ویرایشها
نام پدر: ملا علاوی (ملا علی)
محل تولد: حصیرآباد
[[تاریخ تولد: ۱۳۴۸]][[تاریخ شهادت: ۹۴/۸/۳]]
محل شهادت: تدمر، سوریه
محل دفن: مفقود الاثر
وصعبت تاهل: متاهل
تعداد فرزندان: ۲
دوران کودکیاش را با خانواده خود در همان منطقه حصیرآباد گذراند و بعد از ایشان، چهار برادر دیگر او به دنیا آمدند و به یک خانواده پر جمعیت تبدیل شدند که زندگی برایشان شیرینتر شد.
حاج کریم برخلاف هم سن و سالان خود که عاشق بازی گوشی بودند ایشان عاشق نقاشی و کارهای هنری بود. دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه هجرت منطقه خود سپری کرد و قبل از بلوغ شرعی همه واجبات شرعی خود را از پدرش که پیش نماز محل مسجد امام علی (ع) و امام حسن مجتبی (ع) بود فرا گرفت.
حاج کریم که در ابتدای جنگ تحمیلی یازده ساله بود انگیزه زیادی برای انجام فعالیتهای فرهنگی در [[مسجد امام محمدباقر (ع) ]] که معروف به [[لشکر قدس ]] بود، داشت و از همان زمان فعالیت خود را در مساجد محل شروع کرد.
شهادت در روز قدس
در اواخر سال ۱۳۶۵ بعد از اینکه دوست صمیمیاش ناصر نبهانی به جبهه رفت، در دورههای آموزشی قبل از اعزام به مدت یک ماه در بهبهان شرکت کرد. بعد از پایان دوره به گردان امیرالمومنین (ع) پیوست و در عملیات [[نصر ۸ ]] و [[والفجر ۱۰ ]] به عنوان نیروی خط شکن شرکت کرد. در عملیات والفجر ۱۰ که در [[کردستان عراق ]] در منطقه عملیاتی [[حلبچه ]] بود شیمیایی و از ناحیه پا مجروح میشود بعد از پایان جنگ و گذراندن دوران نقاحت در سال ۱۳۶۸ ازدواج کرد و بعد در [[سپاه پاسداران ]] استخدام شد و به [[گردان جعفرطیار(ع) ]] از [[تیپ یکم حضرت حجت (عج) ]] پیوست.
دورههای زرهی و تخصصی در تعمیرات تانک را در شیراز گذراند، به علت عوارض شیمیایی و جانبازی از ناحیه پا و کمر و داشتن روحیه فرهنگی به اصرار مسئولان در قسمت فرهنگی تیپ فعالیت خود را ادامه داد و برای برگزاری یادوارههای شهدای والامقام فعالیت میکرد.
حاج کریم بعد از شهادت همرزم و دوستش شهید مدافع حرم جبار دریساوی آهنگ رفتن به [[سوریه ]] را با خود زمزمه میکرد و در تاریخ ۱۹ خرداد ماه سال ۱۳۹۴ داوطلبانه به سوریه اعزام شد و یک ماه بعد یعنی در روز جمعه نوزدهم تیرماه مصادف با بیست و سومین روز از ماه مبارک رمضان و روز قدس در اثر برخورد با تله انفجاری در منطقه تدمر سوریه به [[شهادت ]] رسید.و یک شنبه ۱۷ آبان ۹۴ در اهواز تشییع و در [[گلزار شهدای اهواز ]] دفن شد.
==وصیت نامه:==
برادر شهید:
سفارش حاج کریم همیشه این بود که نگاهمان فقط به رهبر باشد از بچه های فامیل و محل، همیشه می خواست اهل مسجد و هیات باشند.
==خاطرات و گزارشات==
1.تربیت پدرانه
پدر شهید اصلغوابش که به ملا علاوی (ملا علی) و یک شخصیت دینی در حصیر آباد معروف بود، مدتی به عنوان پیشنماز در مسجد امام حسن مجتبی (ع) و مسجد امام علی (ع) فعالیت داشت و به مصالح فروشی ساختمان اشتغال داشت.
ملاعلاوی بعد از فوت همسر در سال ۱۳۷۵ به بیماری سرطان مبتلا شد که حاج کریم تا آخرین لحضات زندگی بالای سر او بود به طوری که شبانه روز از ایشان مراقبت میکرد و چندین بار برای انجام عمل او را به تهران انتقال داد.
برای تامین هزینه عمل در تهران، حاج کریم و برادرانش به خانواده هایشان گفتند که هرچه داریم را بفروشید. هر چیز با ارزشی که در خانه هایشان بود برای عمل پدرش فروختند تا هزینه درمان پدر را تامین کنند.
ابراهیم اصلغوابش، برادر شهید
حاج کریم در واحد ادوات لشکر ۷ ولی عصر (عج) روی خمپاره ۱۲۰ کار کرد و در این زمینه خیلی متبحر بود به طوری که سال ۶۶ در عملیات نصر ۸ استعداد خودش را نشان داد و فرماندهی برای تخصص او خیلی حساب باز کرد.
فرمانده گردان امیرالمومنین (ع) درعملیات والفجر ۱۰ به علت لیاقتهایی که حاج کریم نشان داد به عنوان معاون دسته از ایشان استفاده کرد و در منطقه راهبردی و حساس تپه رشن عراق به ایشان اعتماد کرد. متاسفانه در آن عملیات اکثر نیروها یا شهید شدند یا زخمی، که حاج کریم نیز در بین زخمیها بود.
در سال ۶۸ به عنوان پاسدار به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در سال ۶۹ با منحل شدن گردان امیرالمومنین (ع) به همراه دیگر نیروها به گردان جعفر طیار(ع) ملحق شد.
ناصر نبهانی، همرزم شهید
6.زندگی ساده
در سیزدهم مهرماه سال ۱۳۶۸ ازدواج کردیم، در ابتدای زندگی مشترک خود در خانه پدر حاج کریم بودیم ولی مدتی بعد در منطقه سه راه خرمشهر زمینی خریدیم که به علت مشکلات مالی برای گرفتن کارگر و بنا ، مجبور شدیم خودمان شروع به ساخت خانه کنیم.
اهل ایراد گرفتن از غذا و یا هر چیز دیگری در خانه نبود هر غذایی که درست میکردیم و سر سفره میگذاشتیم خدا را شکر میکرد.
در خانه هیچ گاه به کسی امر و نهی نمیکرد. فردی بود که به هیچ چیز دل نمیبست بلکه دوست داشتنش هم برای خدا بود.
7.شور حسینی
پس از بازسازی مسجد، باز هم به علت برنامههای سرد هیئت مسجد ناراحت بود و نمیتوانست نسبت به این وضعیت بی تفاوت باشد به همین دلیل دست به کار شد زیرا جوانان در برنامههای هیئت شرکت نمیکردند و با برگزاری مراسمات جوان پسند شور و حرارت حسینی را در محله ایجاد کرد.
در روز تشییع شهید همه دیدند که جوانان هم هیاتی و مسجدی و حتی جوانان به ظاهر غیر مذهبی محله حصیرآباد با شوری حسینی در کنار پیکر شهید عزاداری میکنند و بر سر و سینه میزنند.
جای خالی حاجی را در محرم آینده به خوبی حس خواهیم کرد.
9.شهادت در تله انفجاری
وقتی به سوریه رفت به مسئولان آنجا معرفیاش کردند و گفتند که کریم غوابش آمده اینجا به عنوان مستشار کار کند ولی آن مسئول موضع تندی گرفت و گفت: آقای غوابش کارش فرهنگی است و تخصصی در مورد تانک ندارد و باید برگردد زیرا ما نیروی زرهی و فنی میخواهیم.
بعد از عملیاتی که در ارتفاعات انجام دادند حاج کریم در چادر بود و از یکی از دوستان خود خواست که عکسی از او بگیرد بعد از گرفتن عکس همراه نیروهای سوری به پادگان تیفور ارتش سوریه رفت و باید یک سری وسایل می آورد. وقتی از پادگان حرکت کرد در راه برگشت از یک جاده مواسلاتی خودروی آنها با تله انفجاری برخورد کرد و منفجرشد و ۱۰ تا ۱۵ متر آن طرفتر واژگون میشود همه سرنشینان آن که ۴ نفر بودند شهید شدند. پس از واژگونی به علت وجود مواد قابل اشتعال، خودرو آتش میگیرد و پیکرهای شهدا نیز گرفتار شعلههای آتش میشوند، پس از آن که شهدا به سردخانه دمشق منتقل شدند پیکر شهید غوابش از روی انگشتری که در دست داشت شناسایی کردند.
پیکر شهید اصل غوابش بعد از ۴ روز به تهران و پس از آن به اهواز منتقل شد و در یک تشییع به یادماندنی در کنار شهدای مدافع حرم در قطعه شهدای عملیات کربلای ۴ و ۵ و نصر ۸ و شهدای گردان امیرالمومنین (ع) آرام گرفت.
مسعود مطیری، همرزم شهید<ref>[http://www.takrimeshahid.ir/2017/01/21/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%BA%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B4 تکریم شهدا] </ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:IMG_5165_copy1-copy-150x150.jpgImage:haj_karim-150x150.jpgImage:modafe-haram-abdolkarime-asle-ghavabesh2-150x150.jpgImage:modafe-haram-abdolkarime-asle-ghavabesh-150x150.jpg </gallery>==پانویس==<references />