شهید علی اصغر سرچاهی: تفاوت بین نسخهها
Salimpour98 (بحث | مشارکتها) |
Dorostkar98 (بحث | مشارکتها) (پانویس) |
||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | ما در منطقه تپه قوچان بین بوکان و سقز بود . صبح یک روز دوازده نفر از پایگاه خارج شدیم و برای تامین جاده به صورت ستون حرکت می کردیم . وقتی به جاده آسفالت رسیدیم .12 نفر ستون ، شهید علی اصغر سر چاهی بود. وقتی از منطقه خاکی می خواست وارد آسفالت شود . مین زیر پایش منفجر گردید و خاک شد . بعد از بر طرف شدن گرد و غبار او را دیدیم که افتاده و یک طرفش زخمی است . جلوی یک ماشین شخصی را در جاده گرفتم . او نمی ایستاد به اجبار او را نگه داشتیم و شهید را در حالی که قادر به صحبت کردن نبود سوار ماشین کرده و به سمت سقز حرکت کردیم . ولی در بین راه به شهادت رسید . | + | ما در منطقه تپه قوچان بین بوکان و سقز بود . صبح یک روز دوازده نفر از پایگاه خارج شدیم و برای تامین جاده به صورت ستون حرکت می کردیم . وقتی به جاده آسفالت رسیدیم .12 نفر ستون ، شهید علی اصغر سر چاهی بود. وقتی از منطقه خاکی می خواست وارد آسفالت شود . مین زیر پایش منفجر گردید و خاک شد . بعد از بر طرف شدن گرد و غبار او را دیدیم که افتاده و یک طرفش زخمی است . جلوی یک ماشین شخصی را در جاده گرفتم . او نمی ایستاد به اجبار او را نگه داشتیم و شهید را در حالی که قادر به صحبت کردن نبود سوار ماشین کرده و به سمت سقز حرکت کردیم . ولی در بین راه به شهادت رسید .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11430 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۴
نام : علیاصغر محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : سرچاهی تاریخ شهادت : 1364/06/19 نام پدر : محمدحسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : تیپ ویژه شهداء گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرمانده گروهان-ادوات گلزار :
خاطرات
ما در منطقه تپه قوچان بین بوکان و سقز بود . صبح یک روز دوازده نفر از پایگاه خارج شدیم و برای تامین جاده به صورت ستون حرکت می کردیم . وقتی به جاده آسفالت رسیدیم .12 نفر ستون ، شهید علی اصغر سر چاهی بود. وقتی از منطقه خاکی می خواست وارد آسفالت شود . مین زیر پایش منفجر گردید و خاک شد . بعد از بر طرف شدن گرد و غبار او را دیدیم که افتاده و یک طرفش زخمی است . جلوی یک ماشین شخصی را در جاده گرفتم . او نمی ایستاد به اجبار او را نگه داشتیم و شهید را در حالی که قادر به صحبت کردن نبود سوار ماشین کرده و به سمت سقز حرکت کردیم . ولی در بین راه به شهادت رسید .[۱]