ویرایش‌ها

شهید ابوالقاسم شالباف

۶۰۹ بایت اضافه‌شده، ‏۱۴ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۴
بسمه تعالی{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = ابوالقاسم شالبافنام پدر علی|تصویر = 171167_483.jpgنام مادر اقدس|توضیح تصویر = محل شهادت ام الرصاص|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانیمحل |شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[زادروزهای 26آبان|1336]] ، [[قزوین تاریخ تولد ۱۳۳۶/۰۸/۲۶]] محل شهادت ام الرصاص تاریخ |شهادت ۱۳۶۵ = [[الگو:شهدای 03 دی|1365/۱۰10/۰۳03]]استان |وفات = |مرگ = |محل شهادت بصره شهر محل شهادت -دفن =وضعیت تاهل متاهل |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه نظامی = تعداد پسر ۱ تعداد دختر ۰|سمت‌ها = |جنگ‌‌ها = |نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات دوم راهنمائی رشته - = عملیات سال تفحص 1380|تخصص‌ها = محل کار بنیاد تحت پوشش |شغل = مزار شهید قزوین – قزوین|خانواده =}}
==زندگی نامه==
شالباف، ابوالقاسم: بیست و ششم آبان ۱۳۳۶، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش علی، میوه و تره‌بار فروش بود و مادرش اقدس نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. خواربار فروش بود. ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سوم دی ۱۳۶۵، در ام‌الرصاص عراق به شهادت رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۸۰ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. برادرش مهدی نیز به شهادت رسیده است.
==وصیت نامه==
شهید، ابوالقاسم (محسن ) شالباف: سلام به تو اى مادر که از کودکى مرا در آغوش گرمت پرورش دادى و آنگونه که مى‏ خواستم مرا تربیت نمودى. در این جا از تو مى‏ خواهم اى مادر عزیز! سلام مرا به خواهرانم برسانی و از آن ها بخواهی در مرگ من کوچک ترین شیون و زارى نکنند؛ بلکه افتخار کنند که رهبرى دلسوز و راهنمایى مهربان، چون امام دارند. سخنى با همسر خوبم؛ از شما مى‏ خواهم فرزندم، مهدى را، آن گونه که شایسته نامش مى‏ باشد، تربیت کنی و نیز از شما مى ‏خواهم مرا ببخشی و از جدّ بزرگت براى من طلب مغفرت نمایی و از سفارش هایم -که براى خدا بود- محروم نمانى. من هدفم از جبهه رفتن این بود که در راه باز شدن مسیر کربلاى حسینى شرکت کنم تا شاید در صحراى محشر با چهارده معصوم محشور شوم و بتوانم جواب‏ گوى خدا و شهدا باشم و در این راه شاید خدا از من راضى شود. اى اسلام؛ اى دین الهى؛ اى مکتب خون و شهادت و پیام؛ اى فریادرس مستضعفین و بى‏ کسان و اى خصم کافران، مستکبران و صدامیان و اى که در راهت هزاران نوجوان و جوان و پیرمردان -از سیزده ساله تا هفتاد ساله- خون عزیزشان را فدا کردند! این چه جاذبه است؟ این چه گُلشنى است که هر جوان و مرد و زن مسلمان حاضر است در راهت جان فدا کند؟ من به قطره قطره خون شهدایى که مظلومانه در راهت جان دادند، قسم یاد مى‏ کنم که از تو، اسلام و قرآن‏ کریمت پاسدارى کرده و جان خود را در راه پاکت بدهم. ...واما تو اى رهبر؛ اى برخاسته از قلب ملّت؛ اى امید مستضعفین جهان؛ اى که تمامى وجودت براى خدا و قرآن مى‏ تپد و اى روح خدا! به روح مقدّست سوگند یاد مى‏ کنم که از حریم اسلام و قرآن و کشورم دفاع نمایم و با صداى بلند و رسا فریاد ‏کشم: اى شرق و غرب و اى مستکبرین جهان! ما،امام زمان(عج) و نایبش امام خمینى را داریم؛ که شما از این مظلومان تاریخ چنان تودهنى خواهید خورد که دیگر اثرى از شما در جهان باقى نماند.۱ (۱۴۲۰۴۸۱).<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1730 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
[[File:171167_483.jpg]]
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین==پانویس==http:<references //khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1730>
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:ابوالقاسم_شال_باف}}
مدیر
۳٬۰۱۱
ویرایش