شهيدرجبعلی دهقانيان: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «شهيد رجب علي دهقانيان زندگینامه فرزند غلام حسين، در تاريخ 1324/01/26 در شهرستان [...» ایجاد کرد) |
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۸ نسخههای متوسط توسط ۷ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | زندگینامه | + | |نام فرد = رجبعلی دهقانيان |
| − | فرزند غلام | + | |تصویر = دهقانیان.jpg |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | خاطرات | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| − | * خاطره از زبان همرزم شهید: | + | |شهرت = |
| − | عراقی ها زمین جنوب کشور را شخم زده و چاه كنده بودند، ولی بچه ها در عملیاتی ظفرمندانه آنها را از آن خاک | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] |
| + | |تولد = [[زادروزهای 26 فروردین|1324]] ، [[فسا]] ، [[فارس]] | ||
| + | |شهادت = [[الگو:شهدای 08 اسفند|1359/12/08]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
| + | ==زندگینامه== | ||
| + | فرزند غلام حسین، در تاریخ 1324/01/26 در شهرستان [[فسا]] به دنیا آمد و بزرگ شد. تحصیلات خود را ادامه داد، سپس در ارتش استخدام گردید، در وقت مقتضی ازدواج نمود و حاصل ازدواجش 3 فرزند پسر می باشد. او در دوران سبز انقلاب اسلامی به صورت پنهانی با دلاوران انقلابی آن زمان همكاری بسیاری می نمود. شهید بزرگوار با شروع جنگ تحمیلی بر حسب وظیفه و عقیده وافر خود به ارزش های اسلامی، به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید و از رزمنده های دلاور، پدری مهربان و دلسوز بود. | ||
| + | شهید دهقانیان به فرائض دینی و مذهبی و اسلامی خود و خانواده اهمیت می داد، فرزندانش را به مسائل دینی آگاه می ساخت و به انجام کارهای خیر دعوت می نمود و خود در انجام کارهای خیر و شرکت در مراسم های مذهبی بسیار فعال بود، او محبوب اقوام، دوستان و خویشان خود بود و سرانجام در تاریخ 1359/12/08 در نبرد [[اهواز]] بر اثر اصابت ترکش [[خمپاره]] به ناحیه ی شکم به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای [[فسا]] به خاک سپرده شد. | ||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | ===* خاطره از زبان همرزم شهید:=== | ||
| + | عراقی ها زمین جنوب کشور را شخم زده و چاه كنده بودند، ولی بچه ها در عملیاتی ظفرمندانه آنها را از آن خاک میهن بیرون كردند، در آن موقع که بچه ها جنازه ها را جمع می کردند چند چاه یک یا یک و نیم متری در اطراف بود. یکی از بچه ها گفت: من می خواهم بروم پشت آن تپه، نور خورشید روی چیزی افتاده و برق می اندازد، وقتی به آنجا رسید یکی از افسران عراقی در چاهی یک متری مخفی شده بود تا بچه ها محوطه را خالی کنند و او فرار کند، ولی برق ستاره های روی دوشش او را اسیر ایرانی ها کرد، خیلی افسر قلدر و خشنی بود.<ref>سایت نویدشاهد</ref> | ||
| − | + | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:رجبعلی دهقانیان}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان فارس]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان فسا]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۹
| رجبعلی دهقانيان | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1324 ، فسا ، فارس |
| شهادت | 1359/12/08 |
زندگینامه
فرزند غلام حسین، در تاریخ 1324/01/26 در شهرستان فسا به دنیا آمد و بزرگ شد. تحصیلات خود را ادامه داد، سپس در ارتش استخدام گردید، در وقت مقتضی ازدواج نمود و حاصل ازدواجش 3 فرزند پسر می باشد. او در دوران سبز انقلاب اسلامی به صورت پنهانی با دلاوران انقلابی آن زمان همكاری بسیاری می نمود. شهید بزرگوار با شروع جنگ تحمیلی بر حسب وظیفه و عقیده وافر خود به ارزش های اسلامی، به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید و از رزمنده های دلاور، پدری مهربان و دلسوز بود. شهید دهقانیان به فرائض دینی و مذهبی و اسلامی خود و خانواده اهمیت می داد، فرزندانش را به مسائل دینی آگاه می ساخت و به انجام کارهای خیر دعوت می نمود و خود در انجام کارهای خیر و شرکت در مراسم های مذهبی بسیار فعال بود، او محبوب اقوام، دوستان و خویشان خود بود و سرانجام در تاریخ 1359/12/08 در نبرد اهواز بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه ی شکم به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای فسا به خاک سپرده شد.
خاطرات
* خاطره از زبان همرزم شهید:
عراقی ها زمین جنوب کشور را شخم زده و چاه كنده بودند، ولی بچه ها در عملیاتی ظفرمندانه آنها را از آن خاک میهن بیرون كردند، در آن موقع که بچه ها جنازه ها را جمع می کردند چند چاه یک یا یک و نیم متری در اطراف بود. یکی از بچه ها گفت: من می خواهم بروم پشت آن تپه، نور خورشید روی چیزی افتاده و برق می اندازد، وقتی به آنجا رسید یکی از افسران عراقی در چاهی یک متری مخفی شده بود تا بچه ها محوطه را خالی کنند و او فرار کند، ولی برق ستاره های روی دوشش او را اسیر ایرانی ها کرد، خیلی افسر قلدر و خشنی بود.[۱]
پانویس
- ↑ سایت نویدشاهد