[[شهیدحامد {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = حامد کوچک زاده]]نام پدر: |تصویر = thumb-150x150.jpgمحل تولد: رشت|توضیح تصویر = |ملیت = [[تاریخ تولد پرونده: ۶۱/۶/۲۸پرچم ایران.png|22px]]ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[تاریخ مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[زادروزهای 28 شهریور|1361]] ، [[رشت]] |شهادت = [[الگو: ۹۴شهدای 12 بهمن|1394/۱۱11/۱۲12]]محل شهادت: نبل و الزهرا، سوریه|وفات = |مرگ = |محل دفن: =رشتوصعبت تاهل: متاهل|مفقود = تعداد فرزندان : ۲|جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = |جنگها = |نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده =}}
==زندگی نامه==
شهید مهدی(حامد) کوچکزاده متولد ۲۸ شهریور ۱۳۶۱ در شهرستان رشت است که روز دوشنبه ۱۲ بهمن ماه امسال در دفاع از حرم حضرت زینب(س) و جریان آزادسازی شهرهای [[نبل و الزهرا]] در استان [[حلب]] سوریه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع [[شهادت]] رسید. تحصیلاتش کارشناسی علوم سیاسی بود.
مراسم تشییع پیکر پاک شهید حامد کوچک زاده مدافع حرم صبح شنبه هفدهم بهمن ماه ۹۴ از مقابل سپاه ناحیه مرکزی رشت با حضور مسئولان، مردم و خانوادههای معظم شهدا تشییع و در گلزار شهدای رشت به خاک سپرده شد.
==خاطرات و گزارشات==
حامد همیشه می گفت: “دوست دارم خونه ام شلوغ باشه. باید نسل شیعه رو زیاد کنیم” حتی رفقای خودش رو هم ترغیب میکرد که بچهدار شوند.
وقتی سمیه بادار بود و هنوز جنسیت بچه مشخص نبود، یک روز توی خانه با حامد صحبت از دختر یا پسربودن بچه پیش آمد. حامد گفت: “ما که شانس نداریم بچهمون دختر بشه” انگار دوست داشت دختر داشته باشد.
هم اسم عملیات و هم رمز عملیات متبرک به نام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بود. در همان ابتدا تلفات زیادی به دشمن تحمیل شد به طوری که حدود ۳۰۰ کشته و ۴۰ اسیر دادند.
بچه ها حال و هوای معنوی و عجیبی داشتند. آن شب نماز مغرب را که خواندیم از شدت کم خوابی زیادی که داشتیم به حامد عزیز گفتم شامت را که خوردی برو کمی استراحت کن و بخواب. ساعت ۱۰ شب که شد رفتیم بیدارش کردیم و بعد خودم خوابیدم. همینطور نصفه های شب بیدار شدم و دیدم یک مرتبه صدای [[انفجار]] مهیبی آمد. هرچه با بی سیم حامد را صدا می زدم جوابی نمی داد؛ زار و پریشان شده بودم و دلم همواره پیش حامد بود. یک مرتبه بچه ها صدایم کردند و من هم دوان دوان سمت حامد رفتم. دیدم نبض دستش کار نمی کند و هرچه امداد اولیه انجان دادیم و بعد هم سریعا به پزشک مراجعه کردیم، دیدیم حامد عزیزمان دیگر [[شهید]] شده و به خواسته اصلی اش رسیده است.
دشمن با شلیک یک [[خمپاره ۸۱]] و اصابت ترکش به پشت سر حامد، این رفیق محبوب و دوست داشتنی را از جمع ما جدا کرد. به جرات می توانم بگویم رزمندگان گیلانی در بین سایر استانها با صلابت و شجاعت خاصی در صحنه حاضر بوده و همواره خوش می درخشیدند.<ref>[http://www.takrimeshahid.ir/2016/09/17/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%80-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86/ تکریم شهدا] </ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:pic-47346-1454423948-150x150.jpgImage:thumb-150x150.jpgImage:pic-47346-1454423948-1-150x150.jpgImage:resized_1459057_159-150x150.jpgImage:110476_orig-150x150.jpgImage:1012813KAKA001-001.jpg </gallery>==پانویس==<references />
منبع== ردهها =={{ترتیبپیشفرض:شهید حامد كوچك زاده}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای مدافع حرم ]][[رده: شهدای ایران]][[رده:شهدای استان گیلان ]]http[[رده://www.takrimeshahid.ir/2016/09/17/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%80-%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86/شهدای شهرستان رشت ]]