ویرایش‌ها

شهید حسن آقاسی زاده شعرباف

۴٬۹۵۲ بایت حذف‌شده، ‏۱۷ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۲
با اینکه شهید آقاسی‌زاده در آخرین مجروحیت از ناحیه کمر آسیب دیده بود و تمام کارهای اعزامش برای معالجه به اتریش صورت گرفته بود ولی بعد از تماس تلفنی با فرماندهان آرام نگرفته و برای بررسی یکی از مناطق عملیاتی در ماووت عازم منطقه شد. با چند دستگاه ماشین به طرف منطقه حرکت کردند. قبل از شهادت، دستور توقف خودروها را داد و خودش به اتفاق دو تن از همرزمانش که از مهندسین قرارگاه بودند رانندگی را به عهده گرفت. در این حرکت شبانه که بخاطر استتار از دید عراقیها چراغ خاموش می‌رفت، جاده زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشت. و با اصابت گلوله توپ به دامنه ارتفاعات مشرف به جاده، سنگهای بزرگ در جاده نظامی ریزش کرد و خودروی ایشان با این صحنه منحرف و به پایین پرتگاه سرازیر شد و بدین سان شهدای دیگری در محضر حق مأوا گرفتند و به فوز ابدی و خواستة دیرینه‌یشان دست یافتند و شهید آقاسی‌زاده یکی از آنان بود.
از سال‌ 61 تا 66 (هنگام‌ شهادت‌) در 2400 پروژه‌ی‌ کوچک‌ و بزرگ‌ از خط‌ مقدم‌ تا عقبه‌ی‌ شهرها شرکت‌ داشت‌. سردار شهید آقاسی‌زاده‌ که‌ فردی‌ خاکی‌، متواضع‌، متین‌، مقاوم‌، صبور، صریح‌اللهجه‌، جدی‌، قاطع‌ و برای‌ بیت‌المال‌ اهمیت‌ و حساسیت‌ زیادی‌ قایل‌ بودسرانجام‌ در تاریخ‌ 28/7/66 به‌ فیض‌ شهادت‌ نایل‌ آمد.
----
مطلب ویژه روزنامه قدس به مناسبت سالگرد شهید - تاریخ درج اول آبان 1391
سال 60 بود که به ایران آمد و جذب [[جهاد سازندگی]] شد مدتی هم به اطلاعات رفت و پس از اندک زمانی گفت:« من فقط به درد جبهه می‌خورم.» رفت و وارد سپاه شد و در کمترین زمان و در پی لیاقتی که از خودش نشان داد در قرارگاه «صراط المستقیم و خاتم الانبیا» فرمانده شد و مهندسی می‌کرد. دیگر این که با همتی که داشت نزدیک به چهل پایگاه موشکی در جبهه‌ها زده بود. برای همه پل‌ها شناسنامه درست کرده بود، هر پلی را که عراق می‌زد نقشه اش را درمی‌آورد و در سه چهار روز آن را بازسازی می‌کرد. از سال 60 تا 66 در جبهه بود شش مرتبه مجروح شد بار آخر از ستون فقرات بود. رو پا نمی توانست بایستد قرار بود عمل کند 25 /7/ 66 به [[مشهد]] آمد تا گذرنامه اش را بگیرد و برای عمل به خارج راهی شود. چند روز مانده به رفتنش به قرارگاه زنگ زد به او گفتند، یک عروسی در ماووت داریم (عروسی اصطلاحی بود که به عملیات می‌گفتند) گفته بود: من مجروحم اما اگر واجب است بیایم گفته بودند واجب که نیست ولی اگر بتوانی بیایی خیلی خوب است با همان حالی که داشت به تهران و سپس [[ارومیه]] و ماووت رفت و سرانجام در همان [[ماووت]] شهید شد.
===*کلام مادر===
مادرش در اینجا سخن ما را قطع می‌کند و بریده بریده می‌گوید: مادر شوهرم «حسن» را به دنیا آورد وقتی بچه را دید گفت این بچه، بچه‌ای فوق العاده خواهد شد. خانه محقر و کوچکی داشتیم بچه را که کنارم خواباندند از همان روز اول خیلی کم شیر می‌خورد بدون سرو صدا و مظلوم تا بزرگ شد و بزرگ شد از آن خانه به خانه دیگری رفتیم و به دبستان رفت آزارش به هیچ کس نمی‌رسید بزرگتر هم که شد باز هم کم غذا بود تا من غذا را نمی خوردم شروع نمی کرد نگاهش به من بود می‌گفت مادر جان خسته شدی برایم کار انجام می‌داد. خیلی مودب بود هرچه بگویم کم گفتم از 6 سالگی نماز می‌خواند کمی بزرگتر که شد قرآن و دعایش ترک نمی‌شد رساله امام را حفظ شد به دبیرستان که رفت انقلابی شد. مادر درباره خصوصیات اخلاقی شهیدش می‌گوید: خوب بود، هیچ بدی در وجودش نبود با محبت بود، دخترش زینب شکل خودش هست و پسرش حجت هم مثل خودش با گذشت و مهربان است.
و پدر شهید خاطره ای از زمان شهادت او می‌گوید: پیش از شهادت، دستور توقف خودروها را می‌دهد و خودش به همراه دو تن از همرزمانش که از مهندسین قرارگاه بودند، رانندگی را به عهده می‌گیرد. در حرکت شبانه که برای استتار از دید عراقیها چراغ خاموش می‌رفت، جاده زیر آتش توپخانه دشمن قرار می‌گیرد و با اصابت گلوله توپ به دامنه ارتفاعات مشرف به جاده، سنگهای بزرگ در جاده نظامی ریزش می‌کند و خودروی ایشان به پایین پرتگاه سرازیر می‌شود و زندگی دنیایی پسر نابغه و جوانم با شهادت به پایان می‌رسد.
گفتنی است، شهید آقاسی زاده از ابتدای ورود به جبهه تا هنگام شهادت در 2400 پروژه کوچک و بزرگ از خط مقدم تا عقبه شهرها شرکت داشت
انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر== خاطرات ==*مهندس خانه دار وقتی می اومد خونه دیگه نمی ذاشت من کار کنم. زهرا رو می ذاشت روی پاهاش و با دست به پسرمون غذا می داد.می گفتم: 79555«یکی از بچه ها رو بده به من»با مهربونی می گفت: «نه، شما از صبح تا حالا به اندازه کافی زحمت کشیدی».مهمون هم که می اومد پذیرایی با خودش بود. دوستاش به شوخی می گفتند: «مهندس که نباید تو خونه کار کنه!» می گفت: «من که از حضرت علی(ع) بالاتر نیستم. مگه به حضرت زهرا (س) کمک نمی کردند؟»منبع:فلش کارت مهروماه، موسسه مطاف عشق
==وصیت نامه==
شکر و سپاس‌ بی‌ حد و حمد و ثنای‌ بی‌کران‌ خداوند متعال‌ و آفریننده‌ دو جهان‌ را که‌ به‌ تقدیر خویش‌ ما را در زمره‌ی‌ آفرینندگان‌ خود قرار داد و نعمت‌حیات‌ وجود را در جهانی‌ نصیب‌ ما نمود که‌ حکومتش‌ تا بنای‌ جهان‌ و زمان‌ بر آن‌ مستدام‌ است‌ و انوار و الطاف‌ و خورشید هدایتش‌ راهنمای‌ نفوس‌ درزمین‌ است‌ تا شاید سر رشته‌ آفرینش‌ و هدف‌ از وجود خویش‌ را در جهان‌ بشناسند. در جبهه‌های‌ نور علیه‌ ظلمت‌ که‌ معراج‌ انسانهای‌ مخلص‌ و مؤمن‌ و ایثارگر است‌ و کلاس‌ و درس‌ و مدرسه‌ای‌ جهت‌ عشق‌ به‌ خدا و اسلام‌ به‌ شمارمی‌رود و کشتی‌ نجات‌ دهنده‌ از ظلمت‌ و گمراهی‌ است‌ توفیق‌ حضور در این‌ میدانها و جبهه‌ها نصیبم‌ شد و از نزدیک‌ شاهد رشادتها و جانبازی‌ها وایثارگری‌ها و از جان‌ گذشتگی‌ جوانان‌ مخلص‌ و کم‌نظیر بودم‌ و در جوار آنها الفبای‌ عشق‌ به‌ خدا و راه‌ او را آموختم‌ و از معاشرت‌ و همنشینی‌ بارزمندگان‌ بسیجی‌ و پاسدار و فرماندهان‌ آنها سیراب‌ گشتم‌. هر فردی‌ در دوران‌ زندگی‌، بخصوص‌ در دوران‌ جوانی‌ و نوجوانی‌، برای‌ خود دوست‌ و رفیق‌ و همکار و همسایه‌ و هم‌سخنی‌ دارد، معلمی‌ و استادی‌دارد، معتمد، و رازداری‌ دارد پشتیبان‌ و حمایت‌ کننده‌ای‌ دارد، همه‌ی‌ اینها در زندگی‌ من‌، پدرم‌ بوده‌ و هست‌. در همه‌ سختیها، تنهایی‌ها، رنجها و مشقّتهای‌ زندگی‌ مرا راهنمایی‌ و یاری‌ نموده‌ و همه‌ جا وسایل‌ رشد و ترقی‌ و کسب‌ علم‌ و فن‌ و دین‌ و علوم‌ رافراهم‌ نمود، و در دورانی‌ که‌ طاغوت‌ بود، فساد بود، گناه‌ بود، مرا از لغزشها و انحرافها مواظبت‌ و حراست‌ نمود. و من‌ به‌ هیچکس‌ غیر از پدرم‌ بدهکار نیستم‌ که‌ می‌توانند از فروش‌کتاب‌ و لوازم‌ منزل‌ بردارند. برادرانم‌ در احترام‌ به‌ والدین‌ رعایت‌ بیشتری‌ بکنند که‌ همه‌ چیز تابع‌ این‌حکمت‌ است‌. از همه‌ بستگان‌ و دوستانم‌ می‌خواهم‌ که‌ حلالم‌ کنند کتبعنوان یاران خراسانینویسنده علیرضا قربانی و همکارانناشر ستاره هاتاریخ نشر 1388/07/01چکیده یاران خراسانی عنوان کتابی‌است که علیرضا قربانی و همکارانش به همت نشر ستاره‌ها وابسته به کنگره بزرگداشت شهدای خراسان نخستین چاپ آن را در مهر 1388 روانه بازار کتاب کردند. این کتاب که تا کنون بیش از 120هزار نسخه از آن چاپ و منتشر شده‌است، علاوه بر معرفی کوتاهی از نقش [[خراسان]] در دفاع مقدس، به معرفی یادمان‌های دفاع مقدسی می‌پردازد که کاروانیان راهیان نور به هنگام سفر با کاروان راهیان نور از آنجا بازدید می کنند.یاران خراسانی همچنین در هر فصل علاوه بر معرفی عملیات‌هایی که در منطقه مورد بازدید راهیان نور انجام شده، به معرفی فرماندهان شهید خراسانی که در آن منطقه به شهادت رسیده‌اند می‌پردازد. کتاب یاران خراسانی همچنین در پایان هر فصل مطالبی شامل داستان کوتاه، فرهنگ جبهه و شعر نیز در بر دارد. شهدای مرتبط با این کتاب: [[شهید غلامرضا مخبری‌]] - [[شهید نورعلی شوشتری]] - [[شهید علی صیاد شیرازی]] - [[شهید پرویز حبرانی‌]] - [[شهید محمود منظ‌م‌ تولائی‌]] - [[شهید عبدالحسین‌ برونسی‌]] - [[شهید رمضان‌ علی عامل گوشه نشین]] - [[شهید سید عبدالکریم هاشمی نژاد]] - [[]]شهید یوسف کلاهدوز - [[شهید محمود کاوه‌]] - [[شهید سید محمد تقی‌ رضوی ‌مبرقع‌]] - [[شهید بابامحمد رستمی‌رهورد]] - [[شهید سیدعلی‌ حسینی ‌ابراهیم ‌آبادی]] - شهید حسن‌ آقاسی‌زاده‌شعرباف‌ - [[شهید محمد ناصر ناصری]] - [[شهید محمدمهدی‌ خادم‌الشریعه‌]] - [[شهید محمدجواد مهدیان‌پور]] - [[شهید عزیزاله‌ جعفری‌]] - [[شهید رجبعلی محمدزاده]] - [[شهید محمد حسن نظر نژاد]] - [[شهید حسن‌ علیمردانی‌]] - [[شهید مهدی‌ صبوری‌ پوربابادی‌]] - [[شهید علی‌اصغر صاحب‌الزمانی‌]] - [[شهید محمد پارسا]] - [[شهید محمود لاچینی‌]] - [[شهید غلام‌محمد نیک‌عیش‌]] - [[شهید ابوالفضل‌ رفیعی‌سیج‌]] - [[شهید حسین‌ کارگر]] - [[شهید حسن‌ آزادی‌]] - [[شهید علیرضا نعمانی‌]] - [[شهید غلامحسین‌ اسداللهی]] - [[شهید مسعود افشاریان‌ شاندیز]] - [[شهید سید محمود سبیلیان‌]] - [[شهید ابوالقاسم‌ شیخ‌ الاسلامی‌]] - [[شهید غلامرضا پروانه‌]] - [[شهید حسین‌ امینی‌ مقدم]] - [[شهید محمد حسین‌ مهاجر قوچانی‌]] - [[شهید ولی‌اله‌ چراغچی ‌مسجدی‌]] - [[شهید محمدرضا ارفعی‌]] - [[شهید محمدحسین‌ بصیر]] - [[شهید سیدخلیل‌ بهشتی‌مسئله‌گو]] - [[شهید محمدعلی‌ حافظی عسکری]] - [[شهید صادق‌ سمیعی‌دلوئی‌]] - [[شهید محمد حصاری]] - [[شهید حسن‌ درویشی‌]] - [[شهید اسماعیل‌ بیت‌الهی‌]] - [[شهید جواد جامی‌خراسانی‌]] - [[شهید علی‌اصغر ناجی‌میدانی‌]] - [[شهید سیدحسین‌ فاضل‌الحسینی‌]] - [[شهید احمد رمضانی ‌ثانی‌]] - [[شهید سیدابراهیم‌ شجیعی‌]] - [[شهید محمد رضا نظافت یزدی]] - [[ شهید محمد فرومندی‌]] - [[شهید حسن‌ انفرادی]] - [[شهید رضا خضرائی‌راد]] - [[شهید علی‌اصغر حسینی محراب‌]] - [[شهید علیرضا آزمایش‌]] - [[شهید سیدمحمدعلی‌ مهرداد آیسک‌]] - [[شهید گل‌محمد غزنوی‌]] - [[شهید محمدباقر صادق‌جوادی‌]] - [[شهید ابراهیم‌ محبوب‌]] - [[شهید محمدحسن‌ ستوده‌]] - [[شهید حسین جوانان]] - [[شهید مهدی‌ فرودی‌]] - [[شهید ناصر سازگار]] - [[شهید قاسم‌ ایمان‌پرست‌]] - [[شهید نورالله‌ کاظمیان]] - [[شهید سیانوش (مصطفی) رحمانی]] - [[شهید حسینعلی‌ امجدی‌ زاده‌]] - [[شهید حسینعلی امام‌دوست]] - [[شهید مصطفی تقی جراح]] - [[شهید سیدعباس‌ موسوی‌ قوچانی]] عنوان چندتا شانس چندتا بدبیاری(قصه سرداران12)نویسنده مصطفی خرامانناشر ستاره‌هاتاریخ نشر 1385/07/01چکیده چندتا شانس چندتا بدبیاری عنوان دوازدهمین شماره از مجموعه قصه سرداران است که توسط نشر ستاره‌ها و به قلم مصظفی خرامان شرح زندگی و مبارزات یکی از نوابغ خراسانی دفاع مقدس، یعنی سردار شهید مهندس حسن اقاسی‌زاده شعرباف را در قالب خاطره داستان به رشته تحریر درآمده‌است.  شهید مرتبط با این کتاب: شهید حسن‌ آقاسی‌زاده‌شعرباف‌<ref>سایت یاران رضا</ref>    
*==پانویس==<references />
<references />== رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض:شهید حسن آقاسی زاده شعر باف}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده:شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران ]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی ]][[رده: شهدای شهرستان مشهد ]]
۶۹۱
ویرایش