ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = حبیب الله نمازیان|تصویر =|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[زادروزهای 01 خرداد|1343]] ، [[کرمان]] ، [[جانی آباد]]|شهادت = [[الگو:شهدای 01 خرداد|1378/03/01]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = گلزار شهدای کرمان|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = امیر|سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده =}}
==زندگینامه==
از همان كودكي كودكی علاقه و عشق واقعي واقعی به مسجد و قرآن و دوستي دوستی اهل بيت پيامبر بیت پیامبر سلام و الله عليهم علیهم در قلب و روح و جسم وي وی عجین شد. تا اينكه اینكه به سن واجب التعليم رسيدالتعلیم رسید. پدر نام وي وی را در دبستان سعدي سعدی ثبت نام نمود و دوران ابتدايي ابتدایی را با نمرات ممتاز سپري سپری نمودند و جهت تحصيل تحصیل در مدرسه راهنمايي راهنمایی نمونه شهاب مشغول به تحصيل تحصیل شدند. حبيب حبیب علیرغم اينكه اینكه به سن تكليف نرسيده تكلیف نرسیده بود و ليكن لیكن در نماز جماعت و جلسات قرآن مسجد محل شركت مي می نمودند و مورد اعتماد و امين امین نماز گزاران و روحاني روحانی مسجد بودند و اين ايمان این ایمان و اعتماد قلبي قلبی به حبيب حبیب موجب شد كه انقلابيون انقلابیون در زمان طاغوت جهت جا به جا كردن رساله حضرت امام و توزيع بين انقلابيون توزیع بین انقلابیون از وجود او استفاده مي می نمودند و حبيب حبیب واقعاً از حفاظت گرفتار عجيبي عجیبی برخوردار بود و ايشان ایشان از همان دوران كودكي كودكی از نظر درسي درسی و اخلاقي اخلاقی و رفتاري رفتاری زبان زده فاميل فامیل و اقوام و آشنايان آشنایان بودند و از نظر مقيد مقید بودن به مسائل شرعي شرعی معروف بودند و همه او را مي می ستودند.
در مدرسه نيز نیز چه در مقطع ابتدايي ابتدایی و راهنمايي راهنمایی و دبيرستان دبیرستان معلمان مشاراليه مشارالیه را بعنوان الگو و سرمشق براي ساير برای سایر دانش آموزان معرفي مي معرفی می نمودند. در دوره اي راهنمايي نيز ای راهنمایی نیز از نظر تحصيلي تحصیلی جزو دانش آموزان ممتاز مدرسه شان بودند. تا اينكه اینكه وارد مرحله دبيرستان دبیرستان شدند و پدر نام وي وی را در دبيرستان دبیرستان شاهپور سابق (شريعتي فعلي شریعتی فعلی ) ثبت نمودند. مقطع دبيرستان ايشان دبیرستان ایشان مصادف با شروع تظاهرات علني علنی بر عليه رژيم علیه رژیم منحوس پهلوي پهلوی بود و ايشان ایشان در زمينه زمینه به تعطيلي تعطیلی كشاندن دبیرستان شاهپور (شريعتيشریعتی) همراه با تعداد ديگري دیگری از دانش آموزان و معلمان انقلابي انقلابی نقش بسزايي بسزایی داشتند و در كليه كلیه تظاهرات و راهنمايي هاي راهنمایی های دوران انقلاب شركت مي می نمودند و چندین مرتبه نيز نیز از سوي سوی مزدوران رژيم رژیم مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. به محض تشكيل بسيج مستضعفين تشكیل بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام (رض)ايشان ایشان در بسيج بسیج ثبت نام نمودند و مشغول فراگيري فراگیری آموزش هاي نظامي های نظامی و عقيدتي عقیدتی شدند. والدين والدین و ساير سایر افراد خانواده در كليه كلیه ابعاد از او راضي راضی بودند و ايشان هيچ ایشان هیچ گاه باعث آزار و اذيت ديگران نمي اذیت دیگران نمی شد و از كمك به محرومين محرومین و مستضعفين هيچ مستضعفین هیچ گاه مضايقه اي مضایقه ای نداشتند و هميشه حامي محرومين همیشه حامی محرومین بودند. و مادر حبيب هميشه حبیب همیشه از وي وی بعنوان فرزند صالح نام مي می برد.
با شروع جنگ تحميلي تحمیلی عراق عليه جمهوري اسلامي ايران حبيب علیه جمهوری اسلامی ایران حبیب سال دوم دبيرستان دبیرستان بودند و آموزش هاي نظامي های نظامی را بطور كامل فرا گرفته بودند و قصد عزيمت عزیمت به جبهه را داشتند. كه والدين والدین بالاخص مادر به رفتن ايشان ایشان با توجه به احساس و عواطف مادري مادری اذن رفتن نمي نمی دادند و ايشان ایشان به خاطر احترام و ارادات قلبي خاصي قلبی خاصی كه به مادرشان داشتند عليرغم ميل باطني علیرغم میل باطنی اش فقط به فعاليت فعالیت در پشت جبهه و امورات فرهنگي رضايت فرهنگی رضایت دادند. مادرشان نظرش بر اين این بود كه ديپلم دیپلم را گرفتي گرفتی هر جا خواستيد برويد خواستید بروید مجاز مي باشيدمی باشید. حبيب حبیب عشق و علاقه ي عجيبي ی عجیبی به خلباني خلبانی داشتند و هميشه همیشه شعار مي می دادند بلند آسمان جايگاه جایگاه من است.
بهشت زهرا (س) در انتظار من است. به هرحال ايشان ایشان در خرداد ماه 1361 با معدل بالاو جزء دانش آموزان ممتاز دبيرستان شريعتي دبیرستان شریعتی موفق به اخذ ديپلم رياضي فيزيك دیپلم ریاضی فیزیك شدند. و با توجه به اينكه اینكه در كنكور سراسري نيز سراسری نیز در رشته ي مهندسي ی مهندسی قبول شده بودند به علت عشق و علاقه به كسوت مقدس سربازي سربازی و خلباني خلبانی دانشكده افسري افسری امام علي علی را بر رفتن به دانشگاه هاي دولتي ترجيح های دولتی ترجیح دادند. در آزمون ورودي ورودی دانشكده افسري افسری امام علي علی (ع) شركت نمودند و از نظر علمي علمی جزو نفرات برتر ورودي ورودی بودند و در معاينات پزشكي معاینات پزشكی و تست مقاومت جسماني نيز جسمانی نیز از عهده آزمون عملي عملی بر آمدند و در مصاحبه عقيدتي سياسي نيز عقیدتی سیاسی نیز با عنايت عنایت به اينكه اینكه اشراف كامل به مسائل سياسي سیاسی و عقيدتي عقیدتی داشتند سرافرازانه اين این آزمون را نيز نیز با موفقيت سپري موفقیت سپری نمودند و در مهر ماه سال1361 وارد دانشكده افسري افسری امام علي علی (ع) شدند و در طول سه سال دانشكده از نظر علمي علمی و ورزشي ورزشی و اخلاقي اخلاقی و رفتاري رفتاری جزء دانشجويان دانشجویان برتر بودند و چون با آگاهي آگاهی و اعتقاد و اطمينان قلبي اطمینان قلبی كامل اين این كسوت را به تن نموده بودند همه ناملايمات ناملایمات و سختي سختی ها را با جان و دل مي خريدندمی خریدند.
در دوران دانشجويي دانشجویی از دانشجويان دانشجویان فعال دانشكده امام علي علی (ع) بودند و در مهر ماه سال 1364 موفق به اخذ مدرك كارشناسي كارشناسی و به درجه ستواندومی مفتخر گرديدندگردیدند. ناگفته نماند در طول سه سال دانشجويي دانشجویی كه شبانه روزی بودند چندين چندین مرتبه به جبهه هاي های نبرد حق عليه علیه باطل عزيمت عزیمت نمودند و ایشان از هر فرصتی جهت عزیمت به جبهه استفاده می نمودند و در مقاطعی که دانشکده تعطیل بود ایشان به همراه تعدادی از همرزمان دانشجویی خویش داوطلبانه به جبهه های نبرد حق علیه باطل (جنوب و غرب) مي می رفتند.
پس اخذ درجه ستواندومی جهت طي طی دوره اي مقدماتي ای مقدماتی پیاده به مرکز پیاده شيراز شیراز اعزام شدند و در همان دوره مقدماتي مقدماتی دوره كوهنوردي كوهنوردی و رنجرو جنگ در كوهستان و چتربازي چتربازی را نيز نیز با موفقيت طي موفقیت طی نمودند و در همان مقطعی که در حال طی دوره مقدماتي مقدماتی پیاده بودند جهت خلباني خلبانی بالگرد انتخاب شدند و پس از موفقيت موفقیت در معاينات پزشكي معاینات پزشكی و آزمون زبان انگليسي انگلیسی و پايان پایان دوره مقدماتي مقدماتی به مركز آموزش خلباني هوانيروز خلبانی هوانیروز (مركز آموزشي شهيد آموزشی شهید وطن پور) اصفهان اعزام گرديدند گردیدند در سال 1366 كه به مركز آموزش خلباني هوانيروز خلبانی هوانیروز اعزام شدند آموزش زبان انگليسي پروازي انگلیسی پروازی را در همان سال با موفقيت طي موفقیت طی نمودند و در كلاس هاي تئوري های تئوری و عملي خلباني عملی خلبانی شركت نمودند و در سال 1367 آموزش تئوري تئوری و عملي عملی را با موفقيت موفقیت پشت سر گذاشتند و در طول مدت دوره چندين چندین مرتبه کتباً تقاضاي تقاضای اعزام به جبهه هاي های نبرد حق عليه علیه باطل را نمودند و ليكن لیكن فرماندهان مقرر فرمودند كه در اين این مقطع شما بايستي بایستی آموزش هاي های لازم را فراگرفته و سپس بعنوان خلبان به ياري یاری رزمندگان اسلام بشتابيدبشتابید.
پس از اتمام آموزش عمومي خلباني ايشان عمومی خلبانی ایشان جهت طي طی دوره تخصصي خلباني تخصصی خلبانی بالگرد جنگي جنگی كبرا (209) اعزام و با موفقيت موفقیت موفق به گذراندن دوره تخصصي خلباني تخصصی خلبانی جنگنده بالگرد 209 گرديدند گردیدند در سال 1369 اين این مهم را با موفقيت طي موفقیت طی نمودند. پس از فارغ التحصيلی التحصیلی از مركز پیاده شیراز مبادرت به ازدواج با دختر دايي دایی خویش نمودند و پس از اتمام دوره هاي خلباني پايگاه رزمي های خلبانی پایگاه رزمی مسجد سليمان سلیمان كه يكي یكی از محرومترين پايگاه محرومترین پایگاه های هوانيروز هوانیروز بود را انتخاب و به مسجد سليمان عزيمت سلیمان عزیمت نمودند و در پايگاه رزمي پایگاه رزمی مسجد سليمان سلیمان علاوه بر خلباني خلبانی مسئول يگان یگان خدمات پادگاني پادگانی بودند و خدمات شايسته اي شایسته ای را در آن يگان یگان انجام دادند و در سال 1371 به پايگاه هوانيروز پایگاه هوانیروز كرمان منتقل گرديدند گردیدند و مدتي مدتی را بعنوان فرمانده گردان آموزش سربازي سربازی مشغول انجام وظيفه وظیفه بودند و بر قلب ها فرماندهي مي فرماندهی می كردند. پس از مدتي ايشان مدتی ایشان را به سمت رئيس رئیس ركن سوم گردان تك منصوب نمودند. حبيب حبیب از زماني زمانی كه به كرمان منتقل شد در کلیه عملیات هایی که بر علیه اشرار و قاچاقچیان و سودا گران مرگ در منطقه سرزمینی كرمان و استان سيستان سیستان و بلوچستان و شرق خراسان انجام گرفته حضور فعال و چشمگيري چشمگیری داشتند و در اين عمليات این عملیات ها تا سرحد شهادت پيش مي پیش می رفتند.
از سخن چيني چینی و غيبت غیبت و تهمت شديداً پرهيز مي شدیداً پرهیز می كرد و به كسي كسی اجازه غيبت غیبت و سخن چيني چینی و تهمت زدن به برادر و يا یا خواهر مومن و مسلمان را نمي نمی داد. جاذبه عجيبي عجیبی داشت خيلي خیلی زود با بچه ها ارتباط برقرار مي می كرد و با آنها دوست مي می شد در سال 1366 صاحب پسري پسری بنام احسان شدند و ارادت خاصي خاصی به مادرش داشت و مي می فرمود:بهشت زير پاي زیر پای مادران است و در سال 1368 در مسجد سليمان سلیمان خداوند دختري دختری به وي وی اعطا كرد كه نام محدثه را بروي بروی نهاد. شهید فرزندانش را خيلي خیلی دوست داشتند و به ادب و تربيت تربیت آنها خيلي اهميت مي خیلی اهمیت می دادند و ازهمان عنفوان كودكي كودكی به آنها قرآن آموزش مي می داد و آنها را با نماز آشنا مي می نمود و احسان هنوز مدرسه نمي نمی رفت كه قرآن را با صوتي دلنشين صوتی دلنشین قرائت مي می نمودند. و ايشان ایشان كم حرف مي می زد واز پر حرفي حرفی جداً پرهيز مي پرهیز می كرد.اما جايي جایی كه لازم مي می دانست سخن گفتن لازم است دريغ نمي ورزيددریغ نمی ورزید. در برابر والدین خويش بسيار خویش بسیار خاضع و خاشع بود.
==وصیت نامه==
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلَاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي ذُرِّیتِی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ (سوره ابراهیم آیه 40) خدایا کلامم را با سخنان خودت از قرآن مجید و آن هم برای مستمرین او که پیش پای ما گذاشته ای یعنی نماز آغاز کردم که هر کس این کاغذ را می خواند حاجتی کرده باشد و دعا نموده باشد و از تو خواسته باشد که او را جزء اقامه کنندگان نماز قرار بدهی. خدایا ما را از این نعمت تا زمانی که زنده ایم بی بهره نگردان همچنین همسر و فرزندانمان، خدایا کلماتی را به عنوان وصیت در این صبح پنچ شنبه بعد از خواندن نماز و سوره الرحمن برای بر این صفحه ناقابل که بعد از نوشته شدن کلام تو بر آن ارزش پیدا کرد می نویسم.
این شهید بزرگوار در خدمت به مردم، خستگی نمی شناخت. وقتی کاری برای یکی انجام می داد، از ته دل مسرور می شد و مرتب ذکر خدا را بر لب داشت و در عمل نشان می داد که کار او برای خداست و هر گاه کار خدایی می کرد، احساس مسرت می نمود. منبع:كتاب اهالی آسمان ،تدوين،تدوین: علیرضا پور بزرگ( وافی) ، انتشارات مرکزاسناد انقلاب اسلامی-1383<ref>منبع كتاب اهالی آسمان</ref>==پانویس==<references/>== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:شهید حبيب الله نمازیان }}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان کرمان ]]