==خاطرات==
خاطراتی از زبان پدر شهيد:
1ـ پدرش درباره او مي گويد: محمد بسيار شجاع بود و از زدن حرف حق واهمه نداشت؛ قبل از پيروزي انقلاب يک بار در مدرسه آقاي مدير به يکي از شاگردان کلاس توهين کرد، محمد از جا بلند شد و با شجاعت گفت: شما حق نداريد با او اين طور برخورد کنيد؛ بعد هم با هماهنگي بچه ها يک هفتهکلاس هفته کلاس را تعطيل کردند.
2ـ ياد شهيدان هميشه در زندگي روزمره باعث بالا رفتن روحيه و اعتماد به نفس در برابر مشکلات و سختي هاي به وجود آمده مي شود.
اگر از کساني که از دور و نزديک با شهيد کريمي آشنا بودند از خصوصيات آن شهيد بپرسيد؛ قطعاً خاطره اي جز اين بيان نخواهند کرد که او يک جوان پاک، بي ريا و بسيار باادب و در برابر بزرگ و کوچک هنگام برخورد با روي باز و با تبسم و خوش رویي بود؛ نزد پدر و مادر در ادب و احترام به والدين، شهره عام بود، در تمام اقوام و فاميل خصوصيات اخلاقي شهيد کريمي مورد توجه قرار داشت.
من آن گلم که پدر کرده باغبانيم مادر رنج برده به پاي جوانيم
نامم محمد است دهم نان مهديم اينک بسته شد دفتر زندگانيم؛
یک بار برادر کوچکترش به خاطر لجبازي با او رفت و لاستيک جديدي که محمد با زحمت براي دوچرخه اش تهيه کرده بود پاره کرد؛ وقتي به خانه آمد و اين صحنه را ديد خنديد و بي آن که برخورد بدي کند به مادرش هم گفت: چيزي به او نگويد.منبع<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22524 سایت شهدای ارتش]</ref>
http:==پانویس==<references //ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22524>