ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی سبحانی کلاتی

۲۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۸
پانویس
خاطرات:
یادم هست وقتی که من و شهید علی سبحانی در منطقه بودیم هر دو راننده کامیون بودیم یک روز که من بارم را نیز خالی کرده بودم وقتی ماشین شهید سبحانی رسید و در حال تخلیه بار بود من بر روی رکاب ماشین او سوار شدم و با او شوخی می کردم و می خواستم تسبیح او را از او بگیرم که ناگهان گلوله ی خمپاره ای به نزدیک کامیون اصابت کرد من خودم را روی زمین پرت کردم وقتی بلند شدم و درب کامیون را باز کردم با صحنه ی دلخراش مواجه شدم . گلوله ی خمپاره که منفجر شده بود یکی از ترکش های آن به پیشانی شهید اصابت کرده و مغز ایشان را متلاشی کرده بود حتی مغز او بر سقف ماشین پاشیده شده بود و او به مقام والای شهادت نائل آمده بود . منبع : سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11286سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>
۲۷۳
ویرایش