زیاد اهل حرف زدن نبود، بچه ها را هم زبانی نصيحت نمی کرد، می نوشت روی کاغذ و می زد به ديوار.
روي يک مقوا نوشته بود: "کم بگو، کم بخور، کم بخواب..." و زده بود بالای تخت بچه ها.<ref> نيمه پنهان ماه</ref>
منبع:*اهميت دادن به ورزش حسن هر روز صبح، گرم کن ورزشی و کتانی هايم را تميز و مرتب می گذاشت جلوی در و می رفت پادگان. توی رودربايستی می رفتم ورزش می کردم و دور حياط می دويدم. فردا، دوباره گرم کن و کتانی هايم تميز و تا کرده جلوی در بود که تنبلی نکنم. خودش ورزش های باستانی، واليبال، دوی استقامت را تا حدّ قهرمانی پيش رفته بود...<ref> نيمه پنهان ماه</ref>
==وصیت نامه==
آرزو داشتم حج را در زمان حيات انجام دهم، چنانچه شهيد شوم، انجام شده است. محل دفن من، كربلا باشد، اگر راه كربلا را خود باز كرديم (آسان است)، و ليكن اگر زودتر شهيد شدم، پيكرم به صورت امانی باقی بماند تا پس از باز كردن راه و انقلاب عراق، اين كار انجام شود.
از فرزندانم می خواهم در كسب دانش و خدمت به اسلام، كوشا باشند.<ref>كتاب ستارگان آسمان گمنامی</ref> <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/2752 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references /> == ردهها =={{ترتیبپیشفرض:شهید حسن ابشناسان }}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده:شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران ]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان تهران ]]