محمد رضا هیچ وقت زیر با حرف زور نمی رفت بعنوان مثال یک روز که یکی از دوستانش در معرض خطر قرار داشت و عده ای می خواستند او را بزنند و وسایلش را بگیرند،محمدرضا به کمک دوستانش می شتابد و با آن افراد در گیر شده و آنها را کتک می زند، به طوریکه یکی از آنها زخمی می شود پس از این موضوع مشمولان مدرسه پدرش را به مدرسه دعوت کرده و از او می خواهند بیشتر مراقب محمدرضا باشد.
یک روز سراغ محمد رضا را از پدرش می گیرد پدرش می گوید : محمد رضا یک دقیقه دیگر اینجا می آید ،این فرد می پرسد از کجا اینقدر مطمئن هستید پدرش می گوید : از وقت شناسی محمد رضا . منبع: سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11378سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>