ویرایشها
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
==زندگینامه==
شهيد محمد کريمي فرزند محمد علي در تاریخ 1345/01/01 در دليجان (رباط کريم) و در خانه اي ساده و خانواده ای مذهبي و انقلابی متولد شد. پدرش باغباني در سازمان ميراث فرهنگي مشغول بود و او که نخستين فرزند خانواده بود در کنار يک برادر و سه خواهرش با تربيت ديني رشد يافت و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته برق (هنرستان) ادامه داد و موفق به اخذ ديپلم از دبيرستان مصطفي خميني (ره) واقع در ميدان خراسان شد.
اين بسیجی دلاور به مدت 20 ماه در جبهه حضور داشت و در آنجا با ديده باني و آر پي چي زني به دفاع از ميهن پرداخت. دو بار بر اثر اصابت ترکش مجروح شد و سرانجام در تاریخ 1367/04/08 در سومار و در سن 22 سالگي بر اثر اصابت ترکش به قلبش به شهادت رسيد. مزار پاکش در بهشت زهرا، قطعه 40، رديف 11 قرار دارد.
روحش شاد و يادش گرامي باد
==وصیتنامه==
با سلام و درود خدمت رهبر كبير انقلاب اسلامى امام امت و درود بيكران به رزمندگان غرور آفرين جبهه هاى نبرد و سلام بر شهيدان گلگون كفن راه سيد الشهدا و سلام به شما خانواده عزيز و شهيدپرورم. اميدوارم كه به حول و قوه پروردگار سلامت باشيد و حالتان خوب باشد و از دورى من ديگر ناراحت نباشيد.
آخرين سخنم با شما برادرانم و خواهرم است شما بايد همچون زينب پيام آور پيام حماسه آفرينان در جبهه باشيد از شما خواهش مى كنم به حرف هاى منافقين و كسانى كه با رفتن افراد به جبهه مخالفند گوش نكنيد. ديگر حرفى با شما ندارم و از وضعيت خودم برايتان بگويم كه من حالم بسيار خوب است و در وضع بسيار خوبى به سر مى برم، ديگر حرفى با شما ندارم. از شما تقاضا دارم كه سلام مرا به تمامى اقوام برسانيد و دعا براى امام و رزمندگان را فراموش نكنيد.
فرزند كوچك شما محمد كريمى
==خاطرات==
خاطراتی از زبان پدر شهيد:
1ـ پدرش درباره او مي گويد: محمد بسيار شجاع بود و از زدن حرف حق واهمه نداشت؛ قبل از پيروزي انقلاب يک بار در مدرسه آقاي مدير به يکي از شاگردان کلاس توهين کرد، محمد از جا بلند شد و با شجاعت گفت: شما حق نداريد با او اين طور برخورد کنيد؛ بعد هم با هماهنگي بچه ها يک هفتهکلاس هفته کلاس را تعطيل کردند.
2ـ ياد شهيدان هميشه در زندگي روزمره باعث بالا رفتن روحيه و اعتماد به نفس در برابر مشکلات و سختي هاي به وجود آمده مي شود.
اگر از کساني که از دور و نزديک با شهيد کريمي آشنا بودند از خصوصيات آن شهيد بپرسيد؛ قطعاً خاطره اي جز اين بيان نخواهند کرد که او يک جوان پاک، بي ريا و بسيار باادب و در برابر بزرگ و کوچک هنگام برخورد با روي باز و با تبسم و خوش رویي بود؛ نزد پدر و مادر در ادب و احترام به والدين، شهره عام بود، در تمام اقوام و فاميل خصوصيات اخلاقي شهيد کريمي مورد توجه قرار داشت.
من آن گلم که پدر کرده باغبانيم مادر رنج برده به پاي جوانيم
نامم محمد است دهم نان مهديم اينک بسته شد دفتر زندگانيم؛
یک بار برادر کوچکترش به خاطر لجبازي با او رفت و لاستيک جديدي که محمد با زحمت براي دوچرخه اش تهيه کرده بود پاره کرد؛ وقتي به خانه آمد و اين صحنه را ديد خنديد و بي آن که برخورد بدي کند به مادرش هم گفت: چيزي به او نگويد.منبع<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22524 سایت شهدای ارتش]</ref>