ویرایش‌ها

شهید علی اکبر تاری وردیلو

۱٬۱۷۹ بایت اضافه‌شده، ‏۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۸
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = علی اکبر تاری وردیلو
|تصویر = ث7.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = تهران[[زادروزهای|1347/06/30]]
|شهادت = ایران،کردستان،بانه[[الگو:شهدای 27فروردین|1366/01/27]]
|وفات =
|مرگ =
|محل شهادت = [[ایران]]
|محل دفن = گلزار شهداى قزوین،شهر الوند
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =
|جنگ‌‌ها =
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات = سوم راهنمایی
|تخصص‌ها =
|شغل = پاسدار
|خانواده =
}}
rId5==زندگي نامه==
نامتاری وردی‌ لو، علی‌ اکبر : سی‌ ام شهریور [[۱۳۴۷]] ، در شهر [[تهران]] به دنیا آمد. پدرش علی اکبر تاری وردیلو، کارگر بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پا یان دوره راهنما یی درس خواند. به عنوان [[پاسدار]] وظیفه در [[جبهه]] حضوری افت . بیست و هفتم فروردین [[۱۳۶۶]] ، در [[بانه]] توسط نیروها ی عراقی به شهادت رسید . پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۸ پس از [[تفحص]] در گلزار شهدای شهر الوند از توابع شهر [[قزوین]] به خاک سپرده شد.
نام پدر: علی
نام مادر: فاطمه==وصيت نامه==
محل تولد[[شهید علی اکبر تاری وردیلو]]: تهران تاریخ تولدسلام بر پدر و مادر مهربانم؛ از اینکه زحمات فراوان برای من متحمل شده ای دو شما را جا می گذارم، ببخشید . آیا شما افتخار نمی کنید از اینکه توانسته اید در مهمترین بُرهه از زمان و آن هم در زمانی که اسلام عزیز در حملات گوناگون گرگهای شرق و غرب قرار گرفته است، چنین فرزندی را تربیت نموده و فدای اسلام کرده اید؟ ناراحت نشوید که من شهید شده ام؛ چون که ما از خدا ییم و عاقبت به سوی خدا می رو یم؛ پس چه بهتر خدا ما را در راه خود دعوت کرده است. پدر و مادرم! خوشحال باشید که امانت خدا را به نحو احسن به صاحب اصلی اش که خداست برگرداند ید . سلام بر برادران و خواهرانم! از ا ینکه با شما تا ابد خداحافظی می کنم، مرا ببخشید؛ چون هر وقت خداوند کسی را دعوت کند، دیگر برادر به فکرش نمی افتد. [[اسلحه]] ی مرا بردارید و با تمام توان، حق مستضعفین را از مستکبرین جهان بگیر ید و به دشمنان اسلام بگو یید دُرست است که برادرمان و برادرانمان شهید شده؛ ولی برادران د یگر ی را برای اسلام و ادامه ی راه خونبار شهیدان تربیت و پرورش داده ایم و خواهیم داد. همسرم! شما نیز زینب گونه زندگی کن و به فرزندانمان حدیث این روزگار را نقل کن و از آنها زینب ها و حسین های آ ینده را بساز که خدا اجر تو را نیکو بدهد. ...و توای مادرم! خیلی سبب رنج تو دراین چند روزه ی عُمر بوده ام و سختی های تو تا آخرین لحظه ی عُمرم در خاطرم هست و روز قیامت شهادت رنج کشدن تو رامی دهم و با شهادت آن روز مرا حلال کن و از ته قلب این را به خدا بگو و خوشحال باش که پسرت شهید شد. ...و شما ای دوستانم! در انجام امور شرعی کوشا باشید و گوش به دستورات و فرمان امام عزیز، [[خمینی]] بت شکن باشید و به حرف ها ی شیطانک ها ی داخلی -که هدفشان جز خوردن و خوابیدن نیست - گوش ندهید و همیشه طرفدار روحانیت متعهد و مبارز باشید که ا ینان اَطبّا ی معنو ی جامعه هستند. ۱ (۱۱۶۱۱۱۳) علی اکبر تاری وردی لو<ref>[http: ۱۳۴۷/۰۶/۳۰khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2356 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
محل شهادت: بانه تاریخ شهادت: ۱۳۶۶/۰۱/۲۷
 
استان محل شهادت: کردستان شهر محل شهادت: بانه
 
وضعیت تاهل: مجرد درجه نظامی
 
تحصیلات: سوم راهنمائ ی رشته -
 
عملیات سال تفحص 1378
 
محل کار: بنیاد تحت پوشش
 
مزار شهید قزوین - قزوین -شهر الوند
 
==زندگي نامه==
 
تاری وردی‌ لو، علی‌ اکبر : سی‌ ام شهریور ۱۳۴۷ ، در شهر تهران به دنیا آمد. پدرش علی ، کارگر بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پا یان دوره راهنما یی درس خواند. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضوری افت . بیست و هفتم فروردین ۱۳۶۶ ، در بانه توسط نیروها ی عراقی به شهادت رسید . پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۷۸ پس از تفحص در گلزار شهدای شهر الوند از توابع شهر قزو ین به خاک سپرده شد.
 
 
==وصيت نامه==
شهید، علی اکبر تار یوردی لو: سلام بر پدر و مادر مهربانم؛ از اینکه زحمات فراوان برای من متحمل شده ای دو شما را جا می گذارم، ببخشید . آیا شما افتخار نمی کنید از اینکه توانسته اید در مهمترین بُرهه از زمان و آن هم در زمانی که اسلام عزیز در حملات گوناگون گرگهای شرق و غرب قرار گرفته است، چنین فرزندی را تربیت نموده و فدای اسلام کرده اید؟ ناراحت نشوید که من شهید شده ام؛ چون که ما از خدا ییم و عاقبت به سوی خدا می رو یم؛ پس چه بهتر خدا ما را در راه خود دعوت کرده است. پدر و مادرم! خوشحال باشید که امانت خدا را به نحو احسن به صاحب اصلی اش که خداست برگرداند ید . سلام بر برادران و خواهرانم! از ا ینکه با شما تا ابد خداحافظی می کنم، مرا ببخشید؛ چون هر وقت خداوند کسی را دعوت کند، دیگر برادر به فکرش نمی افتد. اسلحه ی مرا بردارید و با تمام توان، حق مستضعفین را از مستکبرین جهان بگیر ید و به دشمنان اسلام بگو یید دُرست است که برادرمان و برادرانمان شهید شده؛ ولی برادران د یگر ی را برای اسلام و ادامه ی راه خونبار شهیدان تربیت و پرورش داده ایم و خواهیم داد. همسرم! شما نیز زینب گونه زندگی کن و به فرزندانمان حدیث این روزگار را نقل کن و از آنها زینب ها و حسین های آ ینده را بساز که خدا اجر تو را نیکو بدهد. ...و توای مادرم! خیلی سبب رنج تو دراین چند روزه ی عُمر بوده ام و سختی های تو تا آخرین لحظه ی عُمرم در خاطرم هست و روز قیامت شهادت رنج کشدن تو رامی دهم و با شهادت آن روز مرا حلال کن و از ته قلب این را به خدا بگو و خوشحال باش که پسرت شهید شد. ...و شما ای دوستانم! در انجام امور شرعی کوشا باشید و گوش به دستورات و فرمان امام عزیز، خمینی بت شکن باشید و به حرف ها ی شیطانک ها ی داخلی -که هدفشان جز خوردن و خوابیدن نیست - گوش ندهید و همیشه طرفدار روحانیت متعهد و مبارز باشید که ا ینان اَطبّا ی معنو ی جامعه هستند. ۱ (۱۱۶۱۱۱۳) علی اکبر تاری وردی لو==پانویس==<references/>
پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2356= رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:علی_اکبر_تاری_وردی_لو}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان قزوین]]
۱٬۴۲۸
ویرایش