)(سوره ی حج، آیه ی 29) آخرین کلام ما حمد و سپاس پروردگار جهانیان است والسلام علیکم و رحمه الله و برگاته)<ref>[http:///http://navideshahed.com سایت نوید شاهد]</ref>[[پرونده:Photo 2018-12-10 12-45-52.jpg|500px|بیقاب|وسط]]==وصیتنامه====خاطرات==*فرزند امام شهید حاج عماد مغنیه که به دست صهیونیستها به شهادت رسید، خود را فرزند امام خمینی رحمةاللهعلیه میدانست و به آن افتخار میکرد، زیرا امام رحمةاللهعلیه او و دیگر جوانان لبنانی و فلسطینی را زنده کردند و به آنان روح جدیدی دادند. مقام معظم رهبری. 86/11/28[[پرونده:Photo 2018-12-12 11-55-40.jpg|500px|بیقاب|وسط]]*حاج رضوان در ایران ایران که میآمد سعی میکرد حتماُ به زیارت امام رضا(ع) مشرف شود و اغلب، فرصت زیارت حضرت معصومه(س) را هم از دست نمیداد. شب شهادتش به زیارت حضرت رقیه رفت، در عزاداری حرم شرکت کرد، غذای نذری هم خورد و بعد هم در جلسه شرکت کرد و آخرش هم... راستی آن شب، شب شهادت رقیه بود. هنگامی که قصد داشت سوار ماشینش شود، ماشین دیگری که در نزدیکی او بمبگذاری شده بود، منفجر شد. رجانیوز *مقلد امام خامنه ای روباه، معما، شبح، استراتژیست، مغز متفکر نظامی و شخصیت شماره دو حزب الله لبنان خطابش میکردند. FBI جایزه 5 میلیون دلاری برای تحویل مرده یا زنده او را به 25 میلیون افزایش داد؛ شاید 20 سال تعقیب و گریزش توسط دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی امریکا و اسرائیل پایان پذیرد. میگفتند بسیاری عملیاتهای انتحاری و حتی جنگ سی و سه روزه هم زیر سر او بوده است. لقب "سر افعی" را هم روزنامه هاآرتص چاپ تلآویو به القاب او افزود. عماد مغنیه مقلد آیت الله خامنه ای، شاگرد دکتر چمران و جانشین سید حسن نصرالله بود. رجانیوز*عضو کوچک خودش را عضوی کوچک در حزب الله لبنان میدانست. میگفت:«اسرائیلیها و آمریکاییها خیلی مرا بزرگ ميکنند و مسئولیت بسیاری از عملیاتها و حوادث را برعهده من مينهند؛ گویی فکر ميکنند کلید امور جهان در دست من است.» و تاکید میکرد:«من تنها بخشی کوچک از مجموعه جهادی حزبالله هستم که در راه آرمانهای مقدس مقاومت انجام وظیفه ميکنم.» رجانیوز *بدون نقطه ضعف دیوید بارکی، یکی از مسئولان سابق واحد 504 در اداره اطلاعات نظامی اسرائیل که مسئول پروندهی حاج عماد مغنیه بود، میگوید: «در اواخر دههی هشتاد چندین بار نزدیک بود وی را دستگیر کنیم و اطلاعات زیادی در مورد وی جمعآوری کرده بودیم، اما هر چه به وی نزدیکتر میشدیم، اطلاعاتمان کمتر و کمتر میشد. او هیچ نقطهی ضعفی نداشت: نه به زنان علاقه نشان میداد، نه به پول، نه به مواد مخدر و نه هیچ چیز دیگر.»<ref>مجله پایداری_سایت مقاومت اسلامی لبنان </ref> *نماز اول وقت یک روز حاج عماد به من گفت “حاجی یادت هست یک روز به من گفتید امام زمان(عج) هرجا که باشند نماز اول وقت میخوانند؛ بنده از نظر قلبی به نماز اول وقت، التزام گرفتم. جهاد پسر من به دنیا آمده است. یکی از برادران را پیدا کنید که نماز صبح اول وقت او تا به حال ترک نشده است، در گوش او اذان بگوید”؛ یکی از برادران پاسدار ایرانی را برای این کار معرفی کردم، که بعدها آن برادر هم شهید شد.راوی: سردار عروج == گالری تصاویر ==
<gallery>
photo_2020-01-13_19-47-52.jpg
</gallery>
منبع: سایت نوید شاهد==پانویس==<references/>