ویرایش‌ها

شهید محمد حسین زینت بخش

۳ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۰
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرمانده گروهان-ادوات
گلزار : خواجه‌ربیع‌
==خاطرات:==
یکی دو شب قبل از عملیات یک تیم که مسئولیتش با زینت بخش بود و در محور سمت چپ مشغول انجام وظیفه بودند با یک اکیپ شناسایی عراقی مواجه می شوند . نیروهای ما با عراقی ها درگیر می شوند و با دادن یک مجروح و از دست دادن یک بولدوزر دشمن را به عقب می رانند . شب بعد به خاطر اینکه از این حادثه جلوگیری کنیم از بسیج نیروهای تامین گرفتیم تا در جلوی دستگاههای ما نگهبانی بدهند که مثل شب گذشته با عراقی ها در گیر نشویم . برادر زینت بخش نیروها را چیده بود و مشغول به کار شده بودند و ما هم پشت سرشان به خاطر این که کارها هماهنگ شود راننده گریدر را کمک کردیم تا کارها رو به راه شود . اما مشاهده کردیم که یک قطعه فیلتر راننده فراموش کرده بود برای گریدر بیاورد . با هم به قرارگاه رفته و برگشتیم و این گریدر هم مشغول کار شد .در همین لحظه دیدیم که تویوتایی از کنار ما عبور کرد و مشخص بود که شهید حمل می کند ما جلوتر رفتیم دیدیم نیروها دارند گریه و ناله می کنند بعضی دستگاهها هم خوابیده است . سوال کردیم چی شده است ؟ گفتند: چند نفر از نیروها مجروح و تعدادی هم شهید شده اند . برادر زینت بخش وقتی دستگاهها را ردیف کرده بود مسیر را شناسایی و با سنگ چین مشخص کرده بود که مورد اصابت تیر قرار می گیرد و به شدت مجروح می شود ایشان را به اورژانس رسانده بودند وقتی سراغ ایشان رفتیم هنوز نفس داشت اما بعد از چند لحظه ای به شهادت رسید .
عملیات قادر با حضور لشکرنجف اشرف و گردان امام رضا (ع) به فرماندهی سید علی ابراهیمی و تعدادی هم از یگانهای ارتش انجام شد . یکی از افراد که جهادگر بود و در آن عملیات شهید شد شهید زینت بخش بود . ایشان در آنجا مسئول راهسازی بودند و دانشجو سال آخر راه ساختمان بودند . درست در همان زمانی که ما برای عملیات آماده می شدیم مرتب از مشهد تماس می گرفتند که : به آقای زینت بخش بگوئید جهت ثبت نام و انتخاب واحد بیایند و گرنه از درس عقب می مانند . ایشان در جواب می گفتند: تا زمانیکه عملیات تمام نشود به مشهد نمی آیم تا اینکه در همین عملیات به فیض شهادت نائل آمد . شهید کاظمی فرمانده نجف اشرف وقتی مطلع شد که ایشان شهید شده است ، آمد و سر شهید را به دامان گرفت و شروع به گریه کرد و دستهایش را به طرف بالا بلند کرد و گفت : خدایا ببین ما چه عزیزانی را در جبهه از دست میدهیم.
۲٬۹۹۷
ویرایش