ویرایش‌ها

احمد متوسلیان

۲۲۷ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۶
/* زندگینامه */
== زندگینامه ==
*تولد و کودکی
به سال 1332 ه.ش در خانواده‌ای مو من و مذهبی در یکی از محلات جنوب شهر [[تهران ]] به دنیا آمد. دوران تحصیل ابتدایی خود را در دبستان اسلامی «مصطفوی» به پایان برد. ضمن تحصیل، به پدرش که در بازار به شغل شیرینی فروشی اشتغال داشت، کمک می‌کرد. احمد در همان سال‌های نوجوانی با شرکت فعال در هیئت‌های مذهبی و کلاس‌های [[قرآن ]] در مساجد جنوب شهر، از ظلم و جنایات رژیم منحوس پهلوی آگاه شد و با سن و سال کمی که داشت قدم به میدان مبارزه با طاغوت گذاشت. پس از پایان دوره ابتدایی، در هنرستان صنعتی، شبانه به تحصیل ادامه داد و در سال 1351 موفق به اخذ دیپلم گردید. سپس به [[خدمت سربازی ]] اعزام شد و در شیراز دوره تخصصی [[تانک ]] را گذراند و پس از آن، به [[سرپل ذهاب ]] اعزام شد.
*فعالیت سیاسی – مذهبی
او در دوران سربازی، فردی مذهبی و مو من بود و در بحث‌ها، مخالفت خود را با رژیم ستم‌شاهی بیان می‌کرد. پس از اتمام خدمت سربازی، در یک شرکت تأسیساتی خصوصی استخدام شد و بعد از چند ماه، به [[خرم‌آباد ]] منتقل گردید و به فعالیت‌های سیاسی تبلیغی خود ادامه داد. تا اینکه پس از مدت‌ها تعقیب و گریز، در سال 1354 توسط اکیپی از [[کمیته مشترک ضد خرابکاری ]] [[ساواک ]] دستگیر و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلک‌الافلاک خرم‌آباد در سلولی انفرادی گذراند. به روایت هم رزمانش، با وجود تحمل شکنجه‌های جسمی و روحی فراوان، حسرت شنیدن یک آخ را هم بر دل سیاه مزدوران ساواک گذاشت، تا اینکه او را به بند عمومی منتقل کردند و حدود نه ماه نیز در آنجا گذراند و با بالا گرفتن موج انقلاب اسلامی از زندان آزاد گردید و به آغوش ملت بازگشت. پس از آزادی، در شروع قیام‌های خونین قم و تبریز در سال 1356، نقش رابط و هماهنگ‌کننده تظاهرات را در محلات جنوبی تهران عهده‌دار شد و رابطه‌ای تنگاتنگ با حرکت‌های مکتبی محافل دانشجویی و روحانیت مبارز تهران داشت. با شدت یافتن روند نهضت اسلامی و رویارویی مردم با مزدوران طاغوت، بارها تا پای شهادت پیش‌رفت و در روزهای 21 و 22 بهمن‌ماه 1357 تلاش و ایثار چشمگیری از خود نشان داد. با پیروزی آسای انقلاب اسلامی، مسئولیت تشکیل [[کمیته انقلاب اسلامی ]] محل خویش را عهده‌دار شد. پس از شکل‌گیری [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ]] به این ارگان پیوست و دوشادوش سایر هم رزمانش با حداقل امکانات موجود به سازماندهی نیروها همت گماشت. *مبارزه با [[ضدانقلاب ]] در [[کردستان ]] پس از شروع غافله کردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از هم رزمانش داوطلبانه عازم [[بوکان ]] شد و به دلیل ابتکار عمل هوشیارانه و فرماندهی قاطع خود توانست کلیه اشرار مسلح را متواری کند و منطقه را از لوث وجود ضد انقلابیون که در رأس آن‌ها دمکرات‌ها [[دمکرات‌]]ها قرار داشتند، پاک‌سازی نماید. او پس از تثبیت مواضع نیروهای انقلاب در بوکان، به شهرهای [[سقز ]] و [[بانه ]] رفت. در ابتدای ورود به شهر بانه، به تلافی کمین ناجوانمردانه‌ای که ضد انقلابیون به نیروهای ستون ارتش زده بودند، طی یک عملیات دقیق ضد کمین خسارات سنگینی به آنان وارد آورد که در این نبرد، چهارصد اسیر و دویست کشته از ضدانقلاب برجای ماند. پس از آن به همراه گروهی از رزمندگان از جمله معاون خود ([[شهید محمد توسلی]]) برای فتح [[سنندج ]] راهی این شهر شد. ستون تحت فرماندهی او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شکست و به همراه سرداران رشیدی چون محمد بروجردی و اصغر وصالی، سنندج را آزاد نمود و کمر تجزیه‌طلبان را شکست. در زمستان سال 1358 به او مأموریت داده شد تا جاده [[پاوه ]] [[کرمانشاه ]] را که در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد کند. عملیات با فرماندهی او و همکاری سپاه پاوه شروع و با موفقیت کامل به انجام رسید و ایشان به همراه سایر برادران، وارد شهر پاوه شدند. پس از مدتی، با حکم شهید بروجردی، به فرماندهی سپاه پاوه منصوب گردید. در این مدت، حاج احمد عملیات گوناگونی از جمله [[عملیات نجار ]] در [[ارتفاعات نور یاب، یاب]]، که اکثر آن‌ها با موفقیت همراه بود، طراحی و اجرا کرد. *آزادسازی شهر [[مریوان ]] اوایل خرداد 1359 مأموریت آزادسازی شهرستان مریوان که در تصرف گروهک‌های محارب بود، به وی محل شد. تسلط ضدانقلاب در مریوان به گونه‌ای بود که از [[پادگان ]] این شهر می‌توانستند افرادی که را که در سطح شهر تردد می‌کردند شمارش کنند. به همین دلیل، به محض نشستن [[بالگرد ]] در محوطه باند فرود، حاج احمد و همراهانش زیر آتش همه‌جانبه دشمن قرار می‌گیرند. حاج احمد پس از ورود به شهر و سازماندهی نیروها، با یورشی سهمگین و برق‌آسا توانست شهر مریوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهک‌ها پاک نموده و در این شهر استقرار یابد. از همین زمان بود که مسئولیت فرماندهی سپاه مریوان به عهده ایشان گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهدای بزرگواری چون حاج عباس کریمی، سید محمدرضا دستواره، رضا چراغی، حسین قجه‌ای، حسین زمانی، محسن نورانی و علیرضا ناهیدی به پاک‌سازی مواضع مزدوران استکبار اعم از کومله، [[کومله]]، دمکرات و رز گاری پرداخت. ترس و وحشتی که از او بر دل سیاه ضد انقلابیون نشسته بود به حدی بود که به قول یکی از هم رزمانش، هر وقت به ضدانقلاب خبر می‌رسید که حاج احمد قصد حمله به آن‌ها را دارد، قوای ضدانقلاب، فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند و مانند روباه از معرکه می‌گریختند. آزادسازی [[ارتفاعات دزلی ]] مشرف بر شهر [[پنج وین ]] [[عراق ]] که در حکم سرپل نفوذ عناصر ضدانقلاب به خاک [[ایران ]] اسلامی بود، را باید از دیگر دست آورده‌ای مهارت رزمی قاطعانه حاج احمد و گروه اندک هم رزمش در خطه کردستان دانست. جالب آنکه [[بنی‌صدر ]] ملعون به شدت از هرگونه امدادرسانی لجستیکی به نیروهای سپاه در کردستان (از جمله مریوان) خودداری می‌کرد و حتی دستور اکید و مکتوب داده بود تا به سپاه مریوان حتی یک فشنگ هم تحویل داده نشود و بدین گونه حاج احمد در چنین وضع دشواری به نبرد مظلومانه سرگرم بود. پس از حذف باند بنی‌صدر از دستگاه اجرایی کشور و حاکمیت [[حزب‌الله ]] – در دی ماه 1360 و در شب 27 رجب، مصادف با بعثت [[حضرت رسول اکرم (ص) ]] – عملیات سرنوشت‌ساز محمد رسول‌الله (ص) از دو محور مریوان و پاوه بر روی منطقه خر مال توسط حاج احمد و شهید حاج همت رهبری شد که در این محور، رزمندگان اسلام به مرزهای بین‌المللی رسیدند. این عملیات در حقیقت سنگر بنای تأسیس تیپ 27 حضرت رسول (ص) به شمار می‌رود. *شرکت در [[دفاع مقدس ]] حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، [[حج]]، مأموریت یافت تا رزم بی‌امان خود را در [[جبهه‌های جنوب ]] ادامه دهد. او از طرف سردار فرماندهی کل سپاه ما مور شد با به‌کارگیری برادران سپاه مریوان و پاوه تیپ محمد رسول‌الله (ص) – که بعدها به لشکر تبدیل شد – را تشکیل دهد و فرماندهی تیپ مذکور را نیز خود به عهده گیرد. بدین ترتیب به فاصله کوتاهی حاج احمد و سایر سرداران نامی کردستان در معیت شهید بروجردی راهی جبهه‌های جنوب شدند تا تدابیر نوین دفاعی کشور، نظام فرهنگی یگان‌های رزمی منظم و مکانیزه سپاه در جنوب را سامان بخشیده و آزادسازی مناطق اشغالی [[خوزستان ]] را سرعت بخشند. رزمندگان [[تیپ 27 محمد رسول‌الله (ص) ]] برای ورود به مصاف [[فتح‌المبین ]] پس از طی یک دوره فشرده آموزشی توسط حاج احمد، خود را آماده کردند و در شب دوم فروردین‌ماه سال 1360 در محور [[دشت عباس ]] (چنانه) وارد عرصه پیکار شدند و در این نبرد پیروزمند نقش اساسی ایفا کردند. پس از مدتی زمینه اجرای [[عملیات بیت‌المقدس ]] در دستور کار یگان‌های رزمی قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئولیت خطیر فرماندهی تیپ، در تمامی مأموریت‌های شناسایی شرکت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزدیک راه‌کارهای مناسب عملیات را شناسایی می‌کرد. در شب دهم اردیبهشت‌ماه سال 1361 عملیات بیت‌المقدس آغاز شد و رزمندگان اسلام به فرماندهی حاج احمد از دو محور به مواضع دشمن یورش بردند. نقطه آغاز عملیات، منطقه [[دارخوین ]] به سمت جاده [[اهواز ]] [[خرمشهر ]] بود که با عبور نیروها از ورود متلاطم [[کارون ]] به سمت دژ ما رد جهت‌دهی شده بود. با وجود حجم سنگین آتش کور و بی‌وقفه یگان‌های [[توپخانه ]] ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نیروهای دشمن را در این محورها زمین‌گیر کنند و کلیه پاتک‌های آن‌ها را دفع نمایند. یکی از فرماندهان عملیاتی جنگ در مورد نقش حساس ایشان در عملیات بیت‌المقدس می‌گوید: اگر فرماندهی قاطع و عمل به موقع در بعد از ظهر روز اول عملیات بیت‌المقدس روی جاده اهواز – خرمشهر حاج احمد نبود عملیات به مشکلات زیادی برخورد می‌کرد. او در همان جا اسلحه [[کلاشینکف ]] خود را به دست گرفت و تا مرز [[شهادت ]] ایستادگی کرد و رزمندگان نیز با تأسی به او مقاومت بسیاری از خود نشان دادند که در نهایت جاده اهواز – خرمشهر حفظ شد. او به رغم جراحت وخیمی که از ناحیه پا داشت حاضر به ترک میدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهای مستحکم و میادین متعدد مین، [[مین]]، نیروهایش را عبور داد و در نهایت ساعت 11 صبح روز سوم خردادماه سال 1361 رزم‌آوران تیپ 27 حضرت رسول (ص) با جلوداری سردار حاج احمد متوسلیان در کنار سایر یگان‌های سپاه به خاک مطهر خرمشهر قدم نهادند. ایشان در عصر همان روز طی سخنان کوتاهی خطاب به دریادلان [[بسیجی ]] در برابر [[مسجد جامع خرمشهر ]] چنین گفت: همه عزیزان ما که تا امروز در خوزستان غوطه‌ور شده و به شهادت رسیده‌اند برای حفظ [[اسلام ]] عزیز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند، اما خدا را شکر که بالاخره توانستیم امروز با آزادی خرمشهر قلب اماممان را شاد کنیم. در پی آزادسازی خرمشهر، حاج احمد در معیت سایر سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده کل قوا [[حضرت امام خمینی (ره) ]] مشرف شدند. در آن دیدار حضرت امام خمینی (ره) این سرداران دلاور، به ویژه حاج احمد را به گرمی مورد تفقد خاص خویش قرار دادند.
*حضور در لبنان
هنوز طعم شیرین فتح خرمشهر را در ذائقه‌اش احساس می‌کرد که خبر تلخ تهاجم ارتش صهیونیستی به خاک [[لبنان ]] را شنید. او در اواخر خرداد سال 1361 طی مأموریتی به همراه یک هیئت عالی‌رتبه دیپلمات یک از مسئولین سیاسی – نظامی کشورمان راهی [[سوریه ]] شد تا راه‌های مساعدت به مردم مظلوم و بی‌دفاع لبنان را بررسی نماید.
*نحوه اسارت
در چهاردهم تیر سال 1361، اتومبیل هیئت نمایندگی دیپلمات یک کشورمان حین ورود به شهر [[بیروت ]] و در هنگام عبور از پست ایست و بازرسی،مزدوران حزب فالانژ اتومبیل را متوقف و چهار سرنشین خودرو مزبور به رغم مصونیت دیپلمات یک – توسط آدم‌ربایان دست‌نشانده رژیم تروریستی [[تل‌آویو ]] گروگان گرفته‌شده و پس از شکنجه و بازجویی، به نظامیان اسرائیلی تحویل گردیدند،که از سرنوشت آنان تاکنون اطلاعی در دست نیست. در حالی هم رزمان آن مهاجر الی الله، مشتاقانه چشم‌به‌راه هستند تا خبری از او و هم رزمانش برسد.
<br />
اللهم فک کل اسیر<ref>نرم افزار شاهد</ref>
 
== خاطرات ==
۶۹۱
ویرایش