شهید ناصر ذوالقدر: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «بسمه تعالی نام ناصر ذوالقدر نام پدر محمد نام مادر نرجس محل شهادت اشنویه محل ت...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱۶: سطر ۱۶:
 
ذوالقدر، ناصر: یکم شهریور ۱۳۵۰، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش نرجس نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم تیر ۱۳۶۵، در اشنویه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر تاکستان قرار دارد.
 
ذوالقدر، ناصر: یکم شهریور ۱۳۵۰، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش نرجس نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم تیر ۱۳۶۵، در اشنویه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر تاکستان قرار دارد.
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
شهید، ناصر ذوالقدر: من شکفته گلی بودم که در راه اسلام و میهن، جان ناقابل خود را ایثار نمودم و برای این که به ندای امام عزیزم لبیک گفته باشم، راهی میدان های جنگ با کفار شدم و همیشه آرزو می کردم که شهادت نصیب من شود و بالاخره هم به آرزوی خود رسیدم و به لقاء الله پیوستم. وصیت من به ملت ایران؛ امام را تنها نگذارید و همیشه به گفته های او عمل کنید. وصیت من به پدر و مادر عزیزم و برادران و خواهرم؛ در شهادت من گریه نکنید و ناراحت نباشید؛ چون دشمن زبون و منافقین کوردل با مشاهده این صحنه خیلی خوشحال میشود و از شما خواهش میکنم در مرگ یا شهادت من گریه نکنید و ناراحت نباشید. پدر و مادر عزیزم! شما رنج و زحمت زیادی برای من کشیدید و مرا به این سن و سال رساندید. من از شما راضی و خشنود هستم و امیدوارم در روز قیامت بتوانم آن همه زحمت بیدریغ شما را جبران کنم. ...و در پایان آرزو میکنم رزمندگان اسلام راه کربلا را باز کنند و شما همگی به زیارت آقای ما حسین بن علی(ع) رفته و ما را نیزیاد کنید.۱ (۱۳۱۱۵۲۷) از منطقه عملیاتی فاو؛ ناصر ذوالقدر ۵/۱۱/۶۴
+
شهید، ناصر ذوالقدر: من شکفته گلی بودم که در راه اسلام و میهن، جان ناقابل خود را ایثار نمودم و برای این که به ندای امام عزیزم لبیک گفته باشم، راهی میدان های جنگ با کفار شدم و همیشه آرزو می کردم که شهادت نصیب من شود و بالاخره هم به آرزوی خود رسیدم و به لقاء الله پیوستم. وصیت من به ملت ایران؛ امام را تنها نگذارید و همیشه به گفته های او عمل کنید. وصیت من به پدر و مادر عزیزم و برادران و خواهرم؛ در شهادت من گریه نکنید و ناراحت نباشید؛ چون دشمن زبون و منافقین کوردل با مشاهده این صحنه خیلی خوشحال میشود و از شما خواهش میکنم در مرگ یا شهادت من گریه نکنید و ناراحت نباشید. پدر و مادر عزیزم! شما رنج و زحمت زیادی برای من کشیدید و مرا به این سن و سال رساندید. من از شما راضی و خشنود هستم و امیدوارم در روز قیامت بتوانم آن همه زحمت بیدریغ شما را جبران کنم. ...و در پایان آرزو میکنم رزمندگان اسلام راه کربلا را باز کنند و شما همگی به زیارت آقای ما حسین بن علی(ع) رفته و ما را نیزیاد کنید.۱ (۱۳۱۱۵۲۷) از منطقه عملیاتی فاو؛ ناصر ذوالقدر ۵/۱۱/۶۴.<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1668 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
+
==پانویس==
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1668
+
<references />
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:ناصر_ذوالقدر}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان قزوین]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان تاکستان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۲

بسمه تعالی نام ناصر ذوالقدر نام پدر محمد نام مادر نرجس محل شهادت اشنویه محل تولد قزوین تاریخ تولد ۱۳۵۰/۰۶/۰۱ محل شهادت اشنویه تاریخ شهادت ۱۳۶۵/۰۴/۲۳ استان محل شهادت آذربایجان غربی شهر محل شهادت اشنویه وضعیت تاهل مجرد درجه نظامی تحصیلات دوم راهنمائی رشته - عملیات سال تفحص محل کار بنیاد تحت پوشش مزار شهید قزوین - تاکستان

زندگی نامه

ذوالقدر، ناصر: یکم شهریور ۱۳۵۰، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمد و مادرش نرجس نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم تیر ۱۳۶۵، در اشنویه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای شهر تاکستان قرار دارد.

وصیت نامه

شهید، ناصر ذوالقدر: من شکفته گلی بودم که در راه اسلام و میهن، جان ناقابل خود را ایثار نمودم و برای این که به ندای امام عزیزم لبیک گفته باشم، راهی میدان های جنگ با کفار شدم و همیشه آرزو می کردم که شهادت نصیب من شود و بالاخره هم به آرزوی خود رسیدم و به لقاء الله پیوستم. وصیت من به ملت ایران؛ امام را تنها نگذارید و همیشه به گفته های او عمل کنید. وصیت من به پدر و مادر عزیزم و برادران و خواهرم؛ در شهادت من گریه نکنید و ناراحت نباشید؛ چون دشمن زبون و منافقین کوردل با مشاهده این صحنه خیلی خوشحال میشود و از شما خواهش میکنم در مرگ یا شهادت من گریه نکنید و ناراحت نباشید. پدر و مادر عزیزم! شما رنج و زحمت زیادی برای من کشیدید و مرا به این سن و سال رساندید. من از شما راضی و خشنود هستم و امیدوارم در روز قیامت بتوانم آن همه زحمت بیدریغ شما را جبران کنم. ...و در پایان آرزو میکنم رزمندگان اسلام راه کربلا را باز کنند و شما همگی به زیارت آقای ما حسین بن علی(ع) رفته و ما را نیزیاد کنید.۱ (۱۳۱۱۵۲۷) از منطقه عملیاتی فاو؛ ناصر ذوالقدر ۵/۱۱/۶۴.[۱]

پانویس

  1. پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین

رده‌ها