{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = سهام خیام
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = [[زادروزهای ۲۵ بهمن،۱۳۴۷/۱۱/۲۵]] ، [[هویزه]]
|شهادت =[[هویزه]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات = ابتدایی
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده =
}}
==خاطرات==
بهش می گفتن: «آخه تو که پسر نیستی، چه جوری می خوای بجنگی!؟»
می گفت: [[دفاع ]] از وطن که زن و مرد و پیر و جوون نداره. هر کس باید هر کاری از دستش بر میاد، بکنه. با اینکه سنش خیلی کم بود اصلاً از [[جنگ ]] و [[جبهه ]] نمی ترسید. به کسایی هم که می ترسیدن می گفت: «وقتی دشمن اومده تو شهرتون، چرا نشستید و هیچ کاری نمی کنید!؟ همه باید مبارزه کنن».<ref>فلش کارت چادرهای سرخ-مرکز فرهنگی مطاف عشق</ref>
==پانویس==